عدم توانایی تفهیم مطالب و حتی عدم علاقمندی استاد به درسی که تدریس می کند، عامل مهمی در استقبال از کلاس و امتحان است از طرفی اجباری نبودن حضور در کلاس به دلیل سیاستهای اولیه تاسیس دانشگاه پیام نور برای افراد شاغل و سادگی و فراهم بودن جزئیات در کتابهای دانشگاه پیام نور، مشکلات شخصی دانشجویان از جمله بی حوصلگی، آمادگی نداشتن، مشکلات جسمی، دوری راه، مشکلات خانوادگی منجر به عدم استقبال از کلاسهای درس و شرکت در میان ترم می شود. محقق معتقد است با توجه به اینکه بافت دانشجویی دانشگاه پیام نور درحال حاضر تغییر کرده و دانشجویان اغلب مجرد، بیکار و جوان هستند باید قوانینی برای اجباری بودن کلاسها برقرار گردد و نیز شرایطی برای اسکان دانشجویان راه دور نیز در نظر گرفته شود زیرا بدلیل عدم تعامل ضعیف دانشجو و اساتید، اساتید نیز نقش هویتی خود را بعنوان استاد از دست داده و انگیزه سرمایه گذاری روانی و علمی در کلاس کم می شود.

همچنین چاری و خیر (1381) در پژوهش خود دریافت که سنجش احساسات، عواطف و نگرشهای دانش آموزان پیرامون وضعیت اجتماعی-روانی کلاس می تواند تصویر نسبتأ قابل اعتمای از فضای روانشناختی کلاس بدست دهد. بطوریکه دختران بدلیل فرهنگ پذیری جنسیتی در رعایت انضباط و قوانین کلاسی، انجام به موقع تکالیف درسی پیشرو تر از پسران هستند زیرا باورهای فرهنگی در تربیت عامیانه که کودکان پسر را وادار به ابراز وجود، جسارت، قاطعیت بیشتر می کند باعث نوعی تقسیم بندی رفتاری دخترانه و پسرانه می شود.
حضرتی لیلان (1389)، به بررسی انگیزه پیشرفت دانشجویان بومی وغیربومی دانشگاه صنعتی سهند پرداخته است. این مطالعه با هدف تعیین عوامل و مقایسه انگیزش پیشرفت تحصیلی با مقوله بومی و غیر بومی بودن دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه صنعتی سهند تبریز انجام شد. در این مطالعه توصیفی- تحلیلی در سال 1388 تعداد 290 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی رشته های مهندسی برق، شیمی، مواد و معدن با گرایشهای مختلف دانشگاه صنعتی سهند به روش نمونه گیری تصادفی ساده مورد مطالعه قرار گرفتند.نتایج تحقیق نشان داد که بین معدل و انگیزه پیشرفت تحصیلی دانشجویان همبستگی مستقیم وجود دارد و میزان انگیزه پیشرفت در دانشجویان زن و بومی بیشتر از دانشجویان مرد و غیر بومی می باشد. دانشجویان ترم های پایین تر انگیزه پیشرفت بالایی نسبت به دانشجویان ترم های بالاتر دارند.
حسن آبادی، یعقوبی، پیروی، پورشریفی و حمید پور (1391) با بررسی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان دریافتند، سازماندهی کلاس های درسی دانشگاهی اجازه انتخاب و خودمختاری در فعالیتهای آموزشی را به دانشجویان نمیدهند و نیز به نظر می رسد محیط دانشگاهی نیازمند تدارک محیط مطالعه دانشجویی متناسب با جمعیت دانشجویی باشد.
بارانی، درویشی، اعظمی، زرافشانی (1388) در تحقیقی به بررسی روند پیشرفت تحصیلی دانشجویان ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه رازی و عوامل مؤثر بر آن پرداخته اند. نتایج حاصل از آزمون رگرسیون چندگانه به روش گام به گام نشان داد که 76 درصد از تغییرات متغیر پیشرفت تحصیلی (معدل) را ده متغیر شامل: محل نشستن در کلاس، وضعیت اقتصادی خانواده، اضطراب امتحان، خاستگاه سکونت، انگیزه و علاقه، باور به خودکارآمدی، جمعیت خانواده، میزان ملاقات با استاد راهنما (مشاوره)، آینده ی شغلی و میزان تحصیلات والدین، تبیین می نمایند . با توجه به نتایج، چیدمان کلاس ها به صورت کنفرانسی، اتخاذ سیاست های افزایش جذب و پذیرش دانشجویان بومی در دانشگاه ها، برقراری فرصت های بیشتر اساتید راهنما برای ملاقات با دانشجویان، و در نهایت، بهره گیری از الگوی یادگیری تجربی در آموزش، پیشنهاد گردید.
علاوه بر این تهمتن (1377) به این نتیجه رسیده است که دانش آموزانی که انگیزش تحصیلی سطح بالایی دارند فعالیتهای تحصیلی بیشتری را میپذیرند، تکالیف درسی بیشتری انجام می دهند درنتیجه موفقیت بیشتری کسب می کنند. در پی بررسی رابطه بین شیوه های فرزندپروری با انگیزش پیشرفت و متغیر اخیر با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دریافتند که انگیزش پیشرفت در پسران از دختران بیشتر بوده و با پیشرفت تحصیلی دارای همبستگی مثبت معنی داری است.
همچنین رودباری، احمدی و عبادی فرد آذر (1389) با بررسی عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی دریافتند، میزان قوت وضعف زمینه آموزشی دانشجویان در سالهای گذشته، فاصله بین دیپلم و ورود به دانشگاه، تأهل، بومی بودن، جنسیت نیز در پیشرفت تحصیلی تأثیرگذار بوده است. آنها معقدند چون نمونه آنها دانشجویان خوابگاهی بودند احتمالاً برخورداری دانشجویان متأهل از خوابگاه متأهلین و کمک معیشتی مسؤلان به این گروه از دانشجویان دلیلی بر معدل بالای آنها است. آنها دریافتند که دانشجویان مجرد، خوابگاهی و غیر بومی مرد پیشرفت تحصیلی کمتری داشته اند که با نتایج پژوهش های دیگر در خصوص پیشرفت تحصیلی بهتر در مجردها مغایرت دارد. این محققان یافته های پژوهش خود را استدلال نکرده اند.
به علاوه باقری (1373)، درپایان نامه خود تحت عنوان بررسی رابطه شیوه های فرزند پروری با انگیزش پیشرفت در رابطه متغیر اخیر با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع راهنمایی اهواز به این نتایج دست یافت.
1- بین متغیر استقلال آموزی، تسلط آموزی ومراقبت آموزی با انگیزش پیشرفت رابطه معنی دار آماری وجود دارد.2- بین نمره های انگیزش پیشرفت با نمره های پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت معنی دار وجود دارد.
مختاری (1373)، درپایان نامه خود با عنوان” مقایسه میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در دو نظام آموزشی جدید و قدیم درشهر اصفهان” به این نتیجه رسید: آنچه بیشتر از نظام آموزشی بر میزان پیشرفت تحصیلی مؤثر است، خصوصیات دانش آموزان می باشد. به عبارت دیگر دانش آموزانی که دارای توانایی قبلی بیشتری هستند ،تصور مثبت تری ازخود دارند و انگیزش بیشتری برای پیشرفت دارند، درهر دو نظام از پیشرفت تحصیلی بیشتری برخوردارند.

خوانساری (1375) درپایان نامه خود تحت عنوان” بررسی رابطه جو عاطفی خانواده با انگیزش پیشرفت دانش آموزان دختر سال اول دبیرستان های منطقه 3 شهر تهران” به نتایج زیر دست یافت:
متغیرهای جو عاطفی (دموکراسی، دیکتاتوری و آزادی مطلق) خانواده وهمچنین تحصیلات پدر پیش بینی کننده مناسبی برای انگیزش پیشرفت محسوب نمی شود و فقط تحصیل مادر یک پیش بینی کننده معنادار برای انگیزش پیشرفت بوده و اهمیت دارد.

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دارابی(1380) در پایان نامه خود تحت عنوان” رابطه جو خانواده”، پایگاه اجتماعی، ومکان کنترل با انگیزش درونی در مقایسه با افراد برخوردار از مکان کنترل بیرونی از انگیزش پیشرفت بالاتری برخوردارند.
علاوه بر این شریفیان (1381)، پژوهشی با عنوان شناخت عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه شاهد انجام داده که نتایج حاصله در این تحقیق نشان می دهد پیشرفت تحصیلی با متغیرهایی چون میزان سن، باورهای سنتی، وضعیت اشتغال، پایگاه اجتماعی، وضعیت اسکان، نوع دیپلم، سال اخذ دیپلم، دفعات شرکت در کنکور و سال ورود به دانشگاه ارتباط نداشته و با متغیرهایی چون جنسیت، مسائل و مشکلات خانوادگی، میزان علاقه مندی، نحوه گذران اوقات فراغت، رشته تحصیلی، حضور در دانشکده و میزان آگاهی اجتماعی دانشجویان ارتباط دارد.
موسوی راد (1382) در پژوهشی به این نتایج رسید که عواملی چون سطح سواد، درآمد والدین، طبقه بندی اجتماعی، محل سکونت، درآمد دانشجو (حمایت مالی از دانشجو) وضعیت اشتغال، سهمیه قبولی، وضعیت تأهل و معدل کتبی سال چهارم دبیرستان (موفقیت تحصیلی در دوره دبیرستان)، از عمده عوامل اجتماعی- اقتصادی مؤثر بر موفقیت تحصیلی و کسب مدارج بالای علمی و تحصیلی می باشد و بین این متغیرها و موفقیت تحصیلی رابطه مثبتی وجود دارد، همچنین عواملی چون سن، جنس، نوع دانشکده، مقطع تحصیلی، تعداد فرزندان بعد یا اندازه خانواده و ترتیب تولد با موفقیت تحصیلی مرتبط بوده و از عواملی تأثیرگذار محسوب می شوند.
حجازی (1385) تحقیقی در مورد نقش عوامل اقتصادی- اجتماعی در موفقیت تحصیلی وعملکرد شغلی دانشجویان کشاورزی دانشگاه تهران انجام داده است. از نتایج حاصله چنین برداشت می شود که بین تحصیلات مادر و پدر نیز با موفقیت تحصیلی دانشجو (معدل لیسانس) رابطه معنی داری وجود دارد. ضمناً هیچ یک از سازه های تبار اجتماعی با عملکرد شغلی رابطه معنی داری نشان نداده است. بنابراین فرض اینکه چنانچه دانشجویان کشاورزی از بین افرادی که سابقه زندگی و یا آشنایی با روستا و کار کشاورزی داشته باشند در تحصیل و حرفه کشاورزی موفق ترند درست نبوده. این تحقیق نشان میدهد که تفاوت معنی داری بین محل تولد دانشجویان (روستا، شهر، مرکز استان و تهران) از نظر عملکرد شغلی و موفقیت تحصیلی وجود ندارد.
معدن دارآرائی (1370) در تحقیقی که به بررسی عوامل انگیزش مؤثر و پیشرفت تحصیلی دانشجویان موفق دانشگاه اصفهان به منظور ارائه پیشنهاداتی به برنامه ریزان و سیاستگزاران نظام آموزش عالی کشور در راستای اتخاذ تصمیماتی جهت افزایش موفقیت تحصیلی سایر دانشجویان پرداخته شده بود فرضیات تحقیق را وضعیت اقتصادی و اجتماعی والدین و ویژگی های شخصی از قبیل هوش، استعداد تحصیلی، پشتکار، اعتماد به نفس دانشجویان، امکانات علمی دانشگاه، آینده شغلی رشته تحصیلی، علاقمندی توأم با انتخاب آگاهانه توسط دانشجویان و نیز محتوای دروس رشته تحصیلی در پیشرفت تحصیلی دانشجویان موفق مؤثر است یا نه؟ در نظر گرفته شده است. بنابراین طبق نتایج به دست آمده از این بررسی، مهمترین عوامل پیشرفت تحصیلی، ویژگی خانوادگی و دومین عامل ویژگی های شخصی است و در مرحله سوم ویژگی های رشته تحصیلی و محتوای برنامه آموزشی عنوان شده است.
منیری، قالب تراش و موسوی (1385) با توجه به مطالب عنوان شده در تحقیقی با عنوان علل عدم موفقیت در دانشجویان رشته پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی کاشان، عدم کنترل افت تحصیلی دانشجویان پیراپزشکی، به پایین آمدن سطح علمی و کارآمدی پرسنل پیراپزشکی منجر می گردد که هدف از این مطالعه هم تعیین علل موفقیت تحصیلی دانشجویان دانشکده پیراپزشکی کاشان بوده است. در این مطالعه توصیفی- مقطعی که 242 نفر دانشجوی ورودی سال های 83-1382 رشته های پیراپزشکی کاشان انتخاب شده بودند دانشجویان دارای معدل 14 به بالا و غیر مشروط در گروه موفق، دانشجویان دارای معدل پایین تر از 14 و یا معدل بالاتر از 16 و دارای حداقل یک ترم مشروطی در گروه دانشجویان ناموفق قرار داده شده اند. و به نظر می رسد بیشترین عوامل افت تحصیلی، مربوط به شیوه های یادگیری و مطالعه بوده است. معدل پایین دیپلم، فاصله زمانی برای ورود به دانشگاه و بومی نبودن به عنوان مهمترین عوامل عدم موفقیت تحصیلی دانشجویان این دانشکده شناخته شده و چنین به نظر می آید می توان با اصطلاح و تغییر نحوه پذیرش دانشجو براساس معدل دیپلم، بهبود کیفیت آموزش، بهبود امکانات رفاهی، استفاده از مشاوره تحصیلی و ارائه کارگاه های آموزشی و برنامه ریزی برای مطالعه و به کار بستن صحیح مطالعه و یادگیری از افت تحصیلی دانشجویان جلوگیری کرد.
فتحی نوران (1372) در تحقیقی با توجه به اهمیت خاص پدیده سواد و تلاش وافر جهت دستیابی به آموزش عالی و نقش آن در بهبود شرایط توسعه جوامع، موفقیت تحصیلی به عنوان موضوع تحقیق انتخاب شده است، و محقق بر آن بوده است که با شناخت عوامل اجتماعی- اقتصادی مؤثر بر موفقیت تحصیلی نشان می دهد که می توان تا حدی از اتلاف انرژی های انسانی جلوگیری کرد. بنابراین مانند هر تحقیق رسمی مباحث نظری و عملی مختلفی مورد بررسی قرار گرفته، اصول و نظریه هایی به عنوان پایه نظری تحقیق انتخاب شده است. از جمله این اصول و نظریه ها، نظریه اسنادی، نظریه کنش ارادی پارسونز، معادله کلی رفتار یا نظریه میدانی لوین، نظریه محرومیت فرهنگی، نظریه رفتار گرایانه بی اف اسکینر، و اصل چندبعدی بودن انسان در تعلیم و تربیت اسلامی است و می توان نتیجه گرفت که شرایط و عوامل اجتماعی- اقتصادی هر جامعه ای، امری مؤثر بر موفقیت تحصیلی است. نمونه انتخابی شامل 546 نفر از دانشجویان از جامعه آماری 9877 نفری دانشگاه شیراز، متشکل از دانشجویان ورودی سال های 1369، 1368 و 1370 بوده که از روی لیست کلی دانشجویان انتخاب و با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه، اطلاعات لازم جمع آوری گردیده است. نتایج به دست آمده از تحقیق، نشان می دهد که عواملی چون سطح سواد والدین، سطح درآمد والدین، طبقه بندی اجتماعی، محل سکونت ، درآمد دانشجو (حمایت مالی از دانشجو) وضعیت اشتغال، سهمیه قبولی، وضعیت تأهل و معدل کتبی سال چهارم دبیرستان، (موفقیت تحصیلی در دوره دبیرستان)، از عمده عوامل اجتماعی- اقتصادی مؤثر موفقیت تحصیلی و کسب مدارج بالای علمی و تحصیلی می باشد. و بین این متغیرها و موفقیت تحصیلی رابطه مثبتی وجود دارد، همچنین عواملی چون سن، جنس، نوع دانشکده، مقطع تحصیلی، تعداد فرزندان، بعد یا اندازه خانواده و ترتیب تولد با موفقیت تحصیلی مرتبط بوده و از عواملی تأثیرگذار محسوب میشوند. لذا توجه به تأثیر چنین عواملی در برنامه ریزی های آموزشی می تواند بازدهی سیستم آموزشی را بالا برده، از اتلاف انرژی های انسانی جلوگیری نماید و نهایتا رشد و شکوفایی هرچه بهتر استعدادها وافزایش سطوح علمی می تواند پیام آور توسعه و ترقی کشور باشد.
در پژوهشی که زارع و محمد زاده (1391) به منظور بررسی رابطه صفات شخصیتی و انگیزه پیشرفت انجام دادند، دریافتند برونگرایی، باز بودن به تجربه، توافقیبودن و وجدانی بودن با انگیزه پیشرفت رابطه مثبت و ویژگیهای روان نژندی با انگیزه پیشرفت رابطه منفی رابطه دارد. به طوری که دانشجویانی که بیثباتی عاطفی و اضطراب را تجربه میکنند نمیتوانند از پیشرفت مناسبی برخودار باشند اما افرادی که به کارهای گروهی می پردازد و از تفکر منطقی و تمرکز بالا برخودارندو به تلاش و پشتکار و مسئولیت پذیری گرایش دارد زمینه برای انگیزه پیشرفت آنها فراهم است.
حسینی طباطبایی و قدیمی مقدم (1386) با بررسی علل پیشرفت تحصیلی دختران در مقایسه با پسران در استانهای خراسان دریافتند جنسیت یکی از عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی است که دختران نسبت به پسران از پیشرفت قابل ملاحظه ایی برخوردار هستند. آنها با استناد به دیدگاه نظریه پردازان، پیشرفت تحصیلی را به شرایط و فرصتهایی که فرهنگ و جامعه در اختیار افراد قرار می دهد، نسبت داده و معتقدند که نیاز یه پیشرفت در میان زنان به میزان انگیزه پذیرش و تایید اجتماعی آنها بستگی دارد. به طوری که فضای فرهنگی جامعه امروز با توجه به مشکلات اشتغال و درآمدهای پایین برای مشاغل حاصل از تحصیل ضمن دور بودن از چشم اندازهای دستیابی به شغلی مناسب، به این بینش که مردان مسئولیت تامین زندگی را به عهده دارند از سوی دیگر می تواند عاملی برای تمایل کمتر پسران به تحصیل باشد اما برای دختران علاوه بر افزایش احتمال اشتغال، منجر به کسب موقعیت اجتماعی و اعتبار هم می شود. استدلال دیگر محققان این پژوهش، اشتیاق جوانان به ازدواج با دختران تحصیل کرده، امکانات و فرصتهای تفریح و سرگرمی خارج از مدرسه و خانه برای پسران، مشکلات اقتصادی موجود و عدم امکان تأمین زندگی با اشتغال یک نفر در خانواده، ارتباط صمیمانه و نزدیکتر معلمان با دانش آموزان دختر و در نهایت تمایل دختران به حضور در اجتماع و مطرح کردن خود از دلایل مهم افزایش انگیزه پیشرفت در دختران است. همچنین این محققان به نگرش نسبت به تحصیل نیز اشاره داشته اند که میزان نگرش مثبت در دختران بیش از پسران بود زیرا نوجوانان و جوانان عدم رابطه مستقیم بین تحصیل و اشتغال مناسب با درآمد کافی را مشاهده می کنند و منجر به تغییر نگرش پسران نسبت به تحصیل می شود ولی دختران انتظار دارند با تحصیل امتیازات متعددی از جمله اعتبار و اشتغال کسب کنند.
کشاورزی ارشدی (1389) با پژوهشی

دسته‌ها: پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید