افسردگی چندین فرضیه ارائه شده است.اول اینکه ممکن است در جامعه ما زنان بیشتر باشند.وقتی زنان با ضایعه روبرو می شوند برای عدم تحریک و گریه بیشتر تقویت می شونددر حالیکه مردان برای خشم و بی تفاوتی بیشتر تقویت می شوند.
دوم اینکه فرضیه های زیستی عنوان می کنند فعالیت آنزیم شیمیایی و استعداد ژنتیکی و دوره ماهیانه پیش از قاعدگی بر آسیب پذیری زنان تاثیر دارند.همچنین امکان دارد ناقلان ژن افسردگی افسرده شوند در حالیکه ناقلان مردانه این ژن الکلی شوند.

فرضیه سوم از نظر درماندگی آموخته شده ناشی می شود.اگر افسردگی به درماندگی مربوط یاشد پس چنانچه زنان یاد بگیرند که درمانده تر از مردان باشند افسردگی در زنان فراوان تر از مردان آشکار خواهد شد.چهارم اینکه زنان بیشتر از مردان حالت گرا هستند و به همین خاطر برای نگران شدن درباره رویدادهای ناگوار زندگی و توضیح دادن آنها آمادگی دارند که مهمترین آنها افسردگی است.در حالیکه مردان بیشتر به عمل و کمتر به فکر گرایش دارند.

پنجمین تبیین یافته هایی است که نشان می دهند که افسردگی بیشتر زنان از مردان به تغییرات خلق پیش از قاعدگی مربوط می شود.فرضیه ششم و جالبترین آنها به تصویر ذهنی از بدن و تعقیب لاغری از طریق رژیم غذایی مربوط می شود به طوری که علت ریشه ای افسردگی ناکامی و درماندگی است و رژیم غذایی می تواند یک چرخه ناکامی و درماندگی را تشکیل دهد.در سراسر جهان ایده ال لاغری و رژیم غذایی نه تنها موجب اختلالهای غذایی بلکه باعث می شوند که زنان افسرده تر از مردان باشند(نولن-هوکسما و مارو 1991).

افسردگی در سالمندان
افسردگی یک اختلال سلامت روانی است که باید در سالمندان به طور جدی مورد نظر قرار گیرد. براساس آمارهای موسسه ملّی سلامت روان (NIMH) آمریکا، دو میلیون نفر از ۳۵ میلیون آمریکایی بالای ۶۵ سال به نوعی دچار این بیماری هستند.
افسردگی معمولاً نادیده گرفته شده و یا طبیعی و گریز ناپذیر در نظر گرفته می شود و به همین دلیل تشخیص داده نمی شود و درمان نمی گردد. این امر به ویژه در شرایطی که بیماری دیگری وجود داشته باشد یا رویداد ناگواری اتفاق افتاده باشد (مثل مرگ عزیزان)، که غالباً در مورد سالمندان وجود دارد، صادق است. امّا نکته ای که باید توجه داشت این است که افسردگی به هیچوجه بخشی عادی و طبیعی از فرایند پیرشدن نیست.
بسیاری از سالمندان ممکن است در معرض خطرات دیگر ناشی از افسردگی قرار داشته باشند. برای مثال، افسردگی در سالمندان به مراتب بیشتر از جوانان احتمال دارد که به خودکشی بیانجامد. بنابر آمارهای NIMH ، در حالی که تنها ۱۳ درصد از جمعیت آمریکا از افراد بالاتر از ۶۵ سال تشکیل می دهند امّا ۱۸ درصد خودکشی های منجر به مرگ در بین این گروه روی می دهد.
علّت افسردگی هنوز به طور کامل و دقیق مشخص نشده است امّا برخی از عواملی که به طور بالقوّه می توانند در پدید آمدن افسردگی نقش داشته باشند شناسایی شده اند. در حال حاضر، بیشتر احتمال داده می شود که ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی باعث افسردگی باشند. افسردگی ممکن است به صورت خفیف وجود داشته باشد و بر اثر استرس (مانند مرگ یک عزیز) تشدید گردد. افسردگی در بین زنان و افرادی که دچار بیماری های مزمن هستند بیشتر وجود دارد.
علائم و نشانه های افسردگی در سالمندان ممکن است با علائم و نشانه های افسردگی در جوانان تفاوت داشته باشد. در بین شایع ترین تغییرات خلق و خو در سالمندان بر اثر افسردگی می توان به عصبی بودن، احساس پوچی، بیقراری، تندخویی، تحریک پذیری یا احـــساس عدم محبـــوبیت اشــاره کرد. کاهش اشتها، از دست دادن وزن، بیخوابی خستگی، مشکلات حافظه و گیجی نیز در این بیماران شایع است. سالمندان بیشتر از بیماران جوان احتمال دارد که نشانه های جسمی نامشخص و مبهم (مثل درد و بی تابی) از خود بروز دهند.
افسردگی در سالمندان حتی توسط پزشکان نیز به سختی تشخیص داده می شود. بسیاری از افراد، از جمله پزشکان، به افسردگی به عنوان پدیده ای عادی یا قابل انتظار برای سالمندان می نگرند. این عقیده درست نیست و غالباً تشخیص و درمان را به تاخیر می اندازد. تشخیص افسردگی مستلزم بررسی کامل سابقه پزشکی، از جمله اطلاعاتی در باره زمان بروز، مدّت دوام و شدّت علایم است.
سالمندانی که دارای افسردگی خفیف باشند به روان درمانی به خوبی پاسخ می دهند امّا افسردگی متوسط یا شدید ممکن است به دارودرمانی نیز نیاز داشته باشد. گرچه عموماً ترکیبی از روان درمانی و دارودرمانی نتیجه بهتری به بار می آورد. سالمندان معمولاً در مقایسه با جوانان نسبت به اثرات جانبی دارودرمانی حساسیت بیشتری دارند و احتمال این که بیماری های دیگری نیز داشته باشند بیشتر است. به این دلیل، معمولاً SSRIها (بازدارنده های جذب مجدّد سروتونین) بیشتر از بقیه داروها برای سالمندان تجویز می گردد.
افسردگی یک بیماری شایع است که نشانه های جسمی و روانی بسیاری از قبیل غمگینی شدید، از دست دادن علاقه یا لذت بردن از فعالیت هایی که معمولاً لذت بخش هستند (anhedonia) و سایر نشانه هایی که توانایی کارکردی فرد را مختل می کند دارد.
افسردگی به صورت فزاینده ای سلامت سالـمـنـدان را تهدید می کند. بـنابر آمار موسسه ملی سلامت روان آمریکا (NIMH)، ز۸/۵ درصد افراد بالاتر از ۶۵ سال در این کشور دچار نوعی افسردگی قابل تشخیص می باشند. (در حدود ۲ میلیون نفر از ۳۴ میلون نفر). NIMH همچنین تخمین می زند که پنج میلیون نفر دیگر نیز دارای نشانه های جدّی مرتبط با افسردگی باشند. ۲۰ درصد کسانی که در آمریکا اقدام به خودکشی می کنند نیز بیشتر از ۶۵ سال سن دارند. میزان خودکشی در بین مردان سفیدپوست بالاتر از ۸۵ سال، شش برابر میانگین ملّی در آمریکاست.
افسردگی در سالمندان معمولاً به دلایل زیر تشخیص داده نمی شود و درمان نمی گردد:
▪ افسردگی غالباً به سایر بیماری ها نظیر بیماری های قلبی، سکته مغزی، پارکینسون و سرطان نسبت داده می شود. بیماران و خانواده آن ها غالباً در این مورد هم عقیده اند. به علاوه، توجه پزشک عموماً معطوف درمان این بیماری ها می گردد.
▪ افسردگی به درگذشت عزیزان نسبت داده می شود. غم و اندوه ناشی از از دست دادن همسر و دوستان نزدیک کاملاً طبیعی است اما افسردگی نه.
▪ سالمندان بیشتر به پزشک عمومی یا پزشک خانواده خود اتکاء دارند و این پزشکان، متخصص سلامت روان نیستند. بنابر آمار NIMH ، تنها کمتر از ۳ درصد افراد بالاتر از ۶۵ سال توسط متخصصان سلامت روان درمان می گردند.
▪ پزشکان عمومی غالباً آموزش های لازم برای تشخیص بین علایم پیری و افسردگی را ندیده اند. بنابر آمار NIMH ، پزشکان عمومی کمتر از ۵۰٪ افرادی که دچار افسردگی بوده اند را به درستی تشخیص داده اند.
علاوه بر موارد فوق، نگرش عمومی در سالمندان نیز بر پیچیدگی وضعیت می افزاید. بسیاری از سالمندان به افسردگی به عنوان یک نقص رفتار و منش می نگرند تا یک اختلال اصلی. این نگرش غالباً مانع از این می شود که سالمندان به جستجوی کمک های تخصصی برآیند.
مطالعات نشان می دهد که سالمندان به طور کلّی در مقایسه با عموم مردم دانش کمتری نسبت به افسردگی دارند. بنابر آمار انجمن ملی سلامت روان آمریکا (NIMH)، در حدود ۶۸ درصد سالمندان بالاتر از ۶۵ سال، اطلاعات بسیار کم و محدودی از افسردگی دارند. ۵۸ درصد آنان فکر می کنند که با افزایش سن، دچار شدن به افسردگی طبیعی است و تنها ۲۸ درصد بالغان در این گروه سنی، افسردگی را به عنوان یک مشکل سلامت روان در نظر می گیرند.

افسردگی با ناتوانی و وابستگی به کمک دیگران (مانند پرستار)، ارتباط نزدیک دارد. همچنین افسردگی با هزینه های رو به افزایش بهداشتی مربوط است. بنابر آمارهای NIMH ، سالمندانی که دارای نشانه های افسردگی هستند در حدود ۵۰ درصد هزینه های درمانی و بهداشتی بیشتری از همسالان خود که فاقد چنین نشانه هایی هستند دارند. افسردگی در سالمندان را باید از سوگ طبیعی و عادی متمایز دانست. این گروه سنی غالباً با مرگ عزیزانی مثل همسر یا دوستان قدیمی روبرو هستند. سوگ ناشی این گونه رویدادها کاملاً طبیعی است. این غم و اندوه ممکن است درکوتاه مدّت علائمی بسیار شبیه به افسردگی داشته باشد. امّا در واقع، بین این نشانه ها در فرد سوگمند با بیمار افسرده تفاوت وجود دارد. سالمندان سوگمند بیشتر تمایل دارند بر روی فرد متوفی تمرکز نمایند و علایم افسردگی آنان معمولاً بسیار انفعالی تر و خفیف تر از افرادی است که واقعاً دچار افسردگی هستند. بیماران افسرده، بیشتر تمایل دارند درون خود فرو رفته و به خود فکر کنند. آن ها غالباً احساس گناه و کمبود اعتماد به نفس می کنند.
درد و ناراحتی ناشی از سوگمندی، موقتی و زودگذر است. در حالی که افسردگی، بسیار دیر پا تر می باشد. به عبارت کلی تر، شدیدترین علائم سوگمندی عادی و طبیعی، در چند هفته پس از مرگ عزیزان وجود دارد. علائم شایع در خلال این دوره شامل شوک، ناباوری، بهت زدگی و احساس پوچی می باشد. اضطراب و بی خوابی و ناراحتی های جسمی نیز ممکن است پدیدار گردند.
نخستین سال پس از مرگ یک عزیز، دوره تطبیق با شرایط جدید است. افراد معمولاً در این دوره از دست دادن عزیزشان را می پذیرند. پس از نخستین سال، فرد سوگمند رفته رفته التیام می یابد و یاد می گیرد که زندگی بدون وجود آن عزیز را بپذیرد.
دوره زمانی برای سوگ طبیعی و عادی به طور دقیق مشخص نیست. برخی از افرادسریع تر و برخی دیگر دیرتر این دوران را طی می کنند. امّا اغلب سالمندان که عزیزی را از دست می دهند پس از گذشت یکسال، رفته رفته به زندگی عادی باز می گردند. اگر فردی پس از گذشت این مدّت همچنان دچار غم و اندوه باقی مانده باشد یا نشانه ها و علائم شدیدی چون افکار خودکشی، روان پریشی یا از دست دادن شدید حس اعتماد به نفس و قدرت کارکردی بروز کرده باشد، توصیه می شود که فرد تحت مراقبت پزشکی قرار داده شود.
علائم و نشانه ها در سالمندان
علایم و نشانه های افسردگی در بین بیماران ممکن است بسیار متفاوت باشد. همچنین نشانه های افسردگی در سالمندان با بیماران جوان فرق دارد و معمولاً دیرپاتر و ماندگارتر است. به طور کلّی، ۹ نشانه اولیه برای افسردگی وجود دارد که عبارتند از:
تغییر خلق و خو. در بین شایع ترین تغییرات خلق و خو در سالمندان افسرده می توان به احساس ناآرامی، پوچی، بیقراری، تحریک پذیری و عدم محبوبیت اشاره کرد. بیمار همچنین ممکن است با غمگینی زیاد، اضطراب، خشم یا بی احساسی (فقدان هیجان) روبرو شود. بدبینی، ناامیدی، گریه و حساسیت هیجانی شدید، از دیگر تغییرات خلق و خو می باشد.
فقدان احساس لذت. کاهش یا از دست دادن علاقه به فعالیت هایی که قبلاً برای بیمار لذت بخش بودند مانند خوردن، کار، رابطه جنسی، دوستان، سرگرمی و تفریحات.
تغییر عمده در اشتها یا وزن. بیمار ممکن است با کاهش یا افزایش شدید اشتها و یا کاهش یا افزایش شدید وزن روبرو شود. در سالمندان، کاهش اشتها و وزن شایع تر از افزایش آن هاست.

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تغییر در الگوی خواب. بیمار ممکن است زیاد بخوابد (خواب زدگی) و یا بر عکس دچار کم خوابی گردد. در سالمندان، کم خوابی شایع تر از خواب زدگی است.
احساس بی ارزش بودن. بیمار ممکن است احساس بی ارزش بودن، سرزنش خود یا احساس فزاینده گناه نماید.
خستگی و از دست دادن انرژی.
تمرکز. بیمار ممکن است با کاهش توانایی در تفکر و تمرکز روبرو گردد. مشکلات حافظه و گیجی در سالمندان افسرده متدوال است.
افکار مربوط به مرگ. بیمار ممکن است افکارتکرار شونده ای درباره مرگ و یا حتی آرزوی مرگ داشته باشد. ممکن است به خودکشی فکر کند و یا دراین مورد دست به اقدام بزند. این یک ملاحظه جدّی برای سالمندان افسرده است.
فعالیت فیزیکی یا کلامی. بیمار ممکن است بیقرار و مضطرب باشد. ممکن است دستانش را فشار دهد یا بپیچاند و نتواند آرام بنشیند. از سوی دیگر، برخی بیماران ممکن است حرکات و طرز حرف زدنشان شل و کند شود. همچنین ممکن است قبل از پاسخ دادن یا شروع به حرکت با درنگ و تاخیر روبرو باشند. ممکن است آنقدر آهسته صحبت کنند که به خوبی شنیده نشود. ممکن است بجز آن که مورد سوال مشخصی قرار گیرند حرفی نزنند یا کاملاً صامت گردند.
سالمندانی که دچار افسردگی هستند معمولاً برای درمان نزد روان شناس نمی روند بلکه این مشکل را به عنوان یک اختلال جسمی با پزشک خود مطرح می سازند. معمولاً چنانچه خستگی، سردرد و معده درد به درمان دارویی پاسخ ندهد مسأله را با پزشک در میان می گذارند و سالمندان بسیار بیشتر از جوانان چنین نشانه هایی را به پزشک گزارش می کنند. در بعضی موارد، توهم و هذیان نیز ممکن است پیش آید. این نشانه ها ممکن است با نشانه های زوال عقل اشتباه گرفته شوند.
روش های تشخیص افسردگی در سالمندان
بنابر گزارش انجمن ملی سلامت روان (NMHA)، تنها ۴۲ درصد سالمندان برای درمان افسردگی خود اقدام می کنند. از بین آن ها، بیش از ۵۵ درصد توسط پزشک عمومی درمان می شوند و تنها ۳ درصد از بیماران افسرده بالای ۶۵ سال به متخصص روان درمانی مراجعه می کنند.
این امر، مشکل زاست زیرا افسردگی در سالمندان به ندرت توسط پزشکان عمومی به درستی تشخیص داده می شود. بنابر گزارش NMHA ، میزان تشخیص صحیح افسردگی توسط پزشکان عمومی کمتر از ۵۰ درصد است. بسیاری از نشانه های متداول افسردگی در سالمندان (مثل از دست دادن انرژی، کم اشتهایی و بیخوابی) معمولاً به بیماری های جسمی دیگر در این گروه سنی نسبت داده می شود.
بسیاری از افراد، از جمله بسیاری از پزشکان، افسردگی را برای سالمندان، طبیعی یا قابل پیش بینی می دانند. این امر به ویژه در صورت وجود بیماری های جسمی حاد و شرایط اجتماعی خاص (مثل مرگ عزیزان) اتفاق می افتد. این اعتقاد درست نیست و غالباً باعث نادیده انگاری یا به تاخیر انداختن تشخیص و درمان می گردد.
مانع عمده دیگری که بر سر راه تشخیص افسردگی وجود دارد، طرز تلقی خود بیماران است. برخی از مردم عقیده دارند که مطرح ساختن مشکلات روانی و در صدد چاره جویی برآمدن برای آن ها باعث بدنامی است. پذیرش بیماری روانی برای سالمندان معمولاً سخت تر از جوانان و میانسالان است. بنابراین آن ها بیشتر در صدد کنار آمدن با شرایط خود بر می آیند.
پیش از آن که افسردگی تشخیص داده شود، پزشک معمولاً دستور انجام آزمایش های پزشکی می دهد تا احتمال بیماری های دیگری که نشانه های مشابهی دارند منتفی گردد. بسیاری از کسانی که نهایتاً تشخیص افسردگی برای آنان داده شده است، نخست به پزشک خانواده یا پزشک متخصص خود مراجعه کرده اند زیراناراحتی خود را ناشی از مشکل جسمی می دانسته اند. در صورتی که یک متخصص سلامت روان قابلیت بیشتری برای تشخیص افسردگی دارد.
تشخیص افسردگی معمولاً با بررسی کامل سابقه پزشکی بیمار، شامل اطلاعاتی درباره ظهور، طول مدّت و نیز شدّت علایم آغاز می گردد. تشخیص افسردگی در بیماران سالمند ممکن است به وسیله آزمون «مقیاس افسردگی سالمندان» صورت گیرد. این آزمون شامل ۱۵سوال بله/خیر ساده است که مخصوص سالمندانی که ممکن است دچار افسردگی باشند طراحی گردیده است. متخصص سلامت روان همچنین از بیمار سوال می کند که آیا این علائم و نشانه ها قبلاً نیز وجود داشته یا خیر و اگر چنین بوده، چگونه درمان گردیده است. از بیمار در مورد مصرف الکل و مواد مخدر، این که افکاری درباره مرگ یا خودکشی داشته و این که در بین افرادخانواده کسی دیگری سابقه افسردگی داشته نیز سوال می

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید