و تفاوت فرهنگی شان را در نظر بگیرند . اما در عین حال تفاوتهای محسوس در انتظارات زوجین می تواند منبع مهم تعارض بین همسران نیز باشد (چائو و جونز ،1997 به نقل از هالفورد ، ترجمه تبریزی و همکاران ، 1384)
2-14-2- مشکلات شدید شخصیتی روانی
شاخص خطر آفرین برای آشفتگی رابطه و طلاق ، اختلال روانی شخص در گذشته و یا حال است . قسمت اعظم مشکلات ارتباطی و طلاق در میان افراد مبتلا به اختلال روانی شدید ، افسردگی و برخی اختلالات اضطرابی گزارش شده است بطوریکه می توان گفت تعارضات زناشویی و اختلالات روانشناختی بطور متقابل بر روی یکدیگر تاثیر دارند (هالفورد ، ترجمه تبریزی 1387) ، یکی از اختلالاتی که در بین زوجین مراجعه کننده به دادگاهها بسیار مشاهده می شود و عامل بسیار مهمی در بروز طلاق می باشد اختلال شخصیت پارانوئید است . این اختلال که هسته مرکزی آن را عدم اعتماد به دیگران و بدبینی و بددلی تشکیل می دهد از عوامل مشکل ساز جدی در روابط با دیگران و روابط زناشویی است. اینگونه افراد ، جهان خارج خود را در جهت مقابل و متضاد با خود می بینند و احساس عدم اعتماد به دیگران را همراه خود دارند. دائما در این فکرند که دیگران در پی ضربه زدن به آنان یا در حال توطئه چینی علیه آنان هستند ، همسران از این قائده مستثنا نیستند . بددلی نسبت به همسر از ویژگی هیا بارز آنان است. آنان تمایل جدی به دانستن تمام ابعاد روابط همسرشان با جهان خارج دارند . نسبت به جزئی ترین گوشه های روابط همسرشان با جهان خارج دارند . نسبت به جزئی ترین گوشه های روابط همسرشان با خانواده ، دوستان و آشنایان حساسیت جدی دارند. لذا سعی دارند نهایت کنترل و نظارت را بر اعمال رفتار و روابط همسرشان داشته باشند و هر گونه روابط مبهم از جانب همسر می تواند باعث ایجاد احساس شدیدی از اضطراب و حتی خطر در این افراد شود.
2-14-3- عدم بلوغ عاطفی و فکری
بلوغ عاطفی متضمن وجود بده-بستان عاطفی و قابلیت درک احساس دیگری یا همدلی است و فراتر از همه به رسمیت شناختن نیازهای دیگری و پذیرش مسئولیت برآوردن آن نیازها است.
ازدواج و تشکیل خانواده به معنی پذیرش این مسئولیت برای همه عمر و قبول تامین نیازهای شریک زندگی است (ستوده و بهاری ، 1386) افرادی که به بلوغ عاطفی نرسیده اند تنها در زندگی به خود فکر می کنند. هدف این افراداز ازدواج فقط حمایت شدن است ؛ بطوریکه به دنبال یک جاده یکطرفه در ازدواج هستند. به اصطلاح عامیانه آویزان شدن به شخصی به عنوان شوهر یا زن در ازدواج نه بدنبال همسر بلکه در پی میزبانی برای ارتزاق هستند (یونسی ، 1388) .
2-14-4- مشکلات اقتصادی

زوجینی که تحت فشار روانی-اقتصادی هستند با انواع مسائل در حال مبارزه اند . در طول زمان وجود فشارهای مالی ، ارتباط زن و شوهر را تحت تاثیر قرار می دهد . این فشارها می تواند باعث گوشه گیری ، فشار عاطفی و افسردگی در افراد شود ، زوج ها آشکار یا پنهان سعی در کنترل یکدیگر می کنند یا یکی از آنها دیگری را به خاطر مشکلات مالی، سرزنش می کند . همچنین فقر باعث کاهش عزت نفس مرد می شود و در نتیجه سبب بروز استبداد یا واکنش های مایوس کننده نسبت به دیگران از جمله همسر می شود و این مساله باعث تشدید تنش های زناشویی می شود. (یانگ و هافرت 1998)
2-14-5- اعتیاد
اعتیاد به مواد مخدر یا الکل ، تاثیر زیانباری بر فرد ، خانواده و جامعه داردو یکی از عوامل مهم در بروز طلاق می باشد اعتیاد به مواد مخدر بلای ویرانگر خانواده و جامعه و مخرب ترین عامل روح و روان آدمی است. بررسی آسیب شناختی نشان می دهد که اعتیاد والدین ، سردی کانون خانواده و سستی پیوند عاطفی ، احساس شرمساری و سرانجام از هم گسیختگی ساختار خانواده را در پی دارد و احتمال تبهکاری و بزهکاری اعضای چنین خانواده ای می رود . اعتیاد عوارض جسمی ، روانی ، اقتصادی و اجتماعی گسترده ای دارد. از جمله این عوارض می توان به ناراحتی های عصبی مانند اضطراب و پرخاشگری ، ضعف اراده ، بی توجهی به مسئولیتهای فردی ، ضعف حافظه ، به هم خوردن تعادل روانی ، بیکاری و لطمه به اقتصاد خانواده و جامعه اشاره نمود. (رشاد ، 1389).
2-14-6- خیانت
خیانت بعنوان یکی از علل مهم طلاق و جدایی گزارش شده است. گلاسر و رایت (1997) ، سه نوع خیانت را مشخص کردند ، خیانت جسمی ، عاطفی و ترکیبی از هردو ، در واقع آنها معتقدند ممکن است در یک ازدواج خیانتی اتفاق بیفتد اما هرگز نزدیکی فیزیکی یا جنسی اتفاق نیفتاده باشد . به هر حال خیانت از هر نوعی باشد باعث آسیب های عاطفی و روحی فراوانی در ازدواج می شود و از دست دادن عشق ، از بین رفتن اعتماد ، بی توجهی و دور شدن زن وشوهر از یکدیگر اتفاق می افتدو بعلاوه تحمل از دست دادن اعتماد و صدمه ی ناشی از احساس فریب خوردگی برای برخی از زوج ها بیش از تحمل جنبه های جنسی خیانت ، سخت است (براون 1991،اسپرینگ ،1996) شواهد نشان می دهد تاثیرات آسیب زایی ناشی ازهر نوع خیانت به قدری قوی است که نشانه هایی شبیه آسیب های (تروماهای) دیکر مانند اختلال استرس پس از ضربه دارد (گلاس و رایت ، 1997) .
2-14-7- دخالت اطرافیان
در ایران بسیاری از اختلالات زناشویی دخالتهای نابجا و غیر منطقی خانواده های اصلی در روابط زناشویی زوجین است. متاسفانه بسیاری از خانواده ها پس از ازدواج به استقلال فرزندان خود احترام نمی گذارند به خود اجازه هر گونه مداخله را می دهند . در بسیاری از موارد پدران و مادران از هر لحاظ ، فرزندان خود را تکه ای از وجود خود می دانند و این اجازه را به خود می دهند که درباره مسائل زناشویی آنها تصمیم گیری یا اظهار نظر کنند در اینگونه موارد ، والدین به تمایز خود از فرزندان خویش نرسیده اند . در مواردی هم مشاهده می شود که فرزندان به تمایز خود از دیگری نرسیده اند . این تمایز به معنای قطع رابطه نیست بلکه بدین معنا است که والدین و فرزندان ضمن حفظ حس استقلال خویشتن و احترام به حریم های خصوصی یکدیگر ، همچنان به هم محبت کنند و در عین دوست داشتن یکدیگر ، اجازه دخالت به حریم های خصوصی و زناشویی را ندهند . این به معنای بی احترامی به یکدیگر و در عین حال به معنای پرستش یکدیگر نیست (یونسی ، 1388)
2-14-8- عدم مهارتهای ارتباطی
تحقیقات نشان داده اند که وجود نقطه ضعف هایی در ارتباط و حل تعارض بین زوجین در 10 سال نخست ازدواج منجر به طلاق و نارضایتی از رابطه می شود و در همان چند سال اول تعاملات نامناسب و بدکار کردی که زوجین درگیر آن می شوند و در همان چند سال اول ازدواج منجر به افزایش پرخاشگری زبانی و بدنی در رابطه زوجین می شود . مهارتهای ارتباطی شامل چگونگی صحبت کردن و شنیدن، ابراز محبت، مبادله رفتارهای مثبت و لذت بخش، حل تعارض وانتظارات، داشتن باورها و انتظارات صحیح و واقع بینانه ، حمایت متقابل ، مهارتهای جنسی و … می باشد.
ابزار فعالانه محبت و سایر عواطف مثبت با تداوم رضایتمندی از رابطه ، در ارتباط است در مقابل الگوهای دیگر از قبیل اهانت کردن ، بیزاری ، ترس با کناره گیری عاطفی از همسر ، پیش بینی کننده فروپاشی رابطه بوده و گام هایی در جهت جدایی هستند . به علاوه هنگام بحث و گفتگو در مورد مشکلات ، زوجین آشفته غالباً عجله و انتقاد می کنند و می خواهند یکدیگر را تغییر دهند همچنین زوجین آشفته هنگام صحبت راجع به مشکلات بطور مداوم به یکدیگر گوش نمی دهند و ازبحث پیرامون مشکلات طفره می روند .مشکلات رابطه ای در زوجین آشفته نسبت به زوجین آرام ، کمتر از طریق گفتگو حل می شود.
به علاوه باورها و اتظاراتی که افراد در هنگام ورود به رابطه دارند خطر آشفتگی و طلاق را در نخستین سالهای ازدواج بیشتر می کند . زوجینی که باورها و انتظارات غیر واقع بینانه ای در مورد اهمیت رابطه ، روش های موثر حب تعارض ، اهمیت خانواده و دوستان و نقش های جنسیتی دارند ، نسبت به زوجینی که بر این باورها نیستند دچار فروپاشی بیشتری در رابطه می شوند . اسنادهای منفی که در آن زوجین مشکلات رابطه شان را به صفات منفی و غیر قابل تغییر همسرشان نسبت می دهند نیز باعث فروپاشی رضایتمندی از رابطه می شود . به هر حال تعامل ضعیف ، درک زوجین از یکدیگر را کاهش می دهد و باعث می شود که همسران نتوانند از یکدیگر حمایت کنند .
بررسی ادبیات پژوهش نشان می دهد که ویژگی های جمعیت شناختی و دوره های زندگی ، که ریسک ازدواج را بالا می برد عبارتند از سالهای اولیه ازدواج ، همخانه بودن ، حاملگی قبل از ازدواج ، درآمد و تحصیلات پایین ، طلاق والدین ، عدم وجود ارزشهای سنتی خانوادگی ، ازدواج قبلی و شغل زنان . این فاکتورها بدلیل وجود عدم آمادگی برای انجام نقش های زناشویی یا حل تعارضات بین شخصی ، امکان طلاق را بالا می برد.
در پژوهش های انجام شده توسط برنز (1984) ، کلیک و پیرسون (1985) ولکات (1984) و نولر و همکاران (1997) مهارتهای ارتباطی ضعیف ، خلق پایین و غمگین ، کمبود عشق ناسازگاری ، خیانت ، بیماری روانی ، مشکلات عاطفی ، تعارض در مورد نقش های زن و مرد و ویژگی های شخصیتی همسران بعنوان دلایل طلاق عنوان شد.
در پژوهشی توسط گایر (2010) که بروی 402 مسلمان مطلقه در امریکای شمالی انجام شد نتایج زیر بدست آمد: بالاترین مقدار پاسخ دهنده ها در گروه سنی 20 تا 40سال بودند و در 5-2 سال اول ازدواج به سر می بردند . در اکثر موقعیت ها ، زنان متقاضی طلاق بودند، دلایل طلاق به ترتیب اهمیت عبارتند از :
ناسازگاری ، خشونت شامل خشونت عاطفی ، کلامی ، فیزیکی ، جنسی ، سوء استفاده مالی ، دخالت خانواده و خیانت ، چند نکته در این بررسی قابل توجه بود . اکثریت طلاق ها در 5 سال اول زندگی اتفاق افتاده و این مسئله به وضوح نشان دهنده نیاز همسران در سالهای اول زندگی برای تلاش بیشتر جهت حمایت ، تقویت و رشد ارتباط می باشد . نکته دوم اینکه خانواده های زنان پاسخ دهنده ، حمایت زیادی از دختران خود در مسئله طلاق کرده بودند ، در حالیکه طبق عقاید سنتی ، والدین در مقابل طلاق بچه ها مقاومت می کردند و آنها را بدلایل حفظ آبرو و احترام خانواده و سرنوشت بچه ها تشویق به ادامه رابطه خود از بستگان و خانواده ، دوستان و رهبران مذهبی کمک گرفته بودند و تنها عده کمی از آنان به متخصص و مشاور مراجعه کرده بودند.
2-15- طلاق در دیگر ادیان
به طور کلی موارد طلاق در دین زردتشت در 5 محور : 1-زن فاسد الاخلاق و زناکار ، 2-جادوگر بودن زن در دین زردتشت ،3-عقیم بودن زن 4-مخفی کردن وضعیت خاص زنانگی از شوهر ،5-عدم توانایی جنسی مرد ، خلاصه می شده است .
آیه یکم از فصل بیست و چهارم تورات صراحتاً به امر طلاق اشاره دارد . طبق این آیه طلاق بطور مطلق در اختیار مرد بوده و زن در آیین یهود بدون آنکه هیچگونه حق اعتراضی داشته باشد مطلقه می شد . ولیکن آیین یهود کلا در وضعیت زنان تغییرات زیرا بوجود آورد :1-ازدواج با برخی محارم را که قبل از حضرت موسی کلیم اله جایز بوده است ، ممنوع کرد 2-در مورد فروختن زنان تغییرات کلی داد 3-به کرات مردان را از طلاق دادن زنان باز میداشت و در آیات متعدد می فرمود : اگر با زنان صحبت می کنید آنها را مورد لطف و توجه قرار دهید در کتاب ملاکی باب 2 آیه 16 ذکر شده است. یهود ، خداوند بنی اسرائیل ، می گویند (( از طلاق نفرت دارم )) این خود موید آن است که در آیین موسی بدین مسئله توجه خاصی شده است لیکن وضع اجتماعی زنان و تسلطی که مردان بر زنان داشته اند مانع از وضع قواعد عادلانه تری بوده است(واحدی ، 1374:24) .
در آیین مسیحیت ، تفاوت میان آیات متعدد انجیل لوقا ، متی و مرقس که گاهی طلاق را به کلی تحریم کرده و گاهی آن رامحدود به مورد زنا کرده است باعث شد که مسیحیان مشرق زمین طلاق را به کلی محکوم کرده و به انجیل متی استناد کنند هر چند کاتولیک های وابسته به کلیسای روم به طور اطلاق آن را غیر شرعی دانسته و ازدواج را غیر قابل انحلال می دانندما چون منحصر کردن طلاق به علت خاص زنا و عدم توجه خاص به موارد دیگر ، موجب اختلافات عمیق و اساسی بین زوجین است و کانون خاص خانواده را به محیط عناد و نفاق تبدیل می کند و با واقعیات خاص زندگی انسان منطبق نیست مسیحیان را وادار کرد که راه حل را در طریق زیر جست و جو کنند : 1-جدایی ابدان (مفارقت جسمانی ) را مقرر دارند 2-موارد انحلال نکاح را گسترش دهند (دانای علمی ، 1378:55) .
در دین مبین اسلام شارع مقدس حتی المقدور از وقوع طلاق به شیوه های مختلف جلوگیری و موارد آن را محدود کرده است ؛ ولی چون ثابت شده که طبایع بشر همواره با یکدیگر سازگار نبوده و چه بسا در مواردی خاص ، ادامه زندگی زناشویی با درد و رنج و تعب همراه است و این خود موجب فسادهای بیشتری می شود ، لذا هر چند دین اسلام طلاق را مذموم داشته ، اما به عنوان آخرین چاره مجوز آن را صادر کرده است .
موجبات طلاق بطور کلی در حقوق ایران شامل: 1-طلاق به درخواست مرد ؛ 2-طلاق به درخواست زن 3- طلاق به توافق است که هر کدام در شرایط خاصی قابل اجراست. (کاتوزیان ، 1371:356) .
2-16- جمع بندی چارچوب نظری و ادبیات تحقیق
طلاق از جمله پدیده های اجتماعی است که از دیدگاه نظری واحدی قابل بررسی و تبیین نیست. لذا به منظور بررسی تعارضات زناشویی در زوجین متقاضی طلاق در این پژوهش از چند دیدگاه نظری ، یعنی نظریه های کارکرد گرایی ، همسان همسری ، نظریه شبکه و مبادله اجتماعی استفاده شده است.
بر اساس نظریه کارکرد گرایی ، کارکردگرایان معتقدند که کارکرد زنان در جامعه به امور خانوادگی محدود می شود از این رو فکر می کنند که واگذاری نقشی به زنان در امور اقتصادی سبب تخریب کارکردهای جامعه کنونی می شود در همین راستا رابرت لین ادعا می کند که مشارکت زنان در امور اقتصادی ( و یا هر نوع وابستگی خارج از خانه ) به معنای دزدی از فرصت های خانوادگی و صرف آن در امور اقتصادی است. کارکردگرایان معتقدند جنبش آزادی زنان موجب شده است تا زنان در کنار مردان به مشارکت اجتماعی بیش تر ، اشتغال و کسب درآمد و افزایش سطح مهارتهای شغلی و تحصیلات بالا توجه کنند.

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نظریه همسان همسری استحکام خانواده را ناشی از وجود ویژگی های همسان میان زن و شوهر می دارند همسانی میان دو فرد ، نه تنها آنها را به سوی یکدیگر جذب می کند بلکه پیوند و وصلت آنها را استوار می سازد بنظر هیل افراد مایلند همسری برگزینند که بیش تر همسانشان باشد تا ناهمسانشان و چنان چه این قاعده به دلایلی رعایت نگردد احتمالا زوجین دچار ناسازگاری و در نهایت جدایی شوند. در این تحقیق فرضیه تفاوت تحصیلات و تفاوت عقاید زوجین از این نظریه گرفته شده که همسانی زوجین عامل استحکام بخش زندگی زناشویی است . بر طبق نظریه شبکه هر چه ارتباط زوجین با شبکه های خویشاوندی ، دوستان و همسایگان نزدیکتر و هر چه این شبکه های متراکم تر باشند ، رابطه زن و شوهر بعنوان زوج زناشویی تفکیک تر شده و بیشتر تابع سلسله مراتب است . عکس قضیه نیز مصداق دارند : هر چه شبکه های کم تراکم تر باشند ؛ نقش های مردانه و زنانه کمتر نشانگر جدایی و تفکیک هستند . فرضیه دخالت دیگران در زندگی زوجین از این نظریه گرفته شده است . بر اساس این نظریه قوی بودن شبکه خویشاوندی و دخالت دیگران در زندگی زوجین می تواند از طریق سلب قدرت تصمیم گیری از زوجین ؛ موجبات بروز اختلافات خانوادگی گردد و درخواست طلاق افزایش یابد.
2-17- پیشینه تحقیق
2-17-1- تحقیقات خارجی
در پژوهشی بر روی 1335 زن و مرد اماراتی که توسط متخصصین دانشگاه یو آی ای (2010) انجام شد ، مهارتهای ارتباطی ضعیف بین زن و شوهر که منجر به ایجاد سوء تفاهم هایی بین همسران می شود بعنوان اصلی ترین علت طلاق شناخته شد . در این مقاله مشخص شد که دلایل عمده طلاق انتظارات غیر واقع بینانه ، عدم آگاهی زوجی از نقشهای خود در رابطه زناشویی و لزومات یک زندگی مشترک و سو رفتار می باشد .
در بررسی دیگری

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید