در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1ـ3ـ4ـ شعر سیاسی:24
1ـ3ـ5ـ غزل:24
1ـ4ـ تحول فنی شعر جواهری:24
1ـ4ـ1ـ مرحلۀ تقلید از گذشتگان25
1ـ4ـ2ـ مرحلۀ سرگردانی و تردّد بین گذشته و حال26
1ـ4ـ3ـ مرحلۀ نهضت و تحوّل27
1ـ5ـ بلندپروازی جواهری28
1ـ6ـ محبّت و زیبایی پرستی جواهری30
1ـ7ـ مردمداری و احساس مسئولیت در برابر جامعه31
فصل دوم: تأثیرپذیری شعر عربی از قرآن کریم34
2ـ1ـ اثر قرآن بر زندگی قوم عرب:35
2ـ2ـ تأثیر پذیری زبان عربی از قرآن کریم:35
2ـ3ـ ظهور اسلام و پیشرفت شعر38
2ـ3ـ شعر در قرآن39
2ـ5ـ دیدگاه قرآن درباره شاعران40
2ـ5ـ1ـ بیان اوصاف شاعران اسلامی:40
2ـ5ـ2ـ منزلت شعر و شاعر نزد ائمه (ع)41
2ـ6ـ انواع تأثیر پذیری شعر عربی از قرآن کریم43
2ـ6ـ1 تأثیر لفظی:43
2ـ6ـ2 تأثیر معنایی:44
2ـ7ـ اثر قصه‌های قرآن در شعر عربی44

2ـ8ـ نقش آفرینی قرآن در علوم ادبیات عربی46
2ـ9ـ چگونگی زبان و ادبیات در عصر قرآنی47
2ـ10ـ نقش‌آفرینی قرآن در علوم ادبی48
2ـ10ـ1ـ لغت48
2ـ10ـ2ـ نحو49
2ـ10ـ3ـ علوم بلاغی49
فصل سوم: بررسی اقتباس‌های قرآنی محمد مهدی جواهری52
3ـ1ـ تاریخچه اقتباس:53
3ـ2ـ انواع اقتباس:53
3ـ3ـ اقتباس‌های قرآنی محمد مهدی جواهری54
3ـ4ـ نتیجه105
فهرست منابع106

مقدمه:
1ـ بیان مسأله ی تحقیق
پس ازنزول قرآن کریم عرصه ادب ومتون نظم ونثرعرب به شدت وسرعت فراوان به طورکلی منقلب شد، ارزشهای پست جاهلی جای خودرا به ارزش‌های والای انسانی، قرآن، سنت نبوی وفرهنگ اسلام داده و آیه‌های قرآن درهمه‌ی عرصه‌های زندگی مردم تجلی یافت ودرگفتمان رسمی و روزمره و در بیداری شب‌ها و عرصه‌های مختلف زندگی، ورد زبان خاص وعام شد.
در دوران‌های بعد نیز، شاعران وکاتبان درپیشاپیش این تطور حرکت کرده و آنان بااستفاده ازاسالیب تضمین، اقتباس ودیگراصول بلاغی اشعار و نوشته‌های خودرابه عرصه ظهور رسانیدند، ازجمله آقای محمدمهدی جواهری که ازخاندان علم، فرهنگ وتمدن و فقاهت جواهری برخواسته دراشعارخود ازقرآن وسنت استفاده‌های فراوانی کرده وارزشهای اسلامی را درآن گنجانیده است.
2ـ پرسش‌های اصلی تحقیق
اساس این تحقیق بر مبنای طرح پرسش‌های ذیل بوده است که پاسخ به آنها، زیر بنای اصلی این پژوهش را تشکیل می دهد:
1ـ اقتباس‌های قرآنی محمد مهدی جواهری در دیوان شعری او به چه صورت بوده است؟
2ـ محمد مهدی جواهری در کدامیک از اغراض شعری تحت تأثیر قرآن بوده است؟
3ـ محمد مهدی جواهری از اسلوب اقتباس در قرآن چه تأثیری پذیرفته است؟
4ـ محمد مهدی جواهری از اقتباس لفظی بیشتر استفاده کرده است یا معنایی؟
3ـ پیشینه‌ی تحقیق
درمورد زندگی محمدمهدی جواهری، تحقیقات زیادی صورت گرفته است؛ امادرمورد اقتباس‌های قرآنی اشعار وی، هیچ پژوهشی انجام نگرفته است.
4ـ ضرورت انجام تحقیق
تعیین حدومرز ارتباط میان قرآن کریم و ادبیات، تنها با بررسی پیوند شاعران و ادباء با مفاهیم قرآن ممکن است، در این راستا قرآن کریم به عنوان اثری الهام بخش برای آثار ادبی درطول قرنها نقش بسیارموثری را ایفا نموده است.
بررسی وتحقیق پیرامون میزان وچگونگی تاثیرپذیری شاعران ازقرآن کریم ایجاب می‌کند که نگارش‌هایی درزمینه‌ی بررسی تاثیرات قرآن برشعرشاعران صورت پذیرد. بنابراین ضرورت انجام این تحقیق دربرجسته سازی کم وکیف اقتباس‌های محمد مهدی جواهری ازقرآن کریم نهفته است.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

5ـ فرضیه‌های تحقیق
با نگاهی به دیوان محمد مهدی جواهری و بررسی اشعار وی، فرضیه‌های زیر در پژوهش مورد نظر قابل بررسی هستند:
1ـ محمد مهدی جواهری، در دیوان خود از مفاهیم قرآن کریم اقتباس کرده است.
2ـ اقتباس‌هاس قرآنی جواهری به دو صورت اقتباس لفظی و معنایی بوده است.
6ـ هدف‌ها و کاربردهای انجام تحقیق
با توجه به رشد فزاینده پژوهش‌های قرآنی و ادبی، مشخص نمودن میزان تاثیر پذیری و اقتباس شاعران از مفاهیم و الفاظ قرآن کریم، جهت دهی و سمت و سوی آثار شاعران را مشخص می‌سازد. این پژوهش با هدف تبیین جایگاه قرآن کریم و اقتباس‌های قرآنی در دیوان محمدمهدی الجواهری صورت می‌گیرد.
بدیهی است که علاقمندان به ادبیات و پژوهشگران عرصه علوم اسلامی با مطالعه این اثر به جایگاه قرآن در اشعار شاعر مذکور و نیز اقتباس‌های او از واژه‌های قرآنی آگاهی می‌یابند.
7ـ روش کار و مراحل انجام تحقیق
مطالب مورد نیاز این پژوهش با روش کتابخانه ای تهیه و تنظیم گردیده است.
این پایان نامه در سه فصل اصلی سامان یافته است: فصل اوّل آن دربارۀ زندگی نامۀ محمد مهدی جواهری است، که در آن شرح حال، آثار، اشعار، اغراض شعری و تحوّل فنّی شعری او بررسی شده، فصل دوّم، اثر قرآن کریم را بر زندگی أعراب و بر شعر آنان بحث و بررسی می‌نماید.
موضوع اصلی پایان نامه در فصل سوّم آن گنجانده شده است، که در آن، انواع اقتباس‌های لفظی و معنایی محمد مهدی جواهری از قرآن کریم مورد بررسی قرار گرفته است، امید است مورد رضایت همگان قرار گیرد.
الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ وَ الصَّلاهُ وَ السَّلامُ عَلی خَیرِ خَلقِهِ مُحمَّدِ وَ عَلی آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهرینَ ، إلی أبَدِ الآبِدینَ.

فصل اول:
بررسی زندگی، شعر و اغراض شعری
محمد مهدی جواهری

1ـ1ـ زندگی نامه محمد مهدی جواهری
محمدمهدی‌، بزرگ‌ترین‌ شاعر کلاسیک‌ عراقی ایرانی‌ تبار در نیمه اوّل قرن‌ چهاردهم دیده به جهان گشود. برای‌ تولّد وی‌ تاریخ‌های‌ متفاوتی‌ ذکر شده‌ است‌، اما به‌ نظر می‌رسد صحیح‌ترین‌تاریخ‌ 17 ربیع‌الاول‌ 1317ه.ق باشد. وی‌ در خاندانی‌ اهل‌ علم‌ در نجف‌ به‌ دنیا آمد.1
پدرش‌، عبدالحسین‌، از نوادگان‌ شیخ‌ محمدحسن‌ نجفی‌*(مؤلف‌کتاب‌ معروف‌ جواهرالکلام‌*) بود. اولاد و نوادگان‌ شیخ‌محمدحسن‌، نام‌ خانوادگی‌ خود را در انتساب‌ به‌ این‌ کتاب‌، «جواهری‌»، «صاحب‌ جواهر» و «جواهر کلام‌» برگزیده‌اند.2
محمد مهدی‌ از پنج‌ سالگی‌ خواندن و نوشتن‌ را نزد برادر بزرگش‌، عبدالعزیز، و قرآن‌ را در مکتب‌خانه‌ فراگرفت‌. تحصیلات‌ ابتدایی‌ را نزد معلمی‌ تندخو گذراند، به‌طوری‌که‌ بعدها از تأثیر منفی‌ این‌ دوره‌ با تلخی‌ بسیار یاد می‌کرد. سپس‌ به‌ مدرسه رشدیه‌ رفت‌ و به‌ فراگیری‌ زبان‌ و ادبیات‌ عرب‌ و جغرافیا پرداخت‌.
جواهری حافظه‌ای‌ اعجاب‌انگیز داشت‌ به‌ شکلی‌ که‌ در هشت‌ سالگی‌ هر روز یک‌ خطبه‌ از نهج‌البلاغه‌، قصیده‌ای‌ از دیوان‌ متنبی‌ و قطعه‌ای‌ از البیان‌ و التبین‌ جاحظ‌ را از بر می‌کرد و چنان‌که‌ خود گفته‌، به‌ جهت‌ قدرت‌ حافظه‌اش‌ مورد غبطه‌ و حسادت‌ قرار می‌گرفت.3
وی‌ با وجود استعداد و حافظه قوی‌، در آغاز علاقه‌ای‌ به‌ تحصیلات‌ سنّتی‌ نداشت‌. اما همین‌ تحصیلات‌ اولیه سنّتی‌ و مطالعه اشعار قدما، بعدها تأثیر عمیقی‌ بر اشعارش گذاشت‌. جواهری‌ از کودکی‌ دلبستگی‌ شدیدی‌ به‌ شعر داشت‌. پدرش‌ با اینکه‌ در آغاز مخالف‌ سرودن‌ او بود، هنگامی‌ که‌ علاقه عمیق‌ او را به‌ شعر درک‌ کرد، خود نیز به‌ تشویقش‌ پرداخت‌ و او را با خود به‌ مجالس‌ بزرگان‌ برد. جواهری‌ هم‌ در این‌ مجالس‌ تحت‌ تأثیر اندیشه آزادی‌خواهی‌ بزرگانی‌ چون‌ محمدسعید حبوبی4، شاعر مبارز ضداستعمار، قرار گرفت.
محمد مهدی در نوجوانی‌ همراه‌ برادر بزرگ‌ترش‌ در یکی‌ از حوزه‌های‌ علوم‌ دینی‌ نجف‌ به‌ تحصیل‌ پرداخت‌ و لباس‌ روحانیت‌ بر تن‌ کرد، اما پس‌ از مرگ‌ پدرش‌، تحصیلات‌ حوزوی‌ و لباس‌ روحانیت‌ را کنار گذاشت‌. در هجده‌ سالگی‌ نخستین‌ شعرش‌ را با نام‌ مستعار در روزنامه العراق‌ به‌ چاپ‌ رساند و تنها در سال 1300 (ه.ش‌) حدود 21 قصیده از او در نشریات‌ عراق‌ به‌چاپ‌ رسید و به‌ دلیل‌ استحکام‌ اشعارش‌ خیلی‌ زود جای‌ خود را در میان‌ خوانندگان‌ باز کرد. اولین‌ مجموعه شعری‌‌اش، با عنوانِ «حبله الادب‌» در 1302 ش‌ در بغداد منتشر شد. 5
جواهری جزو نخستین روزنامه ‌نگاران عراقی محسوب می‌شود. و همچنین مؤسس اتحادیه نویسندگان عراقی و نخستین رئیس این اتحادیه نیز بود. در سال 1386(ه.ش )به مناسبت دهمین سال درگذشت این شاعر و ادیب نام آور، استاندار نجف یکی از خیابان‌های اصلی شهر را به نام وی نامگذاری کرد. جواهری خیلی زود با دو پدیده فقر و شعر آشنا شد. با اولی نمی‌توانست کاری بکند ولی با دومی که به تدریج تمام فکرش را تسخیرکرده بود باید کنار می‌آمد.6
جواهری دور از چشم خانواده شروع به مطالعه کتاب‌های غیردرسی کرد. به هرکتاب شعری که می‌رسید، می‌خواند. شعر آن روز و شعر هزار سال پیش را، در نوجوانی اشعار روحانی مجاهد سعید حبوبی در او اثرعجیبی داشت. این روحانی مبارز بعدها در مبارزه آزادی ـ ‌خواهانه ملت عراق به دست انگلیسی‌ها شهید شد. جواهری در سن هفده سالگی پدرش را که در جنگ با انگلیسی‌ها در اطراف بغداد رهبری گروهی از عشایر را به عهده داشت و بیمار شده بود، از دست داد و با این درگذشت ناگهانی، زندگی مادی خانواده که در حیات پدر نیز سخت بود، سخت تر شد؛ ولی از نظر ادبی و علمی، فرزند بزرگ خانواده به نام «عبدالعزیز» که طلبه‌ای جوان و ادیب و شاعر و روشنفکر و پراستعداد و مهربان بود، این کمبود را تا حدود زیادی برطرف کرد.7
عبدالعزیز که به نبوغ و قابلیت‌های بالای برادر واقف بود، سرپرستی و هدایت او را در راهی که جواهری سخت به آن دل بسته و عشق و علاقه نامتناهی به آن داشت، به عهده گرفت. کتاب‌های شعر در اختیارش قرار می‌داد و قواعد شعر را به او می‌آموخت و محدودیت‌هایی را که در حیات پدر مانع از جولان فکر این جوان در پهنه بیکران شعر بود، از سر راهش برمی داشت. عبدالعزیز جواهری پس از مدتی به ایران مهاجرت کرد. مدتی در کرمانشاه ساکن شد، سپس به تهران آمد و تا آخر عمر در تهران زندگی کرد و در نهم مرداد 1365ش دیده از جهان فروبست. عبدالعزیز جواهری ادیبی متواضع، شاعری توانا و محققی پرتلاش و موشکاف بود. علاوه بر احاطه بر علوم فقهی دوران طلبگی، مطالعات وسیعی در ادبیات فارسی، فلسفه و عرفان، ریاضیات و علوم طبیعی نیز داشت.8
او مثنوی مولوی را با حفظ و رعایت کامل تمام رازها و رمزهایش به عربی ترجمه کرد و چنان موفق به این کارشد که از سوی دانشگاه‌هایی مانند الازهر و نیز مولوی شناسان زیادی مورد تقدیر قرار گرفت. او برای تکمیل برخی از اطلاعات و زندگی مولانا، به ترکیه رفت و با مولوی‌شناسان آن دیار به بحث و جدل پرداخت. عبدالعزیز منظومه مثنوی‌اش را «جواهرالآثار»‌ نام گذاشت و در کار ترجمه و نظم دیوان حافظ بودکه اجل مهلت نداد. تا زمانی که عبدالعزیز در نجف بود، جواهری شاعر حداکثر استفاده را از راهنمایی‌ها و مهربانی‌های برادر برد و علاقه و اشتیاقش را نسبت به او حتی در سن کهولت ازکسی پنهان نمی‌کرد و همچنین نقش مهم او را در زندگی ادبی‌اش.9‏
جواهری گرچه در سنین خیلی پایین نیز شعر می‌سرود ولی چون آن را در قدوقواره اشعار بزرگان نمی‌دید، کنار می‌گذاشت. در سن هجده سالگی اولین شعر مورد پسندش را سرود و با نام مستعار و با ترس و لرز برای یکی از روزنامه‌های معتبر فرستاد. چند روز پر اضطراب را به انتظار ماند، تا این که پس از یک هفته شعر به چاپ رسید. آن هم با تعریف و تمجید فراوان از یک شاعر ناشناس. و تنها کسی که این ناشناس را شناخت عبدالعزیز بود؛ زیرا رگه‌هایی از احساس شعری خود و علائمی از روحیه پرجوش و خروش برادر را در آن شعر یافت. جواهری در سن بیست یا بیست‌ویک سالگی، دیگر نه تنها یک شاعر گمنام نبود؛ بلکه برخی از شعرای زمان خود را پشت سرگذاشت. او شعر را تنها به عنوان مؤثرترین وسیله برای زیباترین بیان عشق و مستی و زیبایی و زشتی و وفا و جفا و… به خدمت نگرفت، بلکه آن را مؤثرترین وسیله برای بیداری مردم و مبارزه با جهل و عقب افتادگی و مبارزه با زورگویان مسلط بر اجتماع و دفاع از حقوق به تاراج رفته درماندگان و مردم عادی یافت و در این وادی پرخطر گام گذاشت.10
جواهری در سال‌های 1924 و 1926 میلادی برای دیدار با برادرش عبدالعزیز که در ایران مستقر شده بود، به ایران آمد و مجذوب طبیعت سرسبز و مردم خونگرم این دیار شد. همچنین فرصتی نیز برایش فراهم شد تا با حضور در برخی از محافل ادبی، درباره شعرای ایران، از سعدی و حافظ تا عارف و ایرج میرزا، مطالعاتی انجام دهد و مقاله‌هایی در این زمینه بنویسدو اشعاری (که برخی از آنها ترجمه اشعار حافظ بود) به این مناسبت بسراید این اشعار، با عنوان «گنج‌های ایرانیان» در تعدادی از روزنامه‌های عراق به چاپ رسید و بهانه به دشمنانش داد تا در فرصت مناسب از این نوشته‌ها استفاده کنند. جواهری در سال‌های 1921 تا 1927میلادی نوشته‌ها و اشعار بسیار زیادی که عمدتأ در راه بیداری ملت عراق و مبارزه با جهل و عقب افتادگی و استعمار انگلیس و مزدورانش بود، در روزنامه‌ها منتشر کرد و همیشه با عکس‌العمل‌های شدید مواجه می‌شد.11‏
او در سال 1927 برای امرار معاش و با همان لباس طلبگی از نجف به بغداد رفت تا در مدارس آنجا به تدریس بپردازد ولی در ظاهر، سفرهای او به ایران و اشعارش در واقع خشم وکینه حاکمان و غارتگران، آن فرصت را برای عوامل آنها و پس‌ماندگان حکومت عثمانی که در دوایر اصلی فرهنگ عراق نفوذ فراوان داشتند، فراهم کرد تا جواهری را به عنوان فردی نه چندان عراقی و فاقد شناسنامه (شناسنامه در آن زمان در عراق عمومی نشده بود) با مشکلات بسیاری مواجه کنند. این موضوع به تدریج به مسأله روز و حتی به یک بحران تبدیل شد؛ ولی با توجه به حسن اشتهار جواهری‌ها و مبارزات آنها با انگلیسی‌ها و نام پرآوازه صاحب الجواهر که بر سرتاسر عراق سایه افکنده بود و مقاومت جواهری و نوشته‌های تند او علیه وزارت فرهنگ(معارف) و دخالت آیت‌الله سیدمحمدصدر، رهبر پرنفوذ شیعیان و موافقت ملک فیصل که از قبل جواهری و جواهری‌ها را می‌شناخت، جواهری در دربار به کارمشغول شد و مدیرکل اداره ذیربط در وزارت فرهنگ از کار برکنار گردید. 12
جواهری با تسلط کاملش به شعر و ادبیات، خیلی زود مورد توجه پادشاه قرارگرفت تا آنجا که همیشه او را به نام «فرزندم محمد» خطاب می‌کرد. جواهری در موقعیت جدید هم به نوشتن مقاله‌ها و سرودن اشعاری که بعضاً با شرایط سیاسی روز و فرهنگ رایج هماهنگی نداشت، ادامه می‌داد و اغلب با انتقادها و مخالفت‌های شدید کسانی که مصالح مادی یا موقعیت‌های اجتماعی و سیاسی آنها مورد تعرض قرار می‌گرفت، مواجه می‌شد. این نوشته‌ها و اشعار گاهی به دلایل سیاسی و گاهی به دلایل مذهبی و قومی مشکلاتی برای دربار و شخص ملک فیصل به وجود می‌آورد؛ ولی ملک فیصل آنها را نادیده می‌گرفت.‏ 13
جواهری از گروهی از روحانیون عالیقدر و مبارز مانند سیدجمال الدین اسدآبادی و آیت‌الله محمد کاظم خراسانی (ابوالاحرار) و شهید سیدسعید حبوبی و آیت‌الله شیرازی که فتوای قیام آزادیخواهانه 1920 عراق را صادر کرد و آیات عظام نایینی و سیدابوالحسن اصفهانی و روحانیون مبارز و مردمی از بیوت صاحب الجواهر و کاشف الغطا و بحرالعلوم را می‌ستود و بر روحانیون ساکت و خاموش و یا سازشکار با حکام، مستقیم یا غیرمستقیم می‌تاخت که بلافاصله با تهمت اهانت به دین و مذهب و یا مقدسات و اخلاق عامه مواجه می‌گردید و مشکل جدیدی بر مشکلات قبلی‌اش اضافه می‌شد. او با نویسندگان و شعرا و رؤسای عشایر و رهبران احزاب سیاسی و درباریان متملق نیز رفتار مشابهی داشت. ادامه این وضع و ادامه کار در درباری که پادشاهش سخت به جواهری علاقه داشت قابل جمع نبود و عاقبت جواهری در سال1930میلادی و برخلاف میل پادشاه، هم از دربار و هم از لباس طلبگی خارج شد تا به کار مورد علاقه‌اش نویسندگی و شاعری که سلاحی برنده در دست او بود بپردازد و مبارزه‌اش را با جهل و عقب‌افتادگی و استعمار انگلیس که جانشین عثمانی‌ها شده بود با شرایط خودش به پیش ببرد.14
جواهری حتی در سال‌های 1930میلادی فاجعه سال 1947، که کشور تحت‌الحمایه و ملت فلسطین را متلاشی کرد، پیش‌بینی و برای جلوگیری از وقوع حتمی آن، ملت فلسطین را به ایستادگی و مقاومت در برابر نقشه‌های شوم انگلیس برای آینده فلسطین دعوت می‌کرد. جواهری پس از ترک دربار، روزنامه فرات را منتشر کرد و از همان ابتدا آن را به رسانه‌ای جهت نشر افکار آزادیخواهانه و پایگاهی برای مبارزه با استعمار و استبداد درآورد. طبیعی است چنین روزنامه‌ای که با استقبال مردم مواجه شده بود نمی‌توانست زیاد دوام بیاورد و پس از چند ماه توقیف شد؛ ولی او روزنامه‌‌های دیگری را با همان سبک و سیاق منتشر کرد که همگی بعد از کوتاه مدتی به سرنوشت اولی دچار می‌ شدند و او هم گاه به گاه تحت نظر یا موقتاً ممنوع‌القلم می‌شد. با رهبران احزاب پیشرو و مستقل ارتباط‌هایی برقرار کرد و در فعالیت‌های سیاسی آنها شرکت مؤثر داشت، ولی عضو هیچ حزبی نشد. تا حدی چپگرا بود و مبارزات چپگرایان را بر فعالیت‌های سایر احزاب ترجیح می‌داد. جواهری نگذاشت که قیام آزادیخواهانه 1920 ملت عراق در تندباد حوادث به فراموشی سپرده شود.15
شهرت جواهری در دهه 30میلادی، از مرزهای عراق فراتر رفت و در کشور‌های عربی مانند سوریه و لبنان و مصر به اغلب مناسبت‌های ادبی و شب‌های شعر و تجلیل از پیشروان شعر و ادب مانند ابوالعلاء معری و بحتری و سایر بزرگان دعوت می‌شد و در بسیاری از موارد، او اولین سخنران و شاعر بود، ولی او سیاست استعماری و تیره بختی مردم و فساد حاکمان را، حتی در این مناسبت‌ها فراموش نمی‌کرد و به صورتی تند و خشن بیان می‌کرد و اگر در محفلی، پادشاهی یا رئیس‌جمهور کشوری حاضر بود، امکان داشت دو سه بیتی در تعریف او بگوید تا بتواند صد بیت دیگر را به حمله به سرکوبگری و ظلم و خیانت اطرافیان ضدمردمی او اختصاص دهد.16‏
جواهری در خاطراتش می‌نویسد: «زیاد وارد سیاست می‌شوم ولی از بازی‌های سیاسی اصلاً سر در نمی‌آورم.» او درباره شعر نیز می‌گوید: «شعرآن نیست که به یک باره مانند سیل خروشان برزبان جاری شود بلکه باید مانند شعله‌های آتش درون را بسوزاند، فکر را بشوراند و جان و وجدان را ملتهب کند تا شرایط انفجار آن فراهم شود.» جواهری در سال 1936 به خاطر موضع‌گیری‌‌های سیاسی‌ اش در زندان مخوف ابوغریب چند ماهی زندانی شد. از شرایط سخت زندان، شعر الظلام (تاریکی) متولد شد که در بین مبارزان و روشنفکران زیادی که ماه‌ها یا سال‌های متمادی در آن زندان مخوف در بند بودند و حتی مردم عادی که از شنیدن نام این شکنجه‌گاه لرزه بر اندامشان می‌افتاد، انعکاس فراوانی یافت.17
جواهری در همین زندان با شخصی به ظاهر زاهد و عابد و در واقع قاتل وحشت‌آوری به نام محمدتقی آشنا شد. این قاتل در ماه رمضان، در نماز جماعت، در پشت سر آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی(ره) و در کنار حسن فرزند بسیار عزیز آیت‌الله نماز می‌خواند؛ به ناگاه با ساطوری که همراه داشت سر حسن را از تن جدا کرد. مردم هیجان زده به سوی او هجوم آوردند تا او را تکه تکه کنند، ولی به طوری که برای جواهری نقل می‌کرد، آیت‌الله، این مرجع بزرگ تشیع، خود را برروی قاتل ساطور به دست،‌ انداخت تا مانع از بین رفتنش شود. قاتل دستگیر شد و مردم ماتم‌زده، لحظه به لحظه منتظر محاکمه او و صدور حکم اعدام بودند، ولی با دخالت آیت‌الله قاتل به حبس با تخفیف محکوم شد. جواهری ریشه این جنایت‌های وحشتناک را که در سرتاسر عراق رایج بود، در جهل و عقب افتادگی و افساد اجتماع توسط حکام فاسد باقی مانده از نظام قبلی و جیره‌خواران استعمار جدید انگلیسی می‌دانست که باید با آن از طریق روشنگری مبارزه کرد.18 ‏
محمد مهدی، امتیاز بزرگ دیگری نیز داشت و آن اعتراف صریح و فوری به اشتباهات و خطا‌هایش در مبارزه و تلاش در اصلاح آنها بود. برای مثال در واقعه محاصره یکماهه نجف در سال 1919 توسط نیروهای انگلیسی او جوانی نوزده ساله بود و با نیروهای مقاوم شهر و حتی رهبران آنها که بیشتر از مردم عادی بودند ارتباط داشت، نتوانست مانند آنهایی که جان خود را در جنگ از دست دادند و یا به دار آویخته شدند، مقاومت کند و البته در آن سن و سال، جواهری از نظر روحی و جسمی آمادگی لازم را نداشت. این محاصره کامل یک ماهه و قطع همه چیز از مردم نجف، گرچه به ظاهر توسط انگلیسی‌ها و عوامل آنها سرکوب شد، ولی پایه قیام مردمی فراگیر‌تر و گسترده‌تر سال 1920 را استوارتر کرد و الفبای سیاسی شعر جواهری در واقع از همانجا پایه و مایه گرفت.19‏
جواهری در سال 1928 دیوان شعر «بین شعور و عاطفه» را به چاپ رساند و پس از خروج از دربار، در فاصله بین سالهای 1930 تا 1935 علاوه بر نشر روزنامه‌های مختلف که همه آنها توقیف می‌شدند، در مدارس تدریس می‌کرد و از آنجا نیز اخراج می‌گردید. او در سال 1935 دیوان دوم شعر خود را به نام «دیوان الجواهری» منتشر کرد و در سال 1936 بعد از کودتای بکرصدقی که قول اصلاحات و تضمین آزادی‌ها را داده بود، روزنامه انقلاب را منتشر کرد و پس از این که حس کرد کودتاگران به قول‌های خود پشت پا می‌زنند، افشاگری کرد و کودتاچیان را به باد حمله گرفت. روزنامه توقیف شد و او زندانی گردید و یکی دو روز پس از آزادی‌اش، بکر صدقی در یک حادثه هوایی طراحی شده توسط سیاستمداران حرفه‌ای کشته شد.20
این سیاستمداران حرفه‌ای تلاش زیادی می‌کردند تا جواهری را به موازات ممنوع‌التدریس و ممنوع‌القلم کردن و توقیف روزنامه‌ها و بازداشت و سایر فشارهای روانی، با پیشنهاد سمت‌های مهم دولتی و مأموریت‌های خارج از کشور به نحوی آرام کنند؛ ولی موفق نمی‌شدند. البته گاهی هم او به تصور این که در موقعیت جدید بهتر می‌تواند صدای حق‌طلبانه مردم را به گوش حکّام برساند، در دام آنها می‌افتاد. مثلأ در سال 1937 پیشنهاد نمایندگی پارلمان، از سهمیه گزینشی دولت را که نخست وزیر یا وزیرکشور به او داده بودند، پذیرفت. تلاش زیادی نکرد، اما مخالفت دیگر سیاستمداران مانع این انتخاب (و به تعبیر خودش انتصاب) شد و این همان چیزی است که او درباره‌اش می‌گوید با سیاستمداران مبارزه می‌کنم ولی از زدوبند‌های آنها سر در نمی‌آورم و خوشحالم.‏21
او در سال 1937 که در سوریه جنبشی به پشتیبانی مقاومت ملت فلسطین در برابر انگلیس به راه افتاده بود، شرکت فعال داشت و در سال1941 از جنبش مردمی دیگری در عراق پشتیبانی کرد و روزنامه الرأی العام را منتشر کرد و پس از شکست این جنبش به ایران آمد و در همان سال نیز به عراق برگشت. با تهاجم سرتاسری آلمانی‌ها به شوروی سابق و تشکیل گروه‌های متنفر از انگلیسی‌ها، و سیاستمداران فرصت‌طلب که آلمان را برنده جنگ می‌دانستند و در سطوح مختلف سیاسی و دولتی از آلمانی‌ها پشتیبانی می‌کردند؛ او به تشکل‌های ضدفاشیسم پیوست و مقاومت شوروی‌ها را در شهر‌های مختلف آن کشور با اشعار و مقاله‌های مهیج ستود.22‏
در سال 1947 او وارد پارلمان عراق شد و با پیمان خفّت‌بار، «پورت اسموت» بین انگلیس و عراق که به تأیید سیاستمداران حاکم رسیده و به موافقت پارلمان نیاز داشت، مخالفت کرد و با نطق‌های تند در مجلس و نوشتن مقاله‌ها و سرودن اشعار مهیج و همراهی با سایر مخالفان، زمینه را برای حرکت مردمی علیه این پیمان فراهم ساخت. به اتفاق تعدادی از نمایندگان از مجلس استعفا داد و با به راه افتادن تظاهرات، که دانشجویان طلیعه آنها بودند، اوضاع وخیم شد.
نایب‌السلطنه عراق پیام آشتی‌جویانه داد و پذیرفت که پیمان نباید تصویب شود، ولی دیر شده بود و تظاهرات ادامه یافت. نیروهای دولتی با خشونت وارد عمل شدند و عده‌ای از مردم زخمی و یا شهید شدند و جعفر، برادر جوان جواهری، در سوریه دانشجو بوده و برای شرکت در تظاهرات به بغداد آمده بود، شهید شد. دولت سقوط کرد و معاهده ملغی گردید.23
جواهری به مناسبت این قیام و شهادت و تشییع باشکوه و بی‌سابقه جنازه برادرش و در بزرگداشت شهدا، اشعار حماسی و عاطفی بسیاری سرود که در حافظه اغلب عراقی‌ها و هواخواهان شعر او باقی ماند. در همین سالهای 47 و 48 بود که فاجعه فلسطین با شکست خفّتبار کشورهای عربی و سپس تقسیم فلسطین رخ داد و جواهری از پانزده سال قبل با شناختی که از حکام عرب داشت این وضع را پیش‌بینی کرده بود با شعر و نطق و مقاله از اولین کسانی بود که ملت فلسطین را به مقاومت دعوت کرد و در هر محفلی، فرصتی برای انتقاد و مخالفت با سکوت حقیرانه حکام فراهم می‌ساخت.24‏
جواهری در سال‌های 1949 تا 1953 به بعضی از کشورهای اروپایی و عربی مسافرت کرد و اوضاع نابسامان عراق را در کنفرانس‌ها و روزنامه‌ها فاش می‌کرد. سومین دیوان شعرش را در همین سال‌ها به چاپ رساند و روزنامه الرای العام توقیف شده‌اش را در سال 1954 منتشر کرد که مجدداً توقیف شد. او در همین سال برای بزرگداشت شهادت یکی از مبارزان سوریه به دمشق دعوت شد و از این فرصت برای پناهندگی سیاسی استفاده کرد و دو سال در سوریه ماند.25
در سال 1957 با تغییر نسبی شرایط به عراق مراجعت کرد، ولی خارج از بغداد ساکن شد. در کودتای عبدالکریم قاسم در سال 1958، به دعوت حکام جدید به بغداد برگشت و با استقبال شدید رسمی و مردمی مواجه شد و روزنامه الرای العام را مجدداً منتشر کرد و از حکومت جدید که بساط سلطنت را برچید حمایت کرد و با عبدالکریم قاسم که از خانواده نسبتاً فقیری بود، روابط خوبی داشت و در خانه اجاره‌ای خودش یا در محل کار عبدالکریم قاسم در وزارت دفاع ملاقات‌هایی با او داشت.
جواهری در سال 1958 به عنوان رئیس اتحادیه‌های ادبا و روزنامه‌نگاران عراق انتخاب شد و با همین عنوان درکنفرانس‌های مختلف شرکت می‌جست. عبدالکریم قاسم، در ابتدا بسیار متواضع و برای اصلاح وضع به هم ریخته عراق شب و روز تلاش می‌کرد و گرایش‌های چپی داشت، پس از سوءقصد نافرجام صدام علیه او، رویه خشنی در پیش گرفت و به سختگیری متوسل شد. جواهری با شرایط جدید دیکتاتوری مخالفت کرد. روزنامه‌اش تعطیل شد و او تحت مراقبت و آزار شدید قرار گرفت و همین که فرصتی پیش آمد، به بهانه شرکت در جشنی در لبنان، از عراق خارج شد و از آنجا به پراگ 26رفت. هفت سال در پراگ ماند و دیوان چهارم شعرش را به نام «بریدالغربه»(پست غربت) منتشر کرد. عبدالکریم قاسم هم با یک کودتای خونین از بین رفت و کودتاچیان بعدی با نام‌های قومی و بعثی، همدیگر را مرتب از صحنه خارج می‌کردند و این وضع تا سال 1968 ادامه داشت که کودتای دیگری ولی این بار با عمری نسبتاً طولانی‌تر بر سرکار آمد. مجدداً از جواهری دعوت شد تا به وطنش که آن همه به آن دلبستگی داشت برگرددواین بار با استقبالی با شکوه‌تر از استقبال ده سال قبل مواجه شد.27
جواهری تا ده سال بعد، گرچه سفر‌های زیادی به مناسبت‌های مختلف به خارج از عراق داشت، ولی فعالیت‌های سیاسی و ادبی‌اش درعراق با مشکل چندانی مواجه نمی‌شد. ملی شدن صنعت که آرزوی دیرین ملت عراق بود، در همین دوره صورت گرفت و مقاومت دولت در برابر خواسته‌های استعمارگران جدید گرچه تا حدی در آرامش عراق تاثیر داشت اما مطالبات ملی و مذهبی و قومی و روشنفکران، مانند آتش زیر خاکستر بود. جواهری در این ده سال در عراق یا در کشورهای دیگر چند دیوان شعر منتشر کرد و بعضی از دیوان‌های منتشر شده‌اش را برای چندمین بار تجدید چاپ نمود.28‏
جواهری با شروع مجدد دور جدید سانسور و اختناق، از عراق به چکسلواکی کمونیست رفت و فعالیت‌های سیاسی و ادبی‌اش را از آنجا دنبال کرد و مرکزیتی به کارهای خود و روشنفکران آنجا داد. جواهری تا سال 1980 هفت دیوان شعر منتشر کرد. او در دوره اقامت در پراگ، اشعاری و حتی داستان‌های کوتاهی از نویسندگان بزرگ اروپایی را به عربی ترجمه و منتشر کرد. جواهری پس از چند سال اقامت در پراگ، از اختلاف پیش آمده بین دو شاخه حزب بعث حاکم در سوریه و عراق استفاده کرد، در دمشق مستقر شد و مورد احترام فراوان ادبا و سیاسیون سوری و مخالفان عراقی مستقر در دمشق قرارگرفت.29
او در سال 1989 اشعاری از عمروبن ربیعه، شاعر معروف عرب را تجزیه و تحلیل و منتشر کرد و همچنین در1991 منتخبی از اشعار عرب قبل از اسلام و بعد از ظهور اسلام را بررسی و درباره آنها اظهار نظر نمود. او در سال 1992 برای آخرین بار و برای مدت کوتاهی به ایران آمد و در شب شعری که در تهران برایش ترتیب داده شد، قصیده معروف «آمنت بالحسین» (به حسین ــ علیه السلام ــ ایمان آوردم) را خواند که مورد استقبال حاضران واقع شد. 30
او این قصیده را که می‌گویند مهمترین قصیده در چند صد سال اخیر در وصف آن امام همام است، در سال 1947 برای جمع کثیری از جوانان کربلا خواند. این قصیده نه تنها بین شیعیان بلکه بین آزادیخواهان و مبارزان سایر ملت‌های عرب نیز انعکاس فراوانی داشت و جاودانه ماند. جواهری، شهادت امام(ع) را به صاعقه‌ای تشبیه می‌کند این صاعقه برای مبارزه انسان‌ها در برابر ظلم و ستم لازم بود و غم و اندوه شهادت او را انگیزه‌ای برای گام برداشتن در این راه می‌داند.‏
جواهری بقیه عمر پرفراز و نشیبش را با سربلندی و افتخار در سوریه ماند تا به دجله و فرات و نخلستان‌ها و کوهستان‌های عراق که الهام بخش شعر او بودند نزدیک باشد. جواهری با شعر، متعالی شد و شعر را به اوج رسانید. ادبای عرب، او را خداوند شعر، نابغه شعر و…. خواندند و «محمود درویش» شاعر نامدار فلسطین، او را رودخانه سوم عراق خواند. جواهری در مدت اقامت در سوریه، خاطراتش را در سه جلد و نزدیک به هزار صفحه منتشر کرد که مروری بر زندگی او و نزدیک به یک قرن تحولات سیاسی و اجتماعی و مبارزات ملت عراق بود.31
مناسبت‌های متعددی در نقاط مختلف در بزرگداشت درگذشت او برپا شد و مراکز فرهنگی زیادی به نام او نامیده شد و اخیراً تندیس‌هایش در عراق و سوریه نصب شده است. خیال الجواهری، نویسنده و دختر جواهری، یک کتاب 400 صفحه‌ای را که حاوی مهمترین بررسی‌های نویسندگان بزرگ عرب درباره جواهری است، منتشر کرده و در این کتاب می‌نویسد که پدرم یک شاعر انقلابی، و مبارزی بود که با وجود حکومت‌های سرکوبگر در جست و جوی آزادی بود.32
صفیه السهیل، یکی از نمایندگان مجلس عراق، در گرامیداشت انتشار کتاب «رودخانه سوم» گفت: جواهری یک شاعر نابغه، سیاستمداری آزاد و یک مرد انقلابی است و چیزی که خیلی در مورد آن صحبت نشده است این است که او یکی از قوی‌ترین مدافعان حقوق زنان بود و هر چیزی را که مقام، منزلت و بزرگی آنان را کوچک می‌شمرد، مردود می‌دانست. همچنین سامیه عزیز، رئیس کمیته اخراج‌شدگان و تبعیدیان و مهاجران مجلس عراق نیز گفت: جواهری سمبل تمام کسانی است که با زور از میهن‌شان اخراج شدند و رنج و مصائب را همراه خود به غربت بردند.
محمد مهدی الجواهری، سال 1997 در 89 سالگی از دنیا رفت. وی یکی از بزرگترین شاعران عراق است که توانست جوایز، لقب‌ها و نشان‌های متعدد بین‌المللی را در زمینه‌های مختلف ادبی و فرهنگی به خود اختصاص دهد.33 او در آرامگاهِ متناسب با مقام و منزلتش به خاک سپرده شد. بر سنگِ قبش چنین نوشته شده: «آرمیده است او، دور از دجله برای ابد».
1ـ2ـ شعر جواهری
شعر جواهری‌ از حیث‌ شکل‌ و ساختار همان‌ شعر سنّتی‌ عرب‌ است‌، اما زبان‌ شعری‌اش بسیار قوی‌ و غنی‌ است‌. واژگان‌ شعری‌اش با دقت‌ و وسواس‌ انتخاب‌ شده‌اند، لحن‌ اشعار سیاسی‌ وی‌ غالباً خطابی‌ است‌ و در اشعاری‌ مانند ” أَطبقْ دُجی‌’ ” از شگردهای‌ خطابه‌ و سخنرانی‌ به‌خوبی‌ استفاده‌ کرده‌است‌. به‌ نظر جبرا ابراهیم‌ جبرا لحن‌ خطابی‌ اشعار سیاسی‌ جواهری‌ در تاریخ‌ادبیات‌ عرب‌ نادر و کم‌نظیر است‌.
در اشعار برجسته‌ و معروف‌ او تصاویر متراکم‌ و فشرده‌، همراه‌ با وزنی‌ مناسب‌ و استوار و لحنی‌ دلنشین‌ و سرشار از هیجان‌ باعث‌ می‌شود که‌ شعرش‌ به‌ لحاظ‌ سبکی‌ و از نظر تأثیرگذاری‌ و برانگیختن‌ عواطف‌ خواننده‌ منحصر به‌فرد باشد، به‌ عنوان‌ نمونه‌ شعر ” أطبق‌ دُجی‌’ “، با اینکه‌ از نظر شکل‌ و زبان‌، شبیه‌ اشعار قُدماست‌، اما ویژگیهای‌ مذکور باعث‌ شده‌ است‌ شعرش‌ نادر و منحصر به‌فرد باشد، و اینکه نگرش‌ سیاسی‌ جواهری‌ منحصر به‌ عراق‌ معاصر نیست‌؛ جواهری در برخورد با مسئله فلسطین‌، تا قبل‌ از 1327 ش‌/1948 برجسته‌ترین‌ شخصیتی‌ بود که‌ به‌ ضعف‌ بنیانهای‌ سیاسی‌ اعراب‌ توجه‌ کرد و با لحنی‌ دردناک‌ از آن‌ انتقاد نمود.
او در نخستین‌ شعرش‌ در باره فلسطین‌ (به‌ نام‌” فلسطین ‌الدامیه “، 1929)، از یک‌ سو اعراب‌ را به‌ مبارزه عملی‌ و نظامی‌ با صهیونیستها ترغیب‌ می‌کند و از سویی‌ دیگر، سستی‌ رهبران‌ عرب‌ و اعتماد بیش‌ از حد عربها به‌ بریتانیا را عامل‌ اصلی بدبختی‌ آنها می‌داند. ). او در اشعار ” ذکر وعد بالفور “، و ” الیأسُ المَنشود ” بی‌پروا به‌ انتقاد از رهبران‌ کشورهای‌ عرب‌ می‌پردازد و آنها را ابزاری‌ بی‌اراده‌ در دست‌ غرب‌ معرفی‌ می‌کند.34
در مضامین‌ غنایی‌، نظیرِ وصف‌ معشوق‌ و طبیعت‌، اشعار او غالباً خشک‌، تصنعی‌، عامه‌پسند و خالی‌ از هر نوع‌ نوآوری‌ است‌. تنها شعر غنایی‌ وی‌، که‌ از این‌ قاعده‌ مستثناست‌، ” آفرودیت‌ ” است‌ که‌ شعری‌ ساده‌ و صمیمی‌ است.‌
شعر ” اللاجئه فی‌ العید “، که‌ در 1330 ش‌/1951م سروده‌ شده‌، گزارشی‌ است‌ ترحم‌انگیز از زن‌ فلسطینی‌ جوانی‌ که‌ خانواده‌اش‌ را صهیونیستها کشته‌اند و او برای‌ تأمین‌ زندگی‌ برادر کوچکش‌ به‌ خود فروشی‌ کشیده‌ می‌شود. جواهری‌ در این‌ شعر، با تأثیر آشکار از امیل‌زولا، کوشیده‌ کاربرد روایت‌ را در شعر سیاسی‌ تجربه‌ کند.
جواهری‌ در موضوعاتی‌ نظیر مدح‌، وصف‌ و مرثیه‌ برای‌ بزرگانی‌ نظیر حافظ‌ ابراهیم‌ *، شوقی‌ *، رُصافی‌، اشعار بسیاری‌ دارد، اما در نظر ناقدان‌، شعر وی‌، نقطه‌ اوج‌ شعر سیاسی‌ در عراق‌ است‌. جواهری‌ با استادی‌ تمام‌ توانسته‌ است‌ به‌ شعرهای‌ سیاسی‌، عاطفه‌ و دیدگاهی‌ انسانی‌ ببخشد و همین‌ امر، بیشترین‌ تأثیر را بر بدر شاکر السیاب‌، یکی‌ از بنیان‌گذاران‌ شعر آزاد عرب‌، و نسل‌ پس‌ از او داشته‌ است‌، به‌ شکلی‌ که‌ تندروترین‌ و نوگراترین‌ شاعران‌ معاصر عرب‌ او را به‌ عنوان‌ شاعری‌ بی‌همتا و یگانه‌ بازمانده موفق‌ اسلوب‌ کلاسیک‌ و سنّتی‌ شعر عرب‌ پذیرفته‌اند.
از سال 1301 ش‌/1922م، که‌ جواهری‌ اولین‌ دفتر شعر خود را در بغداد منتشر کرد، چاپهای‌ متعددی‌ از دفاتر شعری‌ و دیوان‌ وی‌ به‌ جهان‌ عرب‌ معرفی‌ شده‌ است‌. اما کامل‌ترین‌ آنها را وزارت‌ فرهنگ‌ عراق‌ در هفت‌ جلد، از 1973 تا 1980، منتشر کرده‌ است‌. در 1989 برگزیده‌ای‌ از اشعار عمربن‌ ابی‌ربیعه‌ ، شاعر مشهور عرب‌، و در 1991 منتخبی‌ از اشعار عرب‌ از دوره جاهلی‌ تا دوره اموی‌ را در دو جلد با عنوانِ الجمهره‌ در دمشق‌ منتشر کرد.
در سال 1378 ش‌/1999، دو جلد خاطرات‌ وی‌، با عنوان‌ مُذکَّراتی‌، در بیروت‌ به‌ چاپ‌ رسید. این‌ کتاب‌ علاوه‌ بر اینکه‌ بهترین‌ مأخذ برای‌ شناخت‌ جواهری‌ است‌، مروری‌ است‌ بر حوادث‌ و تحولات‌ سیاسی‌ ـ اجتماعی‌ حدود یک‌ قرن‌ عراق‌ و جهان‌ عرب‌.
1ـ3ـ اغراض شعری جواهری:
1ـ3ـ1ـ مدح:
مدح از مهمترین و مشهورترین اغراض شعری در تاریخ ادب عربی به شمار می‌رود. وقتی دیوان شعرا را ورق می‌زنیم، مشاهده می‌کنیم که مدح جایگاه بزرگی را به خود اختصاص داده است.مدح در شعر عربی از قدیم تا به امروز در دیوان شاعران عرب ادامه داشته است.
مدح دو گونه است: یا مدح تکسبی است یا غیر تکسبی. هدف جواهری از مدح در دیوانش، مطامع مادی یا موقعیت‌های اجتماعی نبوده، بلکه به آنسوی آفاق ممدوح نفوذ کرده و از او یک تمثال عالی ساخته است، یعنی مدح او حقیقی است به طوری که تمامی ظواهر حقیقت را در شخصیت ممدوحش نهفته است. ممدوح نزد جواهری فرقی نمی‌کند عرب باشد یا غیر عرب، کافی است که شخصیت ممدوح با ارزشهای اخلاقی برابری کند، بنابراین مدح او، مدحیست صادق و شفاف به دور از تکلف و ریا.
جواهری مدتی را در خدمت ملک فیصل اول گذرانید و بعضی از قصائد خود را به مدح او اختصاص داده:
للهِ درُّکَ مِنْ خبیرٍ بارعٍ
 یَزِنُ الأمورَ بحکمهٍ وصوابِ
  یُعنَی بما تَلِدُ اللَّیالیَ حِیطَهً
 و یعدُّ للأیامِ ألفَ حسابِ
  مُتمکنٌ مما یریدُ یَنَالهُ
 موفورُ جأشٍ هادى‏ءُ الأعصابِ
  و اذا الشُّعوبُ تفاخَرَتْ بِدهاتِها
 فی فضِّ مشکلهٍ وحَلِّ صِعابِ

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید