سبک توافقی این است که برای حل تعارض “فرمول های “ساده ای ارائه می دهد که ممکن است بهترین راه حل برای همه مشکلات نباشد.
2-8-4- سبک اجتنابی
رفتارهای منفعلانه و غیر صریح ، مشخصه “سبک اجتنابی” در حل تعارض است. اجتناب کنندگان نه پی گیر نگرانی های دیگران هستند.آنها از زیر بار مساله با تغییر موضوع یا کناره گیری از آن شانه خالی می کنند. سبک اجتنابی دارای فواید معینی است، به اجتناب گر فرصت می دهد تا در مورد این که آیا چیز خوبی از ادامه بحث بیرون می آید و یا این که آیا دیگری می تواند موقعیت را بهتر اداره کند، بیندیشد. این سبک دارای مضراتی نیز هست که به قرار زیرند: این پیام را می رساند که اجتناب گر به اندازه کافی به مقابله با مشکل اهمیتی نمی دهد؛ مشکل را زیر خاکستر پنهان می کند ؛ و این عقیده را تقویت می کند که تعارض بد است و باید به هر قیمتی که شده از آن امتناع کرد.سبک اجتنابی معمولا موقعیت را برای تعارض بیشتر تسهیل می کند (ویلموت و هوکر ، 1998 به نقل از اولسون، 2001) .
2-8-5- سبک انعطاف پذیر
رفتار غیر صریح و مشارکتی ، مشخص کننده این سبک است . افراد دارای این سبک نگرانی های شخصی شان را جهت ارضای خواسته ها و نیاز های دیگران ، کنار می گذارند . این افراد به تعارض با تسلیم شدن و منطقی بودن پاسخ می گویند که هر دو سودمند است ، مضراتی نیز برای این سبک وجود دارد، این سبک گزینه های خلاق را کاهش می دهد زیرا گفتگوی حقیقی را قربانی می کند.
هیچ یک از سبک های حل تعارض به طور طبیعی بر دیگری برتری ندارند (ویلموت، هوکر ، 1998به نقل از اولسون، 2001) . هریک در موقعیت های معین ونزد افراد مختلف دارای فواید ومضراتی است . به طور آشکار ، هیچ راه ساده و سهلی جهت حل تعارضات انسانی وجود ندارد. با هر موقعیت باید با رویکردی محتاط و مآل اندیشانه ، برخورد کرد . افراد دارای تعارض باید به بسیاری از عوامل توجه کنند که شامل شخصیت افراد درگیر ، ارزش های بحث و سطح سرمایه گذاری هر فرد برای تداوم رابطه می باشد.
2-9- تکنیک حل تعارض

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گلاسر در کتاب تئوری انتخاب آورده است، یکی از راه های استفاده از تئوری انتخاب در حل مشکلات زناشویی این است که رابطۀ زناشویی(یا هر رابطۀ دیگری) را درون دایرۀ بزرگی که من آن را دایرۀ حل می نامم تجسم کنید. در این دایره، سه چیز وجود دارد: زن، شوهر و خود ازدواج. شما بر اساس تفاوت قوت نیازتان، مواضع مستحکمی اتخاذ کرده اید ولی این مواضع آنقدر مستحکم نیستند که نخواهید وارد دایرۀ حل شوید. وقتی قبول می کنید وارد دایرۀ حل شوید، قبول کرده اید که زندگی مشترک و ازدواج تان از خواسته های فردی شما مهم تر است. درضمن هر دو نفرتان با تئوری انتخاب آشنا هستید. شما می دانید که اگر به یکدیگر زور بگویید، ممکن است شخص ضعیف تر از دایرۀ حل بیرون بیفتد یا خودش بخواهد از این دایره خارج شود. تا وقتی در این دایره قرار ندارید حق مذاکره ندارید و فقط می توانید با هم جرو بحث کنید.
شما به این دلیل وارد این دایره شده اید که وقتی یک نفر یا هر دو نفرتان بیرون از آن هستید، مشکلات زناشویی شما لاینحل می مانند. زندگی مشترک شما مجروح شده و خونریزی دارد.البته این جراحت مرگبار نیست ولی آنقدر ادامه می یابد تا یک نفر از شما یا هر دو نفرتان از این دایره خارج شوید.
زن و شوهری که با تئوری انتخاب آشنا هستند یکدیگر را مجبور نمی کنند کاری را که دوست ندارند انجام بدهند. آنها صرف نظر از شدت اختلاف نظر خود باید در این دایره بمانند و در مورد تفاوت و اختلاف خود مذاکره کنند. در این دایره، طرفین نظر خود را در مورد کارهایی که به نفع زندگی مشترک آنهاست بازگو می کنند. آنها باید در محدودۀ این دایره با یکدیگر مصالحه کنند. این ترفند ساده می تواند شانس دوباره ای به هر ازدواج بدهد. اگر یکی از طرفین یا هر دو نفر آنها از این دایره بیرون بمانند، کنترل بیرونی براوضاع مسلط خواهد شد. وارد دایرۀ حل شوید و به جای طرح خواسته های خود در مورد چیزهایی که می خواهید به یکدیگر بدهید، حرف بزنید. فراموش نکنید که ما فقط می توانیم رفتار خود را کنترل کنیم، پس فقط باید دربارۀ کارهایی که می خواهید انجام بدهید حرف بزنید نه دربارۀ کارهایی که از طرف مقابلتان انتظار دارید انجام بدهد.
بهترین ازدواج، ازدواجی است که در آن نیاز زن و شوهر به بقا در حد متوسط، نیازشان به عشق و تعلق خاطر زیاد، نیازشان به قدرت و آزادی کم و نیازشان به تفریح زیاد باشد.هر گونه تغییری در این الگوی کمیاب، مذاکره را ضروری می سازد. هر فردی رابطه و همسر آرمانی خود را با رابطه ای که در آن وارد می شود، مقایسه می کند.اگر دنبال کنترل بیرونی باشد، در رابطۀ آرمانی به دنبال این است که دیگران چه کاری می توانند برایش انجام دهند. نیازهای اساسی شما زیربنای تقریباً تمام اعمال و افکارتان است، بخش قابل توجهی از صحبت های شما حول این نیازها می چرخد(گلاسر،1384).
2-10- طلاق
طلاق یکی از آسیب های اجتماعی است که در چند دهه اخیر در اکثر کشورهای جهان رشدی روز افزون داشته است. تردیدی نیست طلاق یکی از دشوارترین تجربیات در زندگی بزرگسالی است ،هم از نظر اجتماعی هم از نظر عاطفی (ژوبرت و گای 1382) مطالعات بسیاری برای شناسایی علل،فراوانی پیامدهای طلاق وروش های مقابله ای برای کاهش فراوانی وتاثیرات آن انجام پذیرفته است و نتایج حاکی از آن است که استقلال مالی و اجتماعی زنان، افزایش سطوح مشارکت در نیروی کار برای زنان و کاهش آن برای مردان و تجارب افراد از روابط خودشان و طلاق والدین شان همگی در کاهش مشاهده شده در نرخ ازدواج و تمایل به باروری موثرند. علاوه بر تمایل رو به کاهش به ازدواج و باروری تعداد طلاق هایی که در کشورهای غربی به وقوع می پیوندند نگران کننده است و مطالعات زیادی برای شناسایی عوامل علل و پیشگویی کننده و یا عواملی که موثرند در نارضایتی و بی ثباتی ازدواج و ارتباطات انجام شده است(بارکر،1999) .
هالفورد (1384) به نقل از گیلبرت ، لاتون و مونیر(1992) اظهار داشتند که در حدود 55 درصد از ازدواج ها در ایالات متحده امریکا، 42 درصد در انگلیس و 37 درصد در آلمان به طلاق منجر می شود موسسه گالوپ نیز در نظر سنجی خود در سال (1989) اعلام داشته در بین افرادی که رضایت زناشویی بالایی را مطرح کرده اند،40 درصد گزارش شده که گاهی به ترک همسرشان نیز فکر کرده اند (هالفورد ، 1384) .
اداره سرشماری ایالات متحده آمریکا(2002) ، اداره آمار استرالیا (2001) مکدونالد(1995) نرخ طلاق برای ازدواج های اول را در حدود 40 تا 45 درصد در آمریکا، بریتانیا و استرالیا و حدود 35 درصد در آلمان گزارش نموده اند . اطلاعات پیرامون زوج های ازدواج نکرده به نسبت زوج هایی که با ازدواج رسمی بسیار محدودتر است اما چنین به ذهن می رسد که نرخ مشکلات ارتباطی و جدایی اساسا برای زوج هایی بدون ازدواج رسمی بیشتر از ازدواج کرده است (هالفورد، 2005)
پیامدهای منفی شدیدی جدایی و طلاق بر روی سلامت ذهن و روان هر دو زوج دارد که در بردارنده ریسک فراینده آسیب شناختی روانی است مانند: افزایش تعداد تصادفات اتومبیل و افزایش شیوع و وقوع بیماریهای فیزیکی ، خودکشی ، خشونت ، قتل ، اختلال در سیستم ایمنی بدن و افزایش مرگ و میر بر اثر امراض در بچه ها ونیز بااسترس ها ، تعارضات و آشفتگی های ازدواج پیوند داردوهمچنین با افسردگی ، انزوا طلبی ، ارتباطات اجتماعی کم ، مشکلات بهداشتی و عملکرد آموزشی ضعیف و انواع مشکلات رفتاری مرتبط با آن (جان گاتمن ، 1998) .
گاتمن و لوینسون در پژوهشی پیرامون رکورد یابی (زمانبندی) طلاق به دو دوره بحرانی در ابقاء ازدواج اشاره نموده اند :
هفت سال اول ازدواج ، دورانی که نیمی از طلاق های ثبت شده طی آن دوره زمانی به وقوع پیوسته.
دورانی که اولین فرزند به سن چهارده سالگی می رسد .
این دوره به عنوان پایین ترین نقاط رضایتمندی زناشویی در مسیر زندگی لحاظ شده اند . زوجینی که در اوایل ازدواج درگیر تعارضات منفی بوده اند احتمال بیشتری می رود که ازدواجشان زودتر به طلاق منتج شود (گاتمن،2006) داوو(2003) میتوان گفت نرخ بالای طلاق در برخی از ایالات متحده آمریکا به قدری نگران کننده است که قوانینی برای انجام مشاوره های قبل از ازدواج پیشنهاد شده است . پژوهش انجام شده در میان زوجین نظامی توسط سیلیمن ، بل،اشکوم و رسنیک(1998) نشان داده کسانی که مشاوره قبل از ازدواج رضایت بخشی داشته اند ، رضایت زناشویی بالاتری را در آینده تجربه می کنند(هافستتلر، 2004) .

آمار طلاق که معتبرترین شاخص آشفتگی ازدواج است (هالفورد ،1384) مبین آن است که رضایت زناشویی به آسانی قابل دستیابی نیست (رزن گراندن و همکاران ،2004) در همان هفته ها و ماه های اول ازدواج عدم توافق هایی جدی و مکرر رخ می دهد که چنانچه حل نگردند می توانند رضایت و ثبات خانواده را تهدید کنند (تالمن و هسیا ، 2004) البته طلاق نمی توانند به عنوان تنها شاخص ازدواج نامطلوب در نظر گرفته شود ، احتمالا تعداد زن و شوهرهای که زندگی مشترک شادی ندارند ولی طلاق نمی گیرند ، بیش از گروه دیگر است(گلاسر ، 1384) در بسیاری از ازدواج های ناموفق که همسران به دلایل گوناگون طلاق نمی گیرند (گریف و مالهرب، 2001) .
در فرهنگ ایرانی نیز پیوند زناشویی به خصوص در خانواده های سنتی نسبت به بسیاری از فرهنگ های دیگر مستحکم تر است و تعداد محدودی از ناسازگاری های زناشویی به جدایی خاتمه می یابند. در بسیاری از موارد زوج ها با وجود اختلافات و ناسازگاری اساسی باز هم به زندگی مشترک ادامه می دهند و بهترین سالهای زندگی خود را به علت عدم آشنایی با مهارتهای رفتاری و عدم شناخت کافی از خود و همسر با ناکامی سپری می کنند . طغیانی به نقل از پژوهش احمدی (1382) آورده که حدود 30 درصد زوجین ایرانی دارای نارضایتی زناشویی تشخیص داده شده اند (طغیانی ، 1384) که بسیاری از آنان این نارضایتی را با خود تا پایان عمر دارند و از پیامدهای آن رنج فراوانی را متحمل می شوند.
آگاهی از این که برخی از الگوها وتعاملات زناشویی جزء همان فرایندی هایی است که زوجین را به سمت طلاق سوق می دهد و آگاهی از نحوه تغییر دادن وارونه کردن آنها به زوجین کمک خواهد کرد تا از جدایی جلوگیری کنند(گاتمن ، 1377) .
گاتمن و همکارانش در پژوهشی که در سال (1983) بر روی 79 زوج ازدواج کرده انجام دادند دریافتند که تعدادی زوج نیز با ازدواج هایی واقعا خوب وجود دارند ، کسانی که به عشق می رسند ، همدیگر را می فهمند و دوست دارند و همچنان عشق همنشینانه آن ها باقی می ماند و حتی رشد هم می کند او استناد می کند به نظر دکتر استنبرگ که عشق مجبور به کاهیدن نیست و خرسند کننده تر آن است که رشد نماید و شکوفا گردد (گاتمن ، 1983) لیکن چگونگی بدست آوردن صمیمیت از دست رفته مستلزم خواستن و تلاش است. (گلاسر، 1384) .
گاتمن طی تحقیقی (1994) نتیجه گرفت که توانایی زوجین برای رفع تعارضاتی که در هر رابطه ای اجتناب ناپذیرند ، موجب پایداری ازدواج هستند و رمز آن هم در ایجاد تعادل میان رفتارهای مثبت و منفی است . وقتی نرخ رفتارهای مثبت به نسبت رفتارهای منفی 5 به 1 باشد ثبات زناشویی بیشتر خواهد شد.
2-11- تعریف طلاق
مطابق ماده 11398 قانون مدنی امروز ایران ، طلاق عبارت است از انحلال دایم با شرایط و تشریفات خاصی از جانب مرد یا نماینده او ، از انجا که ، طلاق ویژه نکاح دایم است ، انحلال نکاح منقطع از طرف بزل با اقتضای مدت صورت می گیرد (ماده 1139 قانون مدنی ایران ) .
از آیات و روایات گوناگونی می توان فهمید که طلاق ((ابغض الحلال )) می باشد . خداوند در قرآن می فرماید: زنان خود را طلاق ندهید . فلسفه حلال بودن در عین بغض بودنش این است که اسلام طلاق را آخرین راه حل اختلاف شدید زن و مرد می داند در جایی که تحمل زندگی برای دو طرف یا یکی از آنها امکان پذیر نباشد و جدایی به نفع و مصلحت طرفین باشد در این صورت طلاق جایز دانسته می شود (بهاری و ستوده 1386 : 82)
2-12- تئوری های طلاق
2-12-1- نظریه کارکردگرایی
از نظر صاحب نظران مکتب کارکردگرایی ، خانواده نهادی است که بقای آن وابسته به وظایف کارکردهایی است که بر عهده دارد. بر اساس این دیدگاه مهم ترین وظیفه و کارکرد خانواده ، اجتماعی کردن اولیه افراد و آماده کردن آنان برای پذیرش قواعد زندگی اجتماعی است . علاوه بر این نهاد ، خانواده تاکنون تامین برخی از اولیه ترین و اساسی ترین نیازهای اعضا از قبیل نیازهای عاطفی ، تغذیه ، نیازهای جنسی و حمایت و پشتیبانی را بر عهده داشته است . پارسونز یکی از کارکرد گرایان بر این باور است که زنان نقش (عاطفی ) در خانواده ایفا می کند آنها مطیع ، شاد ، با محبت ، احساساتی هستند . از سوی دیگر ، مردان باید نقش ((نان آور )) را داشته باشند و کسب درآمد چرخه های اقتصاد خانواده را به حرکت درآورند. او تنها نقش زنان را در عصر حاضر ، اساسی و ضروری می داند. بلکه خدشه دار می دهد هر تغییری در این نقش ها با خطرات زیادی همراه خواهد بود . البته احتمال می رود که زنان الگوهای مردانه را به منظور احراز شغل در رقابت مستقیم با مردان طبقه خود ، دنبال کنند . اما این نکته نیز قابل ذکر است که علی رغم پیشرفتی که در آزاد سازی زنان از الگوی سنتی خانوادگی صورت گرفته است فقط گروه کمی از آنان در این جهت پیش رفته اند . البته روشن است که موقعی می توان این امر را کلیت بخشید که در ساخت خانواده تغییراتی اساسی به وجود آید . اعطای فرصت برابر بر هر دو جنس یا انسجام مثبت خانواده ناسازگار است (شرمن ووود 1366:13) .
2-12-2- نظریه همسان همسری
این نظریه استحکام خانواده را ناشی از وجود ویژگی های همسان میان زن و شوهر می داند. همسانی میان دو فرد ، نه تنها آنها را به سوی یکدیگر جذب می کند ، بلکه پیوند و وصلت آنها را استوار می سازد. به سخن دیگر همسانی میان دو همسر سر چشمه کشمکش های خانواده است . به عقیده هیل ، افراد مایلند همسری برگزینند که بیش تر همسانشان باشد و چنانچه این قاعده به دلایلی رعایت نگردد ، احتمالا زوجین دچار ناسازگاری و در نهایت جدایی شوند. باورمن می گوید : انسان دانسته یا ندانسته به دنبال همسری می گردد که صفاتی همگون با او داشته باشد . با کسی وصلت کند که از نظر موقعیت زناشویی مانند خودش باشد . به گمان لاک و برگس ، بخت هر فرد بیش تر در راستای ازدواجی هم سان گزینانه عمل می کند تا ناهمسان گزین بطور کلی ، هر قدر درجه همگونی همسران بیش تر باشد زناشویی آنها استوارتر و محکم تر است.
2-12-3- نظریه شبکه
یکی از چهره های مشهور نظریه شبکه ، الیزابت بات ، درجه تفکیک نقش های زن و شوهر را با میزان تراکم شبکه ای هم بسته می داند که زوجین بیرون از خانه برای خود حفظ می کنند . هر چه ارتباط ایشان با شبکه های خویشاوندی ، دوستان و همسایگان نزدیک تر و هر چه شبکه متراکم باشند رابطه زن و شوهر بعنوان زوج زناشویی بیش تر تفکیک تر شده و تابع سلسله مراتب خواهد بود . عکس قضیه نیز مصداق دارد: هر چه شبکه ها کم تراکم تر باشند نقش های مردانه و زنانه کمتر نشانگر جدایی و تفکیک هستند بات این نکته را در قالب فشارهای فرهنگی تبین می کند (سگالن 1380: 255-254) از عواملی که می تواند رابطه زن و شوهر را تحت تاثیر قرار دهد دخالت اقوام و نزدیکان است. هر خانواده قسمتی از یک شبکه بزرگ خویشاوندی محسوب می شود که در تعامل با سایر افراد و خانواده ها قرار دارد. این تعامل در گذشته در خانواده های گسترده بصورت مستقیم وجود داشت امروزه با توجه به اینکه خانواده های گسترده به شکل سنتی آن وجود ندارد این تعامل نیز تغییراتی کرده است اما هم چنان این روابط بعنوان عامل های تعیین کننده بر چگونگی تصمیم گیری و رفتار اعضای خانواده تاثیر می گذارد. در جامعه ما به ظاهر خانواده ها

دسته‌ها: پایان نامه

پاسخی بگذارید