طلاق
عوارض شغلی
افت اعتبار فردی وموقعیت شغلی
سوانح  وحوادث حین کار
غیبت از کار
کاهش کارایی
اخراج وبیکاری
 عوارض اقتصادی
خسارات ناشی از کاهش نیروی مولد وافزایش نیروی مصرف کننده جامعه
هزینه های تحمل شده به نیروهای انتظامی وجمع آوری امکانات لازم برای مبارزه با جرایم مستقیم غیر مستقیم ناشی از مواد مخدر

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

صرف وقت دادگاه ها ونیروری قضایی

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

هزینه نگهداری مجرمین مواد مخدر ومعتادان در زندان ها
هزینه مراکز باز پروری ودرمانگاه های ترک اعتیاد
هزینه وخسارات ناشی از مراقبت های بهداشتی ثانیه شامل بیمارستان ودرمانگاه ها
عوارض اجتماعی
ضعف پای بند به اصول اخلاقی ومذهبی
انواع جرایم مثل سرقت ،فحشا ،خشونت ،تجاوز وقتل
افزایش مشاغل کاذب وبیکاری
بی خانمانی وفقر
روشهای ترک اعتیاد ودرمان بیماران معتاد به مواد مخدر
روش کم کردن تدریجی ماده مخدر
روش استفاده ازداروهای ترک اعتیاد به طور سرپایی
روش استفاده از داروهای ترک اعتیاد یابستری شدن در بیمارستان
روش سم زدایی یا  u.r.o.d
 روش کم کردن تدریجی مواد مخدر
دراین روش بیمار معتاد می تواند بایک برنامه ریزی منظم ودقیق وبااراده ای قوی ومحکم روزانه ازماده مخدری که استفاده می نماید کم کند تا آن رادرمدت 2 تا 3 هفته به صفر برساند . در این روش بیمار نیاز دارد که زیر نظر روان پزشک معالج ازداروهای تجویز شده اغلب داروهایی است که دررشته روان پزشکی به کار برده می شود وموجب می گردد که علایم وابستگی روانی وجسمی بیمار معتاد به آن میزان کاهش یابد که فرد معتاد احساس نیاز به ماده مخدر نداشته باشد . از خصوصیات این روش این است که فرد می تواند به فعالیت روزمره خود بپردازد
 روش استفاده از داروهای ترک اعتیاد بصورت سرپائی
دراین روش فرد معتاد توسط پزشک درمان خود را شروع می نماید وداروهایی برای وی تجویز می شود که شامل داروهای اعصاب وداروهایی است که ماده مخدر نیستند ، اما اثراتی شبیه ماده مخدر دارند . دراین روش به بیمار توصیه می شود مه به هیچ عنوان ازماده مخدر استفاده ننماید . اثرات درمانی داروهای تجویز شده واین که به چه میزان باید تجویز گردد بستگی به نوع ماده مخدر مصرفی ومقدار آن دارد . دراین روش اغلب توصیه می گردد که بیمار معتاد به مدت چند روز تا یک هفته درمنزل استراحت نموده وبعد به کارهای روزمره خود بپردازد .
 
روش های استفاده ازداروهای ترک اعتیاد با بستری شدن در بیمارستان
این روش مانند روش دوم است . با این تفاوت که فرد معتاد در بیمارستان بستری می گردد وکلیه امور درمانی بانظارت پزشک معالج انجام می شود . از امتیازات این روش این است که بیمار معتاد ازنزدیک مورد مراقبت های لازم پزشکی وپرستاری قرار دارد وچون در بیمارستان بستری است دسترسی او به مواد مخدر بسیار کم ویا غیر ممکن است واگر گاهی بیمار نیاز به داروهای خاص خوراکی ویاتزریقی داشته باشد ، این داروها به راحتی در بیمارستان به وی داده شده ویا تزریق می گردد ولذا هرگونه علایم ناشی از ترک ،خواه روانی ویاجسمی ،سریع تر درمان می گردد .
 روش سم زدائی  U.R.O.D    
 آخرین ، پیشرفته ترین وسریع ترین روش ترک اعتیاد ، درحال حاضر روش سم زدایی یا U.R.O.D  است . که چند سالی است در کشور ما به کار گرفته شده در این روش بسته به نوع ماده مخدر ، طریقه استفاده از آن ،ومدت زمانی که سبب اعتیاد شده است ، فرد معتاد بین 4 تا 6 ساعت توسط متخصص بیهوش می شود . درمدت زمان بیهوشی داروهایی به بیمار ترزیق می گردد که وی بعد از آن که به هوش می آید بسیاری از علایم جسمی ترک ماده مخدر راندارد ، مگر عوارض معمولی بعد از بیهوشی . همان گونه که بارها اشاره وتاکید گردید ادامه درمان های ضروری به عهده روان پزشک معالج است که بابررسی علایم روانی برنامه ریزی درمانی راشروع می نماید داروهایی که اغلب مورد استفاده قرار می گیرند داروهای ضد ماده مخدر وداروهای ضروری برای درمان ضروری برای درمان علایم روانی وبرخی علایم جسمی باقی مانده می باشد که ممکن است ضعف ،سستی و… رادربرداشته باشد .
 رعایت موارد زیر ضروری است در غیر اینصورت احتمال بازگشت به اعتیاد حتمی است :
1-  فرد معتاد از دیدگاه پزشکی خصوصا روان پزشکی بیمار است .
2- فرد معتاد باید بخواهد ومصمم باشد که از بلای خانمانسوز اعتیاد نجات یابد .
3- ارزیابی های روان پزشکی ،روان شناختی ،شخصیتی ،جسمی و… قبل از شروع وترک ودرمان ضروری است .
4- بیمار وخانواده بیمار بهتر است که در حد امکان نظریات وتوصیه های روان پزشک معالج راپذیرفته وبه آن عمل نمایند .
5- بهتر است فرد معتاد با همراه مورد اعتماد خانواده وروان پزشک معالج در بیمارستان بستری گردد .
6- در صورتی که پزشک معالج صلاح می داند بیمار معتاد در مدت در مدت زمان مشخصی ممنوع الملاقات باشد وتمام اطرافیان ونزدیکان باید این نکته رارعایت نمایند .
7- نوع وروش ترک یا سم زدایی با توافق بیمار معتاد یا خانواده او وروان پزشک معالج تعیین وانتخاب شود .
8- مدت زمان توسط پزشک معالج تعیین ومشخص می گردد وبیمار وخانواده او نباید برخلاف آن عمل نمایند .
9- بعد از انجام ترک اعتیاد بیمار باید حداقل به مدت یک سال تحت نظر روان پزشک به درمان خود ادامه داده واز داروهایی که تجویز می شود استفاده وبه توصیه های عمل نماید .
10-    درمان غیر دارویی ماننده روان درمانی انفرادی ، گروه درمانی ،خانواده درمانی و… اگر لازم باشد بهتر است انجام شود .
11-    شروع به کار ،فراهم نمودن کاری مناسب وبازگشت سریع فرد به کار قبلی دردرمان بسیار موثر است
12-  فعالیت های ورزشی روزانه ومنظم یکی از ضروریات درمان است
نام: توحید. ح ـ تاریخ تولد: 1353 ـ محل سکونت: کوراییم ـ وضعیت تأهل: متاهل دارای 3 فرزند ـ مدت اعتیاد: 20 سال ـ وضعیت تحصیلی: راهنمایی ـ تعداد خواهر و بادرها: 3 برادر ـ 5 خواهر ـ سابقه اعتیاد در خانواده: یک برادر معتاد ـ اعتیاد پدر و مادر: منفی ـ وضعیت معیشت: ضعیف ـ وضعیت شغلی: دامداری محدود ـ مواد مصرفی: سیگار ـ تریاک ـ روش استعمال: روش معمول وافور ـ علت اعتیاد: دلایل مختلف از جمله عشق نافرجام
شرح حال:
توحید مردی است نحیف و لاغر و مهربان که گویا با سوالهایم نه تنها ناراحت نشده که با عطش فراوان شرح حالش را می گوید: در خانواده ای به دنیا آمدم که چندین خواهر و برادر بزرگتر از خودم داشتم و در واقع آخرین فرزند خانواده بودم پدر و مادر پیر و مذهبی و تعصبی داشتم. وضعیت اقتصادی خوبی نداشتیم ولی محتاج هم نبودیم مثل بیش تر روستائیان زندگی ساده ای داشتیم. از همان کودکی ماجراجویی را دوست داشتم در مدرسه بسیار بازیگوش بودم و تا راهنمایی بیش تر درس نخواندم چرا که نه علاقه ای داشتم و نه دبیرستانی در کوراییم بود و پدر و مادر هزینه فرستادن مرا به اردبیل را نیز نداشتند.
چند صباحی بدین منوال سپری شد و با پسرهای کوچه و خیابان به تفریح و گاه کار اجباری کشاورزی مشغول بودیم. پشت لبم که سبز شد عاشق دختری ملیحه نام گشتم ولی پدر و مادرم به علت کمی سن و سالم و تعصب مذهبی که داشتند نمی خواستند با آن خانواده وصلتی داشته باشیم هر روز که من بر عشقم پافشاری می کردم آنها نیز بر مخالفتشان می افزودند. حتی چند بار اقدام به خودکشی کردم ولی گوش آنها بدهکار نبود. برای اینکه به زعم آنها این عشق جاهلیت جوانی از سرم بیفتد مرا به تهران فرستادند تا در کنار برادرم و خواهرزاده هایم کار کنم و همین تصمیم به تهران رفتن من اول قصه اعتیاد من بود.
بعد از اینکه به تهران رفتم خبر ازدواج ملیحه را به من دادن و داغون تر از همیشه شدم. چند روزی خودم را در خانه حبس کردم اما چه سود. 4 نفری در یک اتاقی که اجاره کرده بودیم زندگی می کردیم من و برادرم به همراه دو تا از خواهرزاده هایم که همگی آنها معتاد بودند ولی همیشه طوری وانمود می کردند که کسی باور نداشت ولی سیگار را آشکارا می کشیدند.
آنها که حالم را آنگونه دیدند سیگار تعارفم کردند و من هم اولین بار آنجا سیگار کشیدن را تجربه کردم رفته رفته صبح ها که برای کار کارگری بیرون می رفتیم و خسته و کوفته برای اینکه درد تن و بدنمان ساکت شود و برای فراموشی درد و رنجمان به مواد مخدر پناه می بردیم دیگر آن اتاق پاتوق مواد کشیدنمان شده بود. خبر که به گوش پدر و مادرم رسید مرا از تهران فراخواندند تا به قول خودشان از خانه فساد دور شوم.
راه حل مشکل مرا در ازدواج دیدند تا شاید سر به راه شوم تا به خودم آمدم دیدم دختری از همسایگانمان را برایم خواستگاری کرده اند و من زندگی جدیدی را با دختری که هیچ علاقه ای به او نداشتم آغاز کردم. و حالا دارای 3 فرزند 2 پسر و یک دختر هستم.
چندین بار تصمیم گرفته ام که ترک اعتیاد کنم ولی هر سال دریغ از پارسال یک بار هم که تصمیم جدی گرفتم و به همراه تعدادی از دوستان برای ترک رفتیم تهران احساس می کردم که واقعاً درمان تاثیراتی در من گذاشته است ولی بی ارادگی و سستی خودم و طعنه و غرغرهای زنم که مرا عصبی و ناراحت می کرد صدایی در گوشم زمزمه می کرد که دوباره به سوی مواد بروم در ابتدا خیلی مقاومت می کردم ولی متاسفانه بعد از یک ماه که لب به مواد نزده بودم دوباره شروع کردم حالا که خوب فکر می کنم می بینم که من چقـدر بی اراده و بی مسئولیتم که تا آستانه پاکی رفتم ولی دوباره بی نتیجه برگشتم.
از او درباره علتهای اعتیادش و ادامه آن که پرسیدم ابتدا پدر و مادرش را مقصر می دانست. پس اوضاع اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و همنشینان و دوستان و … و خلاصه انگشت اتهام را به سوی همه دراز می کرد. اما در آخر خودش نیز اذعان داشت که افرادی بودند که در شرایط سخت تری از او بودند اما حالا افراد موفقی در زندگی هستند اما دلایلی را که مطرح کرد می توان گفت زمینه ساز و بسترساز این بیماری بودند.
او در روستایی زندگی می کرده که فرهنگ خاص زمان خودش را داشته و سرگرمی و تفریح و ورزشی در کار نبوده در آن زمان بهایی را به تحصیلات نمی دانند و امکانات نیز نبوده است.
در خانواده پر جمعیتی بوده است که هر سال یکی از دختران به خانه بخت می رفتند و وضع اقتصادی بهبود نمی یافت. فاصله سنی پدر و مادر با توحید که آخرین فرزند خانواده است بسیار بود و آنها درک درستی از احساسات و خواسته های وی نداشتند و به علت خلأ همین درک احساسات و هیجانات به سمت عشقی کودکانه کشیده می شود که آینده او را تغییر می دهد. در آن شرایط روحی او را فرستادن به شهری دور به امید کار پیش افرادی که خود معتاد بودند کار صحیحی نبوده و اشتباه دیگر که همان ازدواج ناخواسته وی او را از زندگی عاشقانه ای که او در ذهن می پرورانده جدا می کند و به نظر من اگر او به همسر و زندگی اش علاقه مند بود به خاطر آنها هم که شده اراده و انگیزه قوی می یافت تا ترک اعتیاد کند.
ولی خود او اذعان داشت که از آنجایی که من هیچ علاقه ای به همسرم نداشتم هر کاری را که او منع می کرد من بیش تر سراغش می رفتم زمانی هم که تصمیم به ترک اعتیاد می گیرد نه امکانات اقتصادی آنچنانی داشتند و نه از سوی خانواده حمایت چشمگیری صورت گرفته بود.
وی از کار خود ابراز پشیمانی می کند و می گوید اگر حمایت مالی از سوی شخصی انجام شود حاضر به ترک است و این یعنی اینکه متکی به غیر است و آن اراده آهنی که باید برای ترک باشد در وی وجود ندارد. و رفته رفته منزوی تر می شود و از اعتماد به نفس پائینی برخوردار می گردد. ولی همه ما ساده از کنار این بیماران می گذریم و همه مسئولیت ترک اعتیاد را به گردن آنها می اندازیم اما آیا خانواده و جامعه و دولت در قبال این بیماران مسئول نیستند؟ درست است که پیشگیری بهتر از درمان است اما آیا ما در این مقوله موفق بوده ایم؟ به جای آنکه با آنها همدلی و همراهی کنیم مانند موجودی بی مصرف با آنها برخورد می کنیم آنها را از خود و جامعه طرد می کنیم مبادا که بیماری آنها گریبان ما را نیز بگیرد اما آیا ما با یک بیمار سرطانی که فقط جسمش آلوده بیماری است نیز چنین رفتاری داریم؟ یک معتاد بیمار نه تنها جسم و جانش که روح و روان و موقعیت اجتماعی او باید حمایت شود حتی بیمارانی که اقدام به ترک اعتیاد می کنند به علت اینکه جامعه و مردم با آنها رفتار شایسته ای ندارند باز اجتماعی شدن آنها به سختی صورت می گیرد. و اگر حمایتهای اطرافیان نباشد دوباره به سمت مواد کشیده می شوند.
نام: محمد. س ـ تاریخ تولد: 1359 ـ محل سکونت: اردبیل ـ وضعیت تاهل: متاهل ـ دارای 2 فرزند تنی و 2 فرزند ناتنی ـ مدت اعتیاد: 8 سال ـ وضعیت تحصیلی: دبیرستان ـ تعداد خواهر و برادرها: 1 برادر تنی ـ 5 خواهر و 1 برادر ناتنی ـ سابقه اعتیاد در خانواده: بدون سابقه ـ اعتیاد پدر و مادر: منفی ـ وضعیت معیشت: متوسط رو به پائین ـ وضعیت شغلی: سیم کشی برق ساختمان ـ مواد مصرفی: سیگار ـ تریاک ـ حشیش ـ روش استعمال: روشهای معمول غیر از تزریق ـ علت اعتیاد: دلایل مختلف بویژه مرگ مادر و ازدواج ناموفق.
شرح حال:
مهدی مردی است جوان و پر جنب و جوش و احساساتی. همین که از گذشته اش سخن می گوید اشک در چشمانش حلقه می زند. از آنجایی که با همسر بنده هم محلی بوده و خاطرات کودکی زیادی با هم دارند هرگاه که آن خاطرات را بیان می کند خنده شیرین و تلخی بر لب دارد.
او در خانواده ای متولد می شود که مادرش دومین همسر پدرش بوده است و پدرش بدلیل طلاق دادن زن قبلی تمام دارائی هایش را نیز از دست داده بوده چرا که تمام خانه و … به نام زن قبلی اش کرده بوده ـ و از زن قبلی نیز 1 پسر و 2 دختر بر جای مانده است ـ مادر محمد زن رنج کشیده و مهربانی بوده و به علت سرطان سینه زمانی که محمد و برادر کوچکش در سن نوجوانی بوده اند فوت می کند. محمد پدرش را که شخص خسیسی خطاب می کند عامل مرگ مادرش می داند. او با گریه می گوید که مادرش در زمستان در حیاط خانه لباسها را می شسته و پدرش از ترس اینکه پول گازمان زیاد بیاید نمی گذاشته از آب گرم استفاده کند. محمد وابستگی شدیدی به مادرش داشت و زمانی که او فوت می کند از لحاظ روحی در شرایط بدی به سر می برده و از پدرش نیز کینه در دل داشته و رابطه خوبی با وی نداشته. بعد از ترک تحصیل بعد از یک سال از فوت مادر با دختری آشنا می شود و اقدام به فرار کردن با آن دختر می نماید که در انتها منجر به ازدواج آن دو می گردد که آنها نیز در خانه پدر مستقر می شوند که تنها 2 اتاق داشته.
پدر محمد نیز بعد از مدتی پس از محمد اقدام به ازدواج مجردد می کند که در واقع سومین زن وی تلقی می گردد و با یکدیگر در آن خانه زندگی می کردند و مشکلات متعددی برای یکدیگر پیش می آمد. بعلت مشکل ناباروری مدتی این دکتر و آن دکتر رفتند اما فایده نداشت و مشکل از همسرش بود بعد از 4 سال زندگی با وی او را طلاق داد و همسرش نیز به بهانه اعتاد محمد از وی جدا شد. محمد که پیش از طلاق وی به صورت مخفی اقدام به استفاده مواد می کرده پس از طلاق آشکارا مواد مصرف می کرد.
بعد از طلاق وی با زنی از اطرافیانش که او نیز مطلقه بوده آشنا شده و ازدواج می کند که وی نیز دارای 2 فرزند پسر می باشد و محمد نیز از همسر دومش صاحب 2 فرزند پسر است.
و حال محمد جوان مردی است با 5 سر عائله و وضعیت معیشتی ضعیف در یک خانه اجاره ای و بدهی های فراوان ـ علت اعتیاد و وضعیت زندگی اش را که پرسیدم تمام انگشت اتهامش سمت پدرش بود.
می گفت او اگر اینکار را برایمان می کرد وضع من این نمی شد. پدرم هیچگاه از ما حمایت نمی کرد خسیس بود و فقط فکر هوس بازی های خودش آخرین زنش تقریباً 30 سال از پدر کوچکتر است. در واقع می توان گفت محمد در خانواده ای بزرگ شده بود که پدر احساس مسئولیتی در قبال فرزندان نداشته و آنها را به حال خود رها کرده بوده بخاطر بی توجهی هایی که به مادر محمد داشته وی را کینه ای و عقده ای بار آورده بوده.
محمد که تنها از طریق مادر احساس نیاز عاطفی اش را تامین می کرد، با مرگ وی دچار شوک عاطفی می شود و برای تامین این نیاز به بیرون خانه پناه می برد. و بعد از سر شکستگی از ازدواج با دختری که 3 سال از خود بزرگتر بوده و بعد از خاموشی شعله عشق جوانی از زندگی دلسرد می شود و به سوی مواد کشیده می شود. وی هیچگاه برای ترک اعتیاد اقدام نکرده و هنوز هم معتقد است که وی اعتیاد ندارد و گاهی برای تسکین آلام روحی و تنش های زندگی استفاده می کند. متاسفانه بسیاری از ما تصوری که از یک معتاد داریم این است که یک معتاد وقتی معتاد است که کارتن خواب باشد و معتادی که کارهای روزمره را انجام می دهد که نمی تواند معتاد باشد و این تصور غلطی است.
از نظر من دلایل اعتیاد محمد چند چیز است:
ـ خلأ عاطفی و حمایت خانواده
ـ وضع نابسامان پدر و مادر ناتنی وی
ـ وضع ضعیف اقتصادی
ـ ازدواج نافرجام
ـ عدم حمایت پدر از خانواده

ـ ازدواج ناموفق دوم.
جمع بندی مطالب و راههای پیشنهادی برای پیشگیری و درمان اعتیاد:

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید