کرده اند و در این مقایسه نیرو و جهت، مفاهیم عمده انگیزش هستند. بنابراین انگیزش عامل فعال ساز رفتار انسان است (زارع و محمدزاده، 1391).

مفهوم انگیزش
با توجه به اینکه تعریف انگیزش بستگی به مفاهیم نظری روانشناسان دارد، لذا تعریف هر یک از آنان می تواند صحیح باشد. مفهوم انگیزش در هر یک از نظریه ها به صورت مفاهیم و سازه های اختصاصی از قبیل کشاننده، غریزه، نیاز، تلاش و انتظار به کار رفته است که در هر تعریف به یکی از این عوامل تعیین کننده مذکور نقش بیشتری داده می شود (خداپناهی، 1385).
مورفی، انگیزش را نشانه ای از این واقعیت میداند که بخشی از رفتار ارگانیزم بستگی به طبیعت و ساختار درونی آن دارد. گرامن، انگیزش را عاملی می داندکه ما را برمی انگیزد، به حیرت وامی دارد و به سوی رفتار معین سوق می دهد. آلپورت، انگیزش را وضعیت درونی ارگانیزم تلقی می کند که رفتار و تفکر فرد ناشی از آن است (به نقل از خداپناهی، 1385).
همان طور که گفته شد نظریه های گوناگون در تعریف و تبیین انگیزش مفاهیم مختلفی را مورد بحث قرار داده اند. یکی از این مفاهیم مفهوم نیاز است. نیاز به یک حالت کمبود و فقدان در موجود زنده اشاره دارد. بر طبق نظریه های نیاز، وقتی موجود زنده احساس نیاز می کند این یک احساس ناخوشایند است و هنگامی که نیاز او ارضا می شود این حالت برای او یک حالت خوشایند است. از این رو، گفته می شود که عامل انگیزشی جانداران نیازهای آنان می باشد. نیاز انواع گوناگون دارد و روانشناسان مختلف برای نیازهای متفاوت طبقه بندی های گوناگونی ارائه داده اند. یکی از این نیازها که پژوهش های زیادی را به خود اختصاص داده نیاز به پیشرفت یا انگیزه پیشرفت است (زارع و محمدزاده، 1391).
انگیزه به عنوان سازه علمی

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در روانشناسی انگیزش گرایشی به جوهرگراییمشاهده می شود. جوهر گراها سعی می کردند بر اساس مفاهیم موضوعه خود ماهیت و ذات ماده را درک کنند و آن را به صورت تعریف قابل قبولی ارائه دهند. آنها مفاهیمی چون انگیزه، اراده، میل و قصد را امری ذاتی و واقعی تلقی می کردند (خداپناهی، 1385).
در مقابل نظریه های جوهر گرایی یا ماده گرایی، تلاشهایی صورت گرفت تا انگیزش به عنوان متغیر فرضی رابط یا سازه فرضی مورد توجه قرارگیرد. بنابراین انگیزش، سازه ای است که محقق برای توضیح و تبیین رفتار خاصی از آن استفاده می کند. سازه های علمی بر اساس مشاهدات تجربی پدید آمده اند، ولی تصویر کاملی از واقعیات نیستند بلکه تقریبهایی هستند که ارزش واقعی آنها را می توان بررسی کرد (خداپناهی، 1385).
پیش از این رفتارگرا ها سعی کردند بدون سازه فرضی ارتباط سببی و کارکردی بین عوامل عینی مشاهده شده را مشخص کنند. بعدا مشخص شد که بین محرک – پاسخ نمی توان یک رابطه ثابت و روشن مشخص کرد، زیرا ارائه محرکهای عینی یکسان باعث پاسخهای متفاوت یا ارائه محرکهای متفاوت باعث پاسخ های یکسان می شود. این یافته موجب قبول این فرضیه گردید که بین محرک-پاسخ یک متغیر فرضی، رابط متغیر ارگانیزمی وجود دارد (خداپناهی، 1385).
انگیزه درونی و بیرونی
روانشناسها سالها است که عواملی برای انگیزه پیشنهاد می کنند، در دهه 60 میلادی که به شناخت و کارکردهای شناختی توجه بیشتری شد محققان موضع شناختی تری به انگیزه گرفتند مثلاً نظریه اسناد، چهار چوب سازماندهی مرکزی و شناختی را مطرح کرد. اکلس در سال 1998 ادعا کرد که می تواند تمام عوامل شناختی مطرح شده را در سه سوال جمع بندی کند: آیا من موفق شدم؟ آیا می خواهم این تکلیف را انجام دهم؟ چرا این تکلیف را انجام دهم؟ (اکلس و ویگفیلد، 2002).
انگیزههای درونی به انگیزهای اشاره دارد که سائقی است برای لذت و علاقه به خود تکلیف و این سائق از درون فرد بیش از فشارهای بیرونی منجر به سوق دادن فرد برای انجام عملی می شود. انگیزه درونی توسط روانشناسان اجتماعی و آموزشی از اوایل دهه 70 میلادی مورد مطالعه قرار گرفت. پژوهش ها نشان دادند که انگیزه درونی معمولاً با لذت و پیشرفت تحصیلی رابطه دارد . توضیحات انگیزه درونی در نظریه اسناد ها در، نظریه خودکارآمدی بندورا مطرح شده است (سینگ، 2011).
انگیزه بیرونی در خارج وجود فرد و معمولاً از پاداشهایی مانند پول، نمره و یا اجبار و تهدید به تنبیه نشأت می گیرد. در این شرایط حس شایستگی و لیاقت بطور کلی از بین می رود زیرا انگیزه بیرونی مشوقی برای فرد است که برنده شود یا از دیگر شرط بندی ها استفاده کند و از لذت پاداشهای درونی بی بهره شود. پژوهش روانشناسان اجتماعی نشان داده است که پاداشهای بیرونی می توانند برای فرد توجیه شده و به انگیزه های درونی تقلیل یابند (سینگ، 2011).
همچنین از دیدگاه شناختی بسیار حایز اهمیت است که فقدان اعتماد به توانایی های فرد، نسبت زیادتر انگیزه بیرونی به انگیزه درونی رابطه مستقیم تری با مشکلات انگیزشی مثل اضطراب امتحان و درماندگی اموخته شده در ابعاد انگیزه پیشرفت بخصوص پیشرفت تحصیلی دارد (اکلس و ویگفیلد، 2002).
انگیزه پیشرفت
نیاز به پیشرفت عبارت است از میل به انجام دادن خوب کارها در مقایسه با معیار برتری. این نیاز افراد را برای جستجو کردن موفقیت در رقابت با معیار برتری با انگیزه می کند اما معیار برتری، اصطلاح گسترده ای است، بطوری که رقابت با تکلیف مثل حل کردن معما، نوشتن رساله ای متقاعد کننده، رقابت با خود مثل دویدن در مسابقه در بهترین زمان ممکن یا رقابت کردن با دیگران مثل بردن مسابقه و شاگرد اول کلاس شدن را شامل می شود. آنچه در تمام موقعیتهای پیشرفتی مشترک است، این است که شخص می داند عملکرد آتی او ارزشیابی معناداری از شایستگی فردی اوست. معیارهای برتری به این علت نیاز پیشرفت را بر می انگیزاند که عرصه بسیار معناداری برای ارزیابی میزان شایستگی فرد تامین می کنند (زارع و محمدزاده، 1391).
انگیزه پیشرفت یکی از انگیزههای مهم اجتماعی و یکی از ویژگی های شخصیتی هر فرد است که بین افراد از این لحاظ تفاوت وجود دارد و بر اساس آن می توان رفتارهای خاصی را پیش بینی نمود (زارع و محمدزاده، 1391).
وقتی که افراد با معیارهای برتری مواجه می شوند، واکنشهای هیجانی آنها فرق می کند. افراد دارای نیاز پیشرفت زیاد، عموماً با هیجانهای گرایشی مثل امید، غرور و خشنودی پیش بینانه پاسخ می دهند. افراد دارای نیاز پیشرفت کم عموماً با هیجانهای اجتنابی مثل اضطراب، حالت تدافعی و ترس از شکست پاسخ می دهند. پاسخ های رفتاری افراد به معیارهای برتری هم فرق می کند. وقتی که افراد با فرصت پرداختن به کاری مواجه می شوند که معیارهای برتری نقش مهمی در آن دارد، در انتخاب، نهفتگی، تلاش، پایداری و میل به پذیرفتن مسئولیت شخصی برای پیامدهای بعدی آن، تفاوت هایی را نشان می دهند. افراد داری نیاز پیشرفت زاید، در مقایسه با افراد دارای نیاز پیشرفت کم به جای تکالیف ساده، تکالیف نسبتا دشوار تا دشوار را انتخاب می کنند. به جای این که از انجام تکالیف پیشرفتی طفره روند یا کلاً از آن اجتناب کنند، سریعاً به آن می پردازند. در تکالیف نسبتا دشوار تلاش بیشتر و عملکرد بهتری نشان می دهند، زیرا غرور، افراد دارای نیاز پیشرفت زاید را نیرومند می سازد، درحالی که ترس افراد دارای نیاز پیشرفت کم را ناتوان می کند. آنها در تکالیف نسبتاً دشوار در صورت مواجه شدن با دشواری و شکست، استقامت بیشتری به خرج می دهند و برای موفقیت ها و شکست ها، به جای این که به دنبال کمک یا توصیه دیگران باشند، مسئولیت شخصی می پذیرند (زارع و محمدزاده، 1391).
انگیزه پیشرفت گرایشی است برای ارزیابی همه جانبه عملکرد خود با توجه به عالیترین معیارها، تلاش برای موفقیت در عملکرد و برخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد همراه است (زارع و محمدزاده، 1391).
انواع انگیزه پیشرفت
تقسیم بندی هدف گرا
انگیزه های پیشرفت به دو دسته اصلی، انگیزه های عملکردی و انگیزه های تبحری، تقسیم شده اند. در ارتباط با انگیزه های عملکردی شخص می خواهد شایستگی خود را به دیگران نشان دهد یا آن را بهبود بخشد. افراد در انگیزه های عملکردی معمولا شایستگی خود را بر اساس یک معیار ارزیابی میکنند. افراد دارای انگیزه های عملکردی روی این موضوع تمرکز دارند که تواناییها و مهارتهای خود را در مقایسه با دیگران نشان دهند. پیشرفت بر اساس انگیزه عملکردی به معنی بهتر عمل کردن نسبت به دیگران است. افراد دارای انگیزه های تبحری معمولا شایستگی خود را بر اساس توانایی شخصی ارزیابی می کنند و توجه خود را بر پرورش دادن شایستگی و تسلط یافتن بر تکلیف متمرکز می کنند. پیشرفت بر اساس انگیزه های تبحری به معنی ترقی کردن است (رسولی، 1391).
پژوهشگران معتقدند تفاوت قائل شدن بین انگیزه های تبحری و عملکردی بسیار مهم است. انگیزه های تبحری، در موقعیت های پیشرفت (به عنوان مثال: در مدرسه، کار و ورزش)، با شیوه های تفکر، احساس و رفتار مثبت و سازنده در ارتباط است، در حالی که انگیزه های عملکردی، در موقعیتهای پیشرفت، با شیوه های تفکر، احساس و رفتار نسبتاً منفی و بیحاصل ارتباط دارد و فرد ممکن است برای ارتقای مرتبطه خود به فکر پایین آوردن دیگران باشد. از طرف دیگر، انگیزه های تبحری بر اساس رقابت نیست اما مشکل این است که امکان دارد فرد را از معیارهای جامعه جدا کند. بطور مثال فرد آنقدر در امور هنری پیش رود که به سایر جنبههای زندگی توجهی نداشته باشد و در ساده ترین کار های خود درمانده باشد (رسولی، 1391).
تقسیم بندی انگیزه پیشرفت بر اساس منبع انگیزش
انگیزه به دو دسته تقسیم می شود. انگیزش درونی شامل گرایش فطری برای پرداختن به تمایلات، استعدادها و تسلط یافتن بر چالش ها است. انگیزش درونی به طور خودجوش از نیاز های روانی فرد، کنجکاوی شخصی و تلاش فطری برای رشد ناشی می شود. از آنجا که افراد دارای نیازهای روانی هستند، بنابراین برای ارضای این نیازها باید از ابزار خاصی نیز استفاده کنند، احساس شایستگی و احساس مختاری دو نمونه از ابزارهایی هستند که فرد از طریق آن نیازهای روانی خود را ارضا کرده و به دنبال آن انگیزه درونی را نیز تجربه می کند. انگیزش درونی یک نیروی طبیعی است که رفتار را در غیاب پاداش ها و فشارهای بیرونی نیرومند می کند. به عنوان مثال، علاقه بدون کمک پاداشها و فشارها میتواند میل به خواندن کتاب را در فرد برانگیزد و شایستگی نیز می تواند فرد را ساعتها در یک تکلیف درگیر کند (رسولی، 1391).
انگیزش بیرونی از مشوق ها و پیامدهای محیطی ناشی می شود. هنگامی که ما برای کسب نمره بالا، دریافت جایزه یا انجام یک تکلیف در مدت تعیین شده تلاش می کنیم، در واقع، رفتار ما به صورت بیرونی برانگیخته شده است. منشاء این نوع انگیزه، رویدادهای محیطی است، بنابراین نوعی دلیل محیطی برای شروع یا ادامه یک فعالیت باید موجود باشد. این نوع انگیزه وسیله ای برای رسیدن به هدف است. به عبارت دیگر، رفتار وسیله و پیامد، هدف است. به عنوان مثال، کودکی که به طور جدی درس می خواند احتمالاً این کار را بخاطر کسب نمره بالا، پاداش یا خوشحال کردن معلم و والدین انجام می دهد. در این مورد، هدف کودک کسب نمره، پاداش یا تأیید است. درس خواندن جدی در حکم وسیله ای برای رسیدن به این هدفها می باشد (رسولی، 1391).
طبقه بندی انگیزه پیشرفت بر اساس نظرالیزر
الیزر طبقه بندی از پیشرفت را به شرح زیر ارائه داده است:
1- روش رفتار (شناختی، عاطفی، ابزاری)
2- نوع برخوردو چالش (برخورد با خود و برخورد بامشکل)
3- چشم انداز زمان (قبل از…، بواسطه، پس از رسیدن به تکلیف)
بی شک انگیزه پیشرفت، یکی از موضوعات مهم روانشناسی انگیزشی است زیرا نیاز به انگیزه پیشرفت یکی از معیارهایی است که به پیشرفت جامعه مرتبط است.
همان طور که متوجه شده اید مهمترین جنبه های موفقیت انگیزه به شرح زیر است:
1- تمایل به دستیابی به موفقیت و اجتناب از شکست.
2- داشتن مسئولیت برای حل مشکلات خصوصی و عمومی.
3- تمایل به قرار دادن اهداف خاص و دستیابی به آنها در بهترین روش
4- تمایل به تداوم و چالشهای رفتاری
5- نگاه به آینده با خوش بینی و بدون اتلاف وقت
6- تمایل به برنامه ریزی قبل از کار و با بهره گرفتن از مهارتهای خود بطور دقیق.
7- ترجیح نقشی که منجر به تمایز و پیشی گرفتن شود.
8- متخصصانه انتخاب کردن نه به اشتراک برای دوستان (محمود، 2011)
تاریخچه انگیزه پیشرفت
انگیزه پیشرفت یکی از جنبه های مهم سیستم انگیزشی انسان است که محققان روانشناسی اجتماعی و شخصیت از دیرباز به آن توجه داشته اند (محمود، 2011). واژه انگیزه پیشرفت در روانشناسی اشاره به آلفرد آدلر دارد که نشان داد انگیزه پیشرفت یک انگیزه رقابتی است که از تجارب کودکی نشأت می گیرد (محمود، 2011). همچنین موری نیاز به پیشرفت را بعنوانی یکی از انگیزه های مهم بشریت دانسته و نیز اولین کسی است که این مفهوم را بعنوان سازه شخصیتی مورد توجه قرار داد (محمود، 2011).
موری یک طبقه بندی بیست گانه در مورد نیازهای انسان ارائه می دهد که نیاز به پیشرفت یکی از آنها به شمار می رود. وی نیاز را کوششی برای فائق آمدن بر مشکلات وموانع می داند که موجب افزایش تواناییهای مطلوب می گردد، به طوریکه می توان با دیگران رقابت کرد، بر آنان پیروز شد و با موفقیتهای حاصل، عزت نفس خویش را افزایش داد (خداپناهی، 1385). همچنین موری آزمون اندریافت موضوع را ابداع کرد که می تواند عقده های ناهشیار و پنهان را آشکار سازد. این تست بعداً مورد استفاده همه کسانی قرار گرفت که در زمینه انگیزه پیشرفت به تحقیق پرداختند (خداپناهی، 1385).
در دهه 60 میلادی مطالعات بسیاری در خصوص ابعاد، عناصر این مفهوم و کیفیت این ابعاد انجام پذیرفت تاجایی که مک کلند آن را بعنوان آمادگی که با ثبات نسبی برای رسیدن به هدف و موفقیت همراه است، مشخص کرده و این آمادگی را درونی دانسته و همچینین رفتارهای پیشرفت را با اشاره به ترس از شکست یا امید موفقیت در نظر می گیرد (محمود، 2011).
مک کللند با توجه به نظر فروید بر اینکه تخیل بهترین چیزی است که می توان تأثیر انگیزه را بر آن بررسی کرد، پذیرفت که تست اندریافت موضوع مناسب ترین وسیله اندازه گیری برای انگیزه پیشرفت است (خداپناهی، 1385).
پژوهشهای انگیزه پیشرفت از سال 1953 به بعد در دو جهت سوق پیدا می کردند، یکی جهتی که مک کللند بر می گزیند و بیشتر به بررسی نقش انگیزه پیشرفت در زمینه رشد اجتماعی و اقتصادی میپردازد و دیگر جهتی که اتکینسون، شخصیت برجسته ای که در زمینه نظریه انگیزه پیشرفت صاحب نظر است، در پیش میگیرد و با بهره گرفتن از نظریه های لوین، تولمن و فستینگر نظریه خویش را در سال 1957 ارائه می دهد (خداپناهی، 1385).
نظریههای فیزیولوژی انگیزش
در نظریههای فیزیولوژی انگیزش، لازم است متغیرهای فرضی رابط را در سازه های فیزیولوژی جستجو کنیم که بهترین نوع آن را می توان در الگوی محرک- ارگانیزم- پاسخ مشاهده کرد. اولین آزمایش را در این زمینه لشلی و بیچ انجام دادند و رفتار انگیزشی را ناشی از تأثیر متقابل عوامل حسی، هورمونی و دستگاه اعصاب مرکزی دانستند (خداپناهی، 1385) پس از آنها نظریه پردازان دیگر به این موضوع توجه داشتند.
بندورا معتقد است که حالت انگیزه مرکزی که نوعی مکانیزم انرژی دهنده، کنترل کننده و راه انداز رفتار محسوب می شود، در وحدت جریانهای عصبی و تحریکهای محیطی نقش مهمی ایفا می کند. فرضیه وی این بود که تقویت و بروز کنش از طریق مکانیزمهای عصب روانشناسی صورت می گیرد و اصل تقویت در حقیقت نوع خاصی از انگیزه است (خداپناهی، 1385).
در الگوی بندورا برای تحریک هایی که از موضوع محرک ناشی می شوند، دو مسیر جداگانه به مراکز هماهنگی حسی- حرکتی در نظرگرفته می شود؛ یکی مسیر حسی- حرکتی مستقیم و دیگر مسیر حسی – انگیزشی – حرکتی غیر مستقیم است که تارهای اولین مسیر ارتباطی مستقیمی با تارهای مرکز رسان دستگاه

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید