بود شاید کمی تند باشد. شواهد بعدی نشان داد که فراغت بیشتر محدود به افرادی می‌شود که همیشه منزوی بوده‌اند (مادوکس، 1370). به عبارت دیگر، این پدیده ممکن است امتداد طبیعی نوع شخصیت خاص و ویژه و نه یک ویژگی جهانی از دوره سالمندی باشد.

انتقاد دیگر، این است که فراغت در بسیاری از فرهنگ‌های جهان سوم جایی که افراد مسن در جامعه نقش فعال دارند، پدیده‌ای بسیار نادر است (مریمن، 1984؛ نقل از کیان‌پور، شکرکن،1378)
2- نظریه فعالیت:
نظریه فعالیت به عنوان جایگزین نظریه رهایی از قید مطرح می‌شود. در این نظریه گفته می‌شود پیری موفق و سالم محصول استمرار فعالیت با سطح بالا است. دیدگاه نظریه‌پردازان فعالیت هم‌چون دیدگاه نظریه‌پردازان رهایی از قید مبتنی بر داده‌های مطالعه شهر کانزاس است. جز آن‌که نظریه‌پردازان فعالیت از داده‌هایی استفاده کردند که رابطه مثبتی را بین رضایتمندی از زندگی و سطح فعالیت نشان می‌داد. نظریه فعالیت می‌گوید که فعالیت‌هایی که رها شوند منجر به کاهش ظرفیت‌های بدنی می‌شود و باید هم‌چنان‌که فرد مسن‌تر می‌شود این فعالیت‌ها با فعالیت‌های دیگر که کمتر جنبه بدنی دارند، جایگزین شوند. برای استدلال‌های نظریه فعالیت، نظریه رهایی از قید به عنوان یک تحول علیل محسوب می‌شود به عنوان ناتوانی در تسط به وظایف جدید زندگی (استون، 1996).
بنابر نظریه فعالیت اگر نقش‌های جدیدی جانشین نقش‌های قدیمی نشود، این بی‌نظمی دایمی خواهد شد و فرد نه تنها با موقعیت بلکه با خودش نیز ناسازگار و بیگانه خواهد بود. پیری موفقیت‌آمیز ایجاب می‌کند که نقش‌های تازه‌ای کشف شود یا برای حفظ نقش‌های قدیم، وسایل تازه‌ای به وجود آید (میشارا و رایدل، 1371). هر چند مشخص شده است که رهایی از قید از جهت روانشناختی و اجتماعی تا حد زیادی بین افراد سالمند رخ می‌دهد، نظریه فعالیت بر این نکته تاکید دارد که رضایتمندی از زندگی تا حد زیادی وابسته به درگیری فعالانه است. بر این اساس بهترین، کسانی هستند که بالاترین سطح درگیری بدنی، هیجانی و اجتماعی را داشته باشند. هم‌چنین اکثر مطالعات نشان داده‌اند که استمرار درگیر بودن با زندگی اغلب با رضایتمندی از زندگی در پایان عمر ارتباط دارد. برای مثال استیونز (1933 به نقل از لفرانکویس، 1996) با سوال از 108 سالمند به این نتیجه رسید که درگیر بودن با خانواده و دیگر افراد مهم هم‌چون درگیر بودن اجتماعی، که حسی از مفیدبودن را تولید می‌کند و تا حد زیادی با رضایتمندی در سال‌های پایانی غیرمرتبط است، می‌تواند موثر باشد (لفرانکویس، 1996). به طور کلی نظریه فعالیت معتقد است:
1- برای این‌که فرد با موفقیت وارد دوره سالمندی شود باید تا سرحد امکان فعال باقی بماند.
2- بسیاری از افراد مسن می‌توانند تا زمان مرگ به صورت اعضای فعال جامعه باقی بمانند.
3- به استثنای تغییرات علاج ناپذیر زیست‌شناختی و مربوط به سالمندی، افراد سالمند با افراد میانسال تفاوتی ندارند و دارای همان نیازهای روان‌شناختی و اجتماعی هستند. یعنی سالمندان موفق، نیاز به تعامل اجتماعی با دیگران دارند.
4- اکثر سالمندان سالم سطوح نسبتاً یکنواخت فعالیت را حفظ می‌کنند.
5- افراد مسن معمولا می‌خواهند فعال باشند و رضایتمندی از زندگی در افراد مسن که درگیری فعال دارند، بسیار زیاد است.
6- افراد مسن فعال احتمالاً در بیشتر عمر فعال بوده‌اند. به عبارت دیگر فعالیت پاسخی به دوره پیری نیست (کیانپور، شکرکن، 1378).
انتقادهای ارائه شده به نظریه فعالیت:
بخش اصلی انتقاد از نظریه فعالیت به ماهیت آرمانی آن مربوط می‌شود. جز برای عده قلیلی، دور از واقعیت می کند که انتظار داشته باشیم با توجه به محدودیت‌های مربوط به تغییرات فیزیولوژیکی، افراد سالخورده بتواند همان سطح فعالیت مربوط به دوره میانسالی را در دوره پیری نیز حفظ کنند. به عبارت دیگر محدودیت‌های مرتبط با سن یک واقعیت است. دلیل دیگر غیرواقعی بودن نظریه فعالیت این است که ساختار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه مانع از این می‌شود که کارگر مسن بتواند فعالیت عمده، یعنی کار تولیدی دوره میانسالی را در پیری حفظ نماید. بنابراین علی‌رغم برخی پیشرفت‌ها هنوز جامعه موانعی را برای درگیری اجتماعی سالمندان وضع می‌کند.
آخرین انتقاد از نظریه فعالیت این است که برخلاف این دیدگاه افراد مسن نمی‌خواهند فعال باشند. شکی نیست که نمی‌توان سالخوردگانی را که تمایل به فعال بودن ندارند را فعال کرد (بولد و کلمن 1992، به نقل از کیانپور، شکرکن، 1378).
3- نظریه تضاد:
نظریه‌پردازان مکتب تضاد از دو نظریه رهایی از قید و فعالیت به خاطر کم‌توجهی به فشار ساخت اجتماعی بر الگوهای سالمندی انتقاد کرده‌اند و معتقدند که هیچ کدام از آن دو رویکرد برای پاسخ‌دادن به این‌که چرا کنش متقابل اجتماعی باید تغییر یابد تلاش نکرده‌اند، به علاوه این دیدگاه‌ها اغلب تاثیر طبقه اجتماعی را بر زندگی سالمند نادیده گرفته‌اند. چرا که موقعیت ممتاز طبقه بالای جامعه عمدتا به بهداشت بهتر و توان برتر منجر شده واحتمال کمتری برای مواجه شدن آنان با وابستگی در سنین پیری وجود دارد. ثروت، رفاه و ناز و نعمت نمی‌تواند پیری را به طور نامحدود به تاخیر اندازد. اما می‌تواند مشقت اقتصادی را که افراد در سنین پیری با آن مواجه می‌شوند را تحمل‌پذیر نماید. برعکس مشاغل طبقه کارگر اغلب سلامتی آن‌ها را با خطرات بزرگی مواجه می‌سازد و معلولیت و بیماری‌های وابسته به شغل دوره سالمندی آنان را سخت و دشوار می‌کند (مهدوی، 1378).
تضادگرایان، مسائل اجتماعی سالخوردگان را از زاویه‌های انتقادی مورد توجه قرار می‌دهند و عنوان می‌کنند، تحولاتی که در وضعیت سالخوردگان به وقوع پیوسته است، نه در نتیجه نیازهای اجتماعی، بلکه به دلیل دستیابی و تسلط قشرهای دیگر سنی علی‌الخصوص میانسالان بر منابع و امکانات کمیاب جامعه است. به اعتقاد تضادگرایان هر بهبودی که بخواهد در وضعیت سالخوردگان صورت گیرد. لازم است از طریق رابطه قدرت این قشر انجام پذیرد (احمدی، 1378).
4- نظریه محیط اجتماعی:
براساس این نظریه در دوران سالمندی علاوه بر این‌که میزان سلامتی بر چگونگی رفتار و زندگی سالمند تاثیر دارد، شرایط موجود در محیط اجتماعی نیز بر آن‌ها اثر می‌گذارد. این شرایط عبارتند از:
وضع مالی سالمند و حمایت‌های اجتماعی از او، بر اساس این نظریه فقر مالی و عدم حمایت‌های اجتماعی دولت‌ها و یا سازمان‌های مسئول دیگر، بر کیفیت زندگی سالمندان در جامعه تاثیر بسیار دارد. (میشارا، 1367).
5- سالمندی به عنوان یک فرهنگ فرعی:
این نظریه توسط «رز» بیان شد. طبق این نظریه، سالمندان گروه اجتماعی جداگانه‌ای را تشکیل می‌دهند که از جامعه منزوی هستند و در این گروه، فرهنگ ویژه‌ای حاکم است که می‌توان آن را فرهنگ فرعی سن نامید. این فرهنگ دارای مجموعه هنجارهایی است که بر رفتار اعضای این گروه اجتماعی حاکم می‌باشد و باعث انزوای آن‌ها می‌شود (میشارا، 1367).
6- سالمندان به عنوان گروه اقلیت:
این نظریه مربوط به «استریب» است. براساس این نظریه، گروه سالمندان دارای ویژگی‌هایی هستند که معمولا در گروه‌های اقلیت یافت می‌شود. مثل فقر، جدایی، تحرک کم. این نظریه بسیار شبیه به نظریه «فرهنگ فرعی» است و احتمالا با این تفاوت که در گروه اقلیت احساس جدایی و حقارت بیشتری مشاهده می‌شود تا گروه فرهنگی فرعی (میشارا، 1367).
7- نظریه نقش:
نظریه نقش، موقعیت سالمندان را بر حسب سازگاری با نقش‌های با ارزش اجتماعی (به ویژه نقش کار در مردان) تبیین می‌کند. بازنشستگی و از دست دادن برخی نقش‌های سالمندان، غالبا برای خانواده‌ها نیز مسایل و مشکلات اجتماعی، اقتصادی و روانی ایجاد می‌کند و حتی برای افرادی که وقت آزاد تازه به دست آورده، خود را به عنوان یک فرصت تلقی می‌کنند، دوره انتقالی بسیار مهمی است. بازنشستگی عملا همیشه متضمن از دست دادن درآمد است و این امر بسیاری از سالمندان و خانواده‌های آنان را با فقر مواجه می‌سازد. (پیامدهای اجتماعی و روانی بازنشستگی بر حسب تجربه شغل و سطح زندگی قبل فرق می‌کند) سازگاری موفقیت‌آمیز با بازنشستگی با به عهده گرفتن نقش‌های جدید و کیفیت گذران اوقات فراغت وابسته است و بر نیاز برای انطباق نقش تاکید شده؛ تمرکز بیشتر بر مردان می‌باشد؛ زنان به خاطر این‌که نقش‌های خانه‌داری تغییر نمی‌کند، کم‌ترین بحران را تجربه می‌کنند (مهدوی، 1378).
8- نظریه فرانوگرایی:
نظریه پردازان فروانوگرا، ساخت سالمندی و پیری را در گفتمان علمی و عقلانی مطرح کرده‌اند. آن‌ها ویژگی‌های تاریخی و فرهنگی زوال سن سالمندی را برجسته ساخته و اظهار عقیده نموده‌اند که در جوامع صنعتی معاصر میانسالی و پیری به لحاظ اجتماعی دگرگون شده است (مهدوی، 1378).
نظریه‌های روان‌شناختی:
1- نظریه پیوستگی:
اشلی (1971 و 1972؛ به نقل از میشارا و رایدل، 1371) عقیده دارد که سالمندی آخرین مرحله زندگی ودنباله مراحل قبلی است. موقعیت‌های اجتماعی می‌تواند معرف نوعی عدم پیوستگی باشد اما سازگاری و سبک زندگی اصولاً از طریق سبک‌ها، عادات و ذوق‌هایی که در تمام طول زندگی کسب شده است تعیین می‌شود، مثلا کسانی‌که ماهی‌گیری را به کار ترجیح می‌دهند، به هنگام بازنشستگی، از این که فرصت کافی برای ماهیگیری دارند خوشحالند اما آنان که همیشه سفرهای کوتاه ماهیگیری را به بعد موکول کرده‌اند، از این سرگرمی زود خسته می‌شوند یا به طور نامعقول، در حالی که از بیکاری گله دارند، نه وقت، نه نیرو و نه پولی برای این کار پیدا می‌کنند. بنابراین بر اساس نظریه پیوستگی افرادی که در دوره بزرگسالی زندگی موفقیت‌آمیزی دارند، کسانی هستند که عادات، عملکردها و شیوه‌های موثر زندگی خود را از دوره میانسالی به این دوره منتقل کرده‌اند. مطالعات تحقیقی طولی قابل توجهی این نظریه را حمایت می‌کند. تحقیقاتی که نشان داده‌اند متغیرهایی که در دوره میانسالی اندازه‌گیری شده‌اند، متغیرهای پیش‌بینی قوی برای عملکرد فرد در دوره بعدی زندگی می‌باشد و خیلی از ویژگی‌های روانشناختی و اجتماعی در طول فراخنای زندگی ثابت می‌ماند.
2- نظریه روانی- اجتماعی اریک اریکسون:
شهرت اریکسون بیشتر به دلیل نوشته‌های عمیق درباره تحول کودک، تحول مفهوم بحران‌های هویت و تغییر و توسعه نظریه روانی- جنسی فروید است (منصور و دادستان، 1376).
مهم‌ترین اثر اریکسون کتاب جامعه و کودکی است. در این کتاب او هشت مرحله معروف خود را به تفصیل شرح می‌دهد و مشخص می‌کند که چگونه این مراحل به صورت‌های گوناگون و فرهنگ‌های مختلف آشکار می‌شود (فدایی، 1375)
نظریه اریکسون، نظریه یکپارچه‌ای از تاثیرات زیستی، فرهنگی و روانی بود. که در شکل مطلوب آن رشد فرد در هر مرحله زندگی به صورتی هماهنگ با نیازهای نسل‌های دیگر را دربرمی‌گرفت. براساس این نظریه رشد روانی در بزرگسالی با توجه فرد به هویت (Identify) و تعلق (Intimacy) که لازمه ورود به زندگی بزرگسالی است شروع می‌شود. سپس مرحله زایایی که تولیدمثل و پرورش کودک در آن مرحله از وظایف اصلی هستند ادامه می‌یابد و سرانجام به مرحله کمال خود (Ego-integrity) در پایان زندگی خاتمه می‌پذیرد. (استورانت و واندن بوس، 1373). اریسکون آخرین مرحله از مراحل تحول روانی اجتماعی را مرحله شکفتگی و رشد یافتگی در مقابل نومیدی می‌دانست. به اعتقاد اریکسون، افرادی که احساس می‌کنند زندگی خود را به طور کامل سپری کرده‌اند از صفا و آرامش بیشتری برخوردارند، در حالی‌که فرد نومید علی‌رغم نفرت ظاهری نسبت به زندگی، خواستار آن است که بار دیگر بخت یک زندگی دوباره به او داده شود تا همه چیز را از سرگیرد (منصور، دادستان، 1376).

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

به اعتقاد اریکسون هدف از آخرین مرحله تحول، کسب معرفت و دانایی، در برخورد با مرگ، احساس مثبت داشتن و در زندگی وارسته بودن است. معرفت ودانایی از طریق یکپارچه ساختن بینش‌هایی که فرد در گذشته داشته و اکنون کسب کرده است با توجه به جایگاهی که در جریان زندگی دارد کسب می‌شود. آن‌هایی که به طور موثر با این مرحله برخورد نکرده باشند ممکن است شدیداً نسبت به مرگ احساس ترس داشته یا احساس نومیدی کنند. تلخی و تنفر شدیدی را از خود بروز داده و احساس می‌کنند زمان بیش از اندازه کوتاه است. چنین افرادی در طول سال‌های پایانی زندگی خود مستعد ابتلا به افسردگی، هیپوکندری و پارانویا هستند (کامرا، 1995).
اریکسون با تحلیل شخصیت‌هایی چون هیتلر و ماکسیم گورکی به اهمیت رویدادهای زندگی و تاثیر تعاملی تجربیات با ساخت‌های زیستی- روانی و انتقال تصویر والدینی به تصویر انسانیت در فرد توجه کرده است (اریکسون، 1963).
افسردگی
افسردگی چیست؟

ما در زبان روزمره، از کلمه « افسردگی » جهت توصیف ترکیبی از احساسات غمگینی، ناکامی، نا امیدی، و شاید رخوت و بیحالی استفاده می کنیم اما زمانی که در می یابیم پزشکان، روانپزشکان، و روانشناسان بالینی این کلمه را به شیوه ای متفاوت به کار می برند. سر در گم می شویم. از دید آنان افسردگی، حالتی است که به درمان ویژه ای نیاز دارد. .
بعضی افراد ممکن است چنین تصور کنند که افراد افسرده تن پرور، خود خواه و یا اهل تمارضند. و آنان را با چنین عباراتی نصیت می کنند: « سعی کن خودت را جمع و جور کنی» یا « خودت را از این حالت خارج کن، به آن بدی که فکر می کنی نیست.» ( بلاک برن، 1380).به طور کلی افسردگی رایجترین اختلال روانی است که در سالهای اخیر به شدت افزایش داشته است.افسردگی یک حالت خلقی و پایدار است که میتواند جنبه های مختلفی از زندگی فرد را در برگرفته و در آنها تداخل نماید.افسردگی با احساس بی ارزشی وگناه افراطی و تنهایی یا غمگینی و تردید در کفایت خود مشخص میگردد.افکار خودکشی نیز ممکن است وجود داشته باشد.افسردگی معمول ممکن است از چند دقیقه تا چند روز طول بکشد.همه افراد گاهی احساس دلتنگی و غم میکنند.این احساس جزء طبیعی موجود انسانی است.از سوی دیگر نوعی از افسردگی که تشدید یافته و برای دوره های زمانی بیشتری تداوم می یابد میتواند شکل ناسازگارانه ای از افسردگی بوده و متفاوت با افسردگی ((روزمره)) باشد. افسردگی عللی نظیر فقدان های قابل توجه و انتظارات غیر واقع بینانه و یا فقدان کنترل برمحیط و نهایتا ناکامی درک شده میتواند داشته باشد.(رزنهان و سلیگمن 1998.).
تاریخچه افسردگی :
این اختلال از زمان بابلی ها مورد شناسایی قرار گرفته بود. کلمه ی افسردگی از یک عبارت لاتین به معنای در هم فشرده شدن گرفته شده است. از این رو افسردگی به معنای احساس در هم فشرده شدن روح، غم یا بی ارزشی است. در اواخر قرون وسطی، رهبران مذهبی اروپا بر این عقیده بودند که افسردگی به واسطه ی نفوذ و تسلط ارواح شیطانی بر انسان به وجود می آید. مارتین لوتر، اصلاح طلب مذهبی آلمانی نوشت:”تمامی سنگینی روح و مالیخولیا از شیطان سرچشمه می گیرد در واقع همین  اصطلاح مالیخولیا  یا ملانکولیا، به افراد افسرده اشاره داشت و چنین افرادی جن زده، شیطانی، مالیخولیای یا ملانکولیک خوانده می شدند. به همین دلیل سالیان دراز افسردگی، با روش هایی مانند شلاق زدن(برای خرج کردن ارواح شیطانی و جن)، حجامت، جن گیری و سال های اخیر با دوش گرفتن آرامش بخش تحت درمان قرار می گرفت. در نهایت با کشف داروی ضد افسردگی در دهه ی 60 میلادی  و تسکین افسردگی با تجویز این داروها، کم کم روش های خرافی برچیده شد. از عهد باستان مواردی از افسردگی را مردم ثبت کرده اند. توصیفاتی در مورد آنچه امروزه اختلالات خلقی نامیده

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید