تاثیر ظریف و مثبتی روی دستگاه ها و اندام های مربوطه می گذارند.
حتی اگر موسیقی را ضمن فعالیت روزانه گوش دهیم، به از بین بردن اختلالات دستگاههایی از بدن کمک خواهیم کرد.

2 ) درمان از طریق تن و آلات موسیقی
آلات موسیقی متفاوت نیز روی سیستم انرژی می گذارد. نود درصد فعالیت بدن از طریق ذهن نا خود آگاه کنترل وتعدیل می شود. ولی ذهن نا خود آگاه سطوح فراوانی دارد.
این سطوح مختلف عملیات مختلف دستگاه ها ، اندامها و فعالیت های بدن را هدایت و تعدیل می کنند و نسبت به تن ها، آوا ها، ساز ها و حرکت های مختلف موسیقی عکس العمل بیشتری نشان می دهند. به این ترتیب می توانیم از موسیقی وصدا برای اثر گذاشتن روی سطوح خاصی از ذهن خود آگاه استفاده کنیم و به این وسیله دستگاه ها و اندام های مربوط را متعادل و تقویت کنیم. برای مثال، نی و ساز های بادی، چوبی سطحی از ذهن نا خود آگاه را متاثر می کنند که فعالیت نیمکره چپ مغز و دستگاه های بدن را هدایت می کند. «چنگ» به دستگاه گردش خون آرامش می دهد در حالی که «ویولون» با اثر گذاشتن روی سطح ذهن نا خود آگاه مربوط به دستگاه عصبی، حالتها ی عصبی را آرام می کند. . برای هر یک از دستگاه های و اندام های مربوط به آنها، آلات موسیقی ای که برای آنها مفید هستند ونیز آهنگ های مناسب آن ساز در «کتاب موسیقی درمانی برای همه تد – اندروز» ذکر شده است. صرفاً استفاده از این قطعات موسیقی و ساز ها به صورت منظم یا به صوت موسیقی متن به توازن و تقویت دستگاه ها و اندام های مربوط کمک خواهد کرد.مثال، موسیقی «باروک» برای آرامش و تقویت ریتم قلب و دستگاه گردش خون مفید است.موسیقی «راپسوری» برای تقویت عضلات و تحریک دستگاه عصبی مفید است. ریتم های والس برای سلامتی روحی و رفع تنش های روانی وگوارشی موثر است .
3 ) درمانهای صوتی :
سه شکل مختلف درمان صوتی عبارتند از زمزمه کردن، فرایند هایی از ارتعاشات صدا، تن و کلمات نیروزا هستند که به فرایند درمان کمک می کنند. آنها پاک کننده، هماهنگ کننده و شفادهنده هستند و می توانند در باز گرداندن انرژی به دستگاه های مختلف بدن کمک نمایند.صدا همسوی با افکار ما نیرو آزاد می سازد و به این وسیله انرژی را به قسمتهای مناسب بدن ارسال می دارد. ما میتوانیم از اصوات برای ایجاد توازن درکل سیستم فیزیولوژیکی یا ناحیه ای از بدن استفاده کنیم. وقتی شیوه صوتی دلخواه خود را انتخاب کردید در حال نشسته، دراز کشیده و یا ایستاده اجرا کنید. ده دقیقه از این درمان ها در روز برای یک یا دوبار، دارویی عالی برای شفا است. اغلب مردم از سادگی و در عین حال تاثیر قوی این درمان ها تعجب می کند.
شماره 4 ) موسیقی وحرکت :
یکی از موثرترین راه های استفاده از موسیقی و صدا برای درمان، ترکیب آن با حرکات بدنی است. اهمیت حرکت ورقص، همانند صدا وموسیقی مورد تایید پژوهشگران است. فرایند ترکیب حرکات با موسیقی ساده است. شروع این کار بایستی با چند دقیقه آرامش اعصاب کشش بدن توام باشد. اگر چه این حرکات دشوار نیست ولی اگر عادت به حرکات نداریم. ممکن است برایمان آسان نباشد لذا حرکت را تا جائیکه انجام آن برایمان راحت است انجام می دهیم. (تد اندروز – 1380).
مرور سالمندی در گذر تاریخ:
موضوع سالمندی و عوارض آن از قدیم‌ترین ایام مورد بحث پزشکی و زیست‌شناسی بوده است. بقراط حکیم یونانی سالمندی را حالتی ناشی از تعادل جسم و روان می‌پنداشت و پنجاه و شش سالگی را آغاز آن می‌دانست. او قدیمی‌ترین پزشکی است که در یادداشت‌های خود بر ادامه‌ی کار و پیشینه سالمندان تاکید دارد و معتقد است که ادامه کار، انگیزه زندگی و امید را در این گروه به وجود می‌آورد. جالینوس پزشک رومی نیز بر ادامه فعالیت‌های سالمندان تا پایان عمر تاکید داشت و به عنوان نمونه از پزشکی به نام آنتیو خوس نام می‌برد که در هشتاد سالگی به معاینه و درمان بیماران می‌پرداخت و از تلفوس استاد سالمندی که تا صد سالگی سلامت خود را به خوبی حفظ کرد، یاد می‌کند (علائی حسینی، 1378).
دوبوآر (1365) در کتاب کهنسالی، نتایج تحقیقات قوم‌شناسان را درمورد وضعیت سالمندان جمع‌آوری کرده و نشان داده است که در بین اقوام ابتدایی کهنسالان یا در اوج حرمت اجتماعی یا در قعر آن قرار داشته‌اند.
در بین بومیان آمریکایی سالمندان روحانی خردمندان محافظی هستند که مسئول هدایت قبیله از پیچ و خم‌های خطرناک زندگی بوده و نسبت به فلسفه‌های جهانی که به طور نامحدود گسترش می‌یابند پاسخگو هستند (وال و آردن به نقل از کاواناف، 1977)، این خردمندان در رویاها و اهداف قبیله مشارکت داشته و در مراسمات به عنوان شفادهنده عمل کرده ممکن است الهام‌هایی پیامبرگونه داشته باشند. جایگاه خردمندان محافظ در این قبایل محوری‌تر از رهبران مذهبی در جوامع غربی است (کاواناف، 1997).
در بین برخی از عشایر کشور ما در گذشته‌های دور که تحریکات مربوط به کوچ عشایر به صورت پیاده، بسیار سخت و طاقت‌فرسا بوده تحمل آن برای سالمندان میسر نبوده است. معمولا عشایر، سالخوردگان فرسوده را در قشلاق باقی می‌گذاشتند. چنان‌چه سالمند به همراه قبیله خود کوچ می‌کرد و در راه قادر به حرکت نبود او را در غارهای بین راه یا در محلی که به این منظور درست می‌کردند با مقداری آب و غذا می‌گذاشتند و به کوچ خود ادامه می‌دادند. این محل‌ها را در قبیله بویراحمد، غرب‌خانه‌ها و در بختیاری غاردالو می‌نامیدند (سام آرام، 1372).
در ادیان توحیدی توجه و رسیدگی به سالمندان و احترام‌گذاری نسبت به آنان به شایستگی مطرح و مدنظر بوده است. در قرآن کریم به طور غیرمستقیم و در روایات به طور مستقیم احترام به سالمندان مطرح شده است. رسول خدا(ص) فرمودند کسی که حرمت سالمندان را بشناسد و او را به خاطر کهنسالی احترام بگذارد. خداوند او را از بیم روز قیامت در امان می‌دارد. یا از امام صادق(ع) نقل شده است: یکی از راه‌های تجلیل از خداوند تجلیل از پیر سالخورده است، از این قبیل احادیث و روایات که حاکی از اکرام سالخوردگان در نظر اولیاء بزرگ اسلام است، فراوان ارائه شده است (موسوی وادقانی، 1378؛ حیدرنیا، 1378؛ مهدوی، 1378).
ویژگی‌های جمعیتی سالمندان:
1- ویژگی‌های جمعیتی سالمندان در جهان:
افزایش امید به زندگی در پرتو پیشرفت‌های علمی در زمینه بهداشت عمومی از یک‌سو و کاهش نرخ تولد در جهان از سوی دیگر باعث شده است که جمعیت جهان نسبت به سال‌های قبل پیرتر شود. در پژوهشی که در آغاز آخرین دهه قرن بیستم تاکنون در آمریکا انجام شده است، نشان داده شد که متوسط طول عمر که در سه هزار سال پیش از میلاد 18 سال بود، در آغاز قرن بیستم به چهل و هشت سال افزایش یافته و اکنون به بیش از 80 سال رسیده است (علائی حسینی، 1378). اگر سن میانه (Median) را به عنوان شاخصی برای سنجش وضعیت جمعیت در نظر بگیریم (سن میانه سنی است که سن 50 درصد جمعیت کمتر از آن و 50 درصد بیشتر از آن است). سن میانه جمعیت جهان از 5/23 سال در سال 1950 به 1/26 در سال 1998 رسیده است و پیش‌بینی می‌شود در سال 2050 این سن به 8/37 سال برسد (زندی، 1999).
2- ویژگی‌های جمعیتی سالمندان در ایران
در ایران آمار و ارقام موجود نشان می‌دهند که طی سال‌های 1335 لغایت 1375 در حالی‌که جمعیت 17/3 برابر و رشد آن از 9/3 درصد در دهه 65-1335 به 50/1% در سال‌های 75-1370 کاهش یافته، جمعیت سالمندان (60 سال و بیشتر) 36/3 برابر شده است. نسبت سالمندان به کل جمعیت طی سال‌های 1335 تا 1375 یک روند افزایشی داشته به خصوص آن‌که در 20 سال آخر، این نسبت از 25/5% به 64/6% افزایش یافته است (خرمی، رستگارپور و آقائی دوست، 7313)

نظریه‌ها:

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نظریه‌های جامعه‌شناختی:
در کنار نگرش زیست شناختی به فرایند پیری و بررسی شخصیت سالمندان بر حسب تغییرات درونی آن‌ها، می‌توان با توجه کردن به نحوه تعامل با جهان خارج از رویکردی جامعه شناختی به فرایند پیری پرداخت. از بعد جامعه شناختی رشد و گسترش پدیده سالخوردگی مسائل و موضوعاتی را برانگیخته است که مهم‌ترین آن‌ها دگرگونی پایگاه اجتماعی (Social Status) و بازنشستگی اجباری سالخوردگان است. در حالی که قسمت اصلی جریان جامعه شناختی تا اواخر دهه 1960 از قلمرو عام پیری اجتماعی غافل و نسبت به آن بی‌اعتنا بوده و کماکان فاقد یک تحلیل و استنتاج نظری منظم در باب مسئله سالخوردگی بوده است (آبرکرامبی و همکاران، 1370).
دگرگونی پایگاه اجتماعی در یکی از دیدگاه‌های جامعه شناختی تحت عنوان کنش‌گرایی (functionalism) بازتاب خاصی داشته است. کنش گرایان، مسایل اجتماعی را از زاویه خوش بینانه مورد توجه قرار می‌دهند و عنوان می‌کنند که این تغییر و تحولات در وضعیت سالخوردگان در نهایت به نفع همگان از جمله سالخوردگان می‌باشد.
نظریه رهایی از قید:
در اواسط دهه 1950 گروهی از محققان دانشگاه شیکاگو مطالعه‌ای در شهر کانزاس انجام دادند. در این مطالعه اطلاعات هم از طریق عرضی و هم از طریق مطالعه طولی، با بهره گرفتن از یک نمونه 700 نفری از زنان و مردان که در وضعیت سلامتی مناسبی بوده و حدودا 40 تا 90 سال داشتند، جمع‌آوری شد. هدف مطالعه تحقیق درباره تغییراتی بود که در کل شخصیت افراد در گذر سن به وجود می‌آمد. یکی از چند کار اصلی که از اطلاعات این مطالعه بهره گرفت کتاب کامینگ و هنری بود. این کتاب تحت عنوان پیرشدن، فرآیند رهایی از قید در سال 1961 منتشر شد. در این کتاب مولفان با بهره گرفتن از داده‌های اولیه مطالعات عرضی که از شهر کانزاس گرفته بودند نظریه رهایی از قید را شکل دادند. داده‌هایی که آن‌ها برای حمایت از این نظریه استفاده کرده بودند از مطالعات عرضی گرفته شده بود که سطح فعالیت را بین افراد 54 تا 69 ساله با سطح فعالیت افراد 70 تا 94 ساله مقایسه می‌کرد. اطلاعات گروه‌ها به روشنی نشان می‌داد که افراد جوان‌تر نسبت به افراد مسن در نقش‌های خود فعال‌تر بودند (استون، 1996). بنابر نظریه رهایی از قید، پیرشدن با رهایی از قید متقابل فرد و جامعه همراه است. فرد رفته رفته از مداخله در زندگی اجتماعی باز می‌ایستد و اجتماع نیز کمتر از پیش انواع مختلف امتیازات را به او عرضه می‌دارد (میشارا و رایدل، 1371).افراد هم‌چنان‌که مسن‌تر می‌شوند به طور فزاینده از تعاملات اجتماعی، بدنی و هیجانی با دنیا کناره‌گیری کرده و رها می‌شوند. و هنگامی‌که این فرایند به طور گسترده داوطلبانه باشد، دو جنبه پیدا می‌کند. نه تنها افراد مسن به تدریج نقش‌های اجتماعی فعال را رها کرده و دامنه وابستگی‌های عاطفی خود را محدود می‌سازند بلکه جامعه نیز درگیری خود را با افراد مسن کم می‌کند. این عمل از چند طریق اتفاق می‌افتد، آشکارترین شیوه آن تشویق و حتی قانون‌مند کردن بازنشستگی از کار و گاهی اوقات از تعهدات است، نکته اساسی نظریه رهایی از قید این است که کناره‌گیری نه تنها طبیعی بلکه مطلوب است. بحث عمده این است که با کاهش قدرت بدنی و ذهنی، فرد مسن پی می‌برد که ادامه کار و فعالیت و همین‌طور مداخلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به طور فزاینده‌ای برای او دشوار می‌شود. در نتیجه آن‌ها چشم‌انتظار کناره‌گیری بوده و تمایل دارند چنان‌چه اجازه یابند تجربه رضایت‌مندانه‌تر و خشنودتری داشته باشند (لفرانکویس، 1996).
بدین‌ترتیب شخص سالمند در حالی‌که برای مرگ آماده می‌شود، درجه رخوت و غیرفعال بودنش افزایش می‌یابد با توجه به این نظریه، رویکرد مرگ، مردم را به ترک کردن بعضی از نقش‌های اجتماعی خود (نظیر کارمند، کارگر، همسر، آدم پرشور و شوق و حتی دانشمند)، وادار می‌کند. در همین زمان جامعه از طریق جداکردن سالمند به لحاظ اقامتی (خانه‌های سالمندان و اجتماعات بازنشستگی)، تربیتی (برنامه‌های طراحی شده برای سالمندان)، تفریحی (مراکز اجتماعی سالمندان) از آنان کناره‌گیری می‌کند. در این نظریه، این نگرش وجود دارد که جامعه باید به سالمندان کمک کند تا از نقش‌های اجتماعی خویش کناره‌گیری کنند (مهدوی، 1378)، رویدادهایی هم‌چون بیوگی و بازنشستگی نمادهای اجازه جامعه برای رهایی هستند. پیری ایده‌آل هنگامی روی می‌دهد که فرد مسن و جامعه در یک زمان از یکدیگر رها شوند؛ اما هنگامی که یکی از این دو پیش از آن‌که دیگری مهیا باشد از هم جدا شوند اختلال ایجاد می‌شود (استون، 1996).
-انتقادات ارائه شده به نظریه رهایی از قید:
نظریه رهایی از قید توسط تعدادی از نظریه‌پردازان برجسته و محققان مورد انتقاد قرار گرفته است. به عنوان مثال نظریه رهایی از قید پیش‌بینی می‌کند که خلق پایین ویژگی افراد سالمندی است که فعالیت بالایی دارند (میشارا و رایدل، 1378). این نظریه هم‌چنین پیش‌بینی می‌کند که کناره‌گیری اجتماعی برای سالمندان غیر قابل اجتناب بوده و آن‌ها از آن استقبال می‌کنند. یک مجموعه از مطالعات تحقیقی اولیه این عقاید را تایید نکرده‌اند. (ریچارد، لیوسون و پترسون ، 1962)
در یک بررسی مادوکس (1956 به نقل از پالمور، 1979) نشان داده هنگامی که سن ثابت نگه داشته شود، آزمودنی‌ها پراکندگی معنی‌داری را در شاخص‌های رهایی از قید نشان می‌دهند. هم‌چنین هنگامی‌که افراد تا بزرگسالی به فعال بودن در زندگی خود ادامه دادند آن‌ها ضرورتا تجربه‌ای از کاهش رضایت‌مندی از زندگی نداشتند. انتقادات بیشتر بر عقیده کناره‌گیری متقابل از فعالیت‌ها، و ایفای نقش متمرکز است. تحقیقات نشان می‌دهند که این افراد به ندرت متقابل است. و در عوض با نیروهایی که بیرون از کنترل افراد مسن هستند شکل می‌گیرد (پالمور، 1979). در واقع هنگامی که کنترل بر شرایط زندگی از دست رفت، اخلاقیات و رضایت از زندگی به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد (گورین و بریم، 1984؛ بوس و ماوکس،1985) نیروهایی که از بیرون تحمیل می‌شوند هم‌چون بازنشستگی، از دست دادن همسر، شروع به ضعف حرکتی، از دست دادن فعالیت‌ها و نقش‌ها به ندرت مورد علاقه سالمندان است.
بیشتر تحقیقاتی که به نظریه رهایی از قید پرداخته‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که رهایی از قید توصیف صحیحی از اتفاقاتی است که در پیری رخ می‌دهد اما رهایی از قید اغلب توصیف کامل دوره پیری نیست بلکه معمولا مربوط به سال‌های پایانی زندگی است (فری 1992؛ به نقل از لفرانکویس، 1996) واغلب نسبت به تفسیر دقیق که این نظریه بر آن دلالت دارد دوره کمتری را شامل می‌شود. یعنی هر چند بیشتر افراد تا سن 75 تا 80 سالگی از کار و از خیلی درگیری‌های دیگر کناره‌گیری می‌کنند، تعداد اندکی به طور کامل از وابستگی‌های عاطفی مهم کناره‌گیری می‌کنند. خیلی از افراد رضایتمندی از نقش‌های اجتماعی را به عنوان زن یا شوهر ادامه داده برخی در فعالیت‌های مولد (هم‌چون مراقبت از نوه‌ها، با پرورش گیاهان و …) فعال خواهند بود. هم‌چنین باید خاطرنشان ساخت جوامعی که بین میانسالی و بزرگسالی تمایزی قایل نمی‌شوند، رهایی از قید را در دوره سالمندی تشویق نمی‌کنند (لفرانکویس، 1996). این انتقاد برای کامینگ و هنری که نظریه آن‌ها درباره غیرفعال بودن، نسبی

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید