بین مولفه کاهش رابطه جنسی در زوجین متقاضی طلاق توافقی و طلاق غیر توافقی تفاوت وجود دارد.
3- بین مولفه افزایش واکنش های هیجانی در زوجین متقاضی طلاق توافقی و طلاق غیرتوافقی تفاوت وجود دارد.
4- بین مولفه افزایش جلب حمایت فرزند (فرزندان) در زوجین متقاضی طلاق توافقی و طلاق غیر توافقی تفاوت وجود دارد.
5- بین مولفه افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود در زوجین متقاضی طلاق توافقی و طلاق غیر توافقی تفاوت وجود دارد.
6- بین مولفه کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر و دوستان در زوجین متقاضی طلاق توافقی و طلاق غیر توافقی تفاوت وجود دارد.
7- بین مولفه تعارض جدا کردن امور مالی از یکدیگر در زوجین متقاضی طلاق توافقی و طلاق غیر توافقی تفاوت وجود دارد.
1-7- تعریف واژه ها و اصطلاحات تحقیق
1-7-1- تعاریف مفهومی
تعارضات زناشویی
به تعارضاتی گفته می شود که ناشی از ناهماهنگی زن و شوهر در نوع نیازها و روش ارضای آن، خودمحوری، اختلاف درخواسته ها، طرحواره های رفتاری و رفتار غیرمسؤولانه نسبت به ارتباط زناشویی و ازدواج است (گلاسر ، 2000).
طلاق توافقی
این نوع طلاق همه چیز به توافق زن و شوهر بستگی دارد و معمولا زن و شوهر پس از توافق در مسائل مربوط به زندگی مشترک از جمله مهریه ، نفقه ، جهیزیه و در صورت داشتن فرزند مشترک، حضانت فرزند، به دادگاه خانواده مراجعه می کنند و دادخواست صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق توافقی ) را تنظیم و به دادگاه تسلیم می کنند (کاتوزیان، 1385).
طلاق غیر توافقی
این نوع طلاق بدون توافق زن و شوهر شکل می گیرد (کاتوزیان، 1385).
1-7-2- تعاریف عملیاتی
تعارضات زناشویی

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه تعارضات زناشویی MCQ ثنایی ( 1379 ) به دست آورده اند.

فصل دوم
پیشینه ی تحقیق

2-1- خانواده
اولین ، اساسی ترین و تاثیرگذارترین عنصر سازنده جامعه بشری خانواده است ، به تعبیر جامعه شناسان کوچکترین واحد و اولین نهاد اجتماعی ، که به جهت اجتماعی بودن ذاتی انسان اجتناب ناپذیر ترین شکل حیات انسانی است . خانواده در زمانها و مکانهای مختلف شکل و ساختارهای متعددی داشته ، لذا برای خانواده تعاریف متعددی وجود دارد از خویشاوندان تنی تا افرادی که باهم ارتباط عاطفی و روانی دارند ، یا افرادی که باهم در یک منزل و محله زندگی می کنند. اداره سرشماری ایالات متحده خانواده را بصورت گروهی متشکل از دو یا چند نفر که از طریق تولد ، ازدواج ، و فرزندخواندگی با یکدیگر مرتبط شده اند و در یک منزل باهم زندگی می کنند تعریف کرده است (گلادینگ ، 1382) . عده ای از متخصصان پا را از این فراتر می گذارند و تعاریفی گسترده و وسیعتری را ذکر نموده اند مانند دو نفر یا بیشتر که خودشان را به عنوان خانواده لحاظ می کنند و بعنوان یک سیستم مرتبط و ضرورتا وابسته در نظر می گیرند که حتی اگر جدا از هم نیز زندگی نمایند خود را بعنوان یک عضو خانواده در نظر می گیرند . همچنین یک خانواده می تواند بوسیله یک پیوند فرهنگی ، تاریخی ، زیست شناختی و معنوی نیز تعریف شود (میکل، 2005 ). دانستن تغییرات عمیقی که در مفهوم ازدواج و خانواده روی داده برای درک طلاق مهم است .تعریف خانواده در حول زمان تغییر کرده است بنا به تعریفی که در سال 1934 ارائه شد خانواده رابطه ای است میان والدین و فرزندان که برای مدت نامعلومی ادامه دارد (نیکف و آگبورن ، 1934 ، ص 6)
در سال 1971 خانواده چنین تعریف شد: گروهی از افراد که با پیوند ازدواج، همخون یا رضاعی بهم پیوسته اند و با یکدیگر در نقش های احترام آیند زن وشوهر ، پدر ومادر ، پسر ودختر برادر وخواهر تعامل داشته وهر یک فرهنگی مشترکی را خلق وحفظ می کند)رارکس ولوکو توباس 1971 ص 7 )
در سال 1990 خانواده شامل هم خانگی گروه هایی تلقی شد که در حول زمان از افرادی تشکیل می شود که روابط صمیمانه داشته و بر اساس زیستی ، قانونی آداب ورسوم یا انتخاب ومعمولاً از لحاظ اقتصادی هم وابستگی دارند (الدوس درلمون 1990 ص 137)
به عبارتی خانواده یک واحد اجتماعی منحصر به فرد است که عضویت در آن بر پایه اتحاد یا ترکیب زیستی ، قانونی ، جغرافیایی ، تاریخی ، … بنا نهاده شده است ورود به آن از لحظه تولد یا فرزند خواندگی و ازدواج آغاز می شود و اعضاء تنها به واسطه مرگ از هم جدا می شوند و جدایی تمام ارتباطات خانوادگی ممکن نیست (کار، 1384) .
جامعه شناسان مهمترین کارکرد خانواده را انتقال فرهنگ و سایر باورها برای جامعه پذیری می دانند تا آنجا که پرلمن (1979، نقل از میکل ) اظهار داشته که : ما در یک موقعیت انسانی و به واسطه سرشت و ذات رابطه ، رشد می کنیم و انسان می شویم (میکل ، 2005) . اما خانواده در راستای رشد و تعالی انسان کارکردهای متعدد و موثر دیگر نیز دارد که در یک تعامل پویا میان تک تک افراد باهم و میان افراد و هویت جمعی خانواده یا بعبارت دیگر سیستم خانواده بارز می گردد و به وقوع می پیوندد.

معذلک بنا به دلایل متعددی چون : گذر از سنت به مدرنیته ، تغییر نظام خانواده ها ، سست شدن روابط ، کارآمد نبودن الگوهای ارتباطی ، افزایش طلاق ، مهاجرت و فشارهای شغلی و اجتماعی ، و … مشکلات و تعارض های خانوادگی افزایش چشمگیری یافته اند و این همه در حالی است که جامعه سالم در گرو خانواده سالم است . واقعیت این است که عوامل فوق کارکردهای روانشناختی خانواده را برهم زده و سبب شده اند که در سطح کلان ، خانواده یک سیستم هدفمند و پویا نباشد و در سطح خرد نیز مهمترین کارکردهای خانواده تحت تاثیر قرار می گیرند(الیری ، 1384) .
خانواده به عنوان یک سیستم ، به واسطه اداراکش از دنیای واقعی یعنی آنچه خانواده می فهمد ، از جهان و محیط پیرامونش تاثیر می پذیرند و آنچه انجام می دهد متاثر از این ادراک است. تمام رفتارهای سیستم خانواده متمرکز شده حول محور انتخاب و خانواده ها دقیقاً بر اساس اداراکات خاصشان از جهان واقعی دست به انتخاب می زنند و تلاش می کنند تا بر آنچه که بعنوان یک ارضاء کننده نیاز در دنیای واقعی ادارک شده ، کنترل داشته باشند . خانواده در جهت ارضاء نیازهایش مبادرت به رفتارهای ارضاء کننده می کند که گاه حتی علی رغم ناسالم و ناموثر بودن رفتارها، خانواده به تلاشش برای درک اینکه آیا رفتارها ارضاء کننده هستند یا خیر ادامه می دهد. همه خانواده ها نیازهای مشابه ای دارند و رفتارهای کلی مشابه ای را جهت ارضاء آنها بکار می برند تنها تفاوت در شدت ژنتیکی هر نیاز است (میکل ، 2005a ) بنا به عبارتی درست تر آن است که بگوییم خانواده شکل می گیرد تا انسان در آن بتواند برای نیازهای اساسی خود پاسخی بیاید و از آنجائیکه افراد ، هر یک بانیازهای خاص خود ، در خانواده در یک پیوند تنگاتنگ قرار می گیرند ، یک دسته از نیازهای مشترک را بروز می دهند که خانواده در جهت این مهم می تواند عاملی کلیدی در رشد ، تعالی و سلامت فرد و جامعه باشد.
2-2- ازدواج
قابل تصورترین و مرسوم ترین نحوه شکل گیری خانواده ازدواج است. اصطلاح ازدواج هم برای ازدواج سنتی و هم برای شیوه های جدیدتری نظیر زندگی طولانی مدت کنار هم بدون عقد رسمی به کار گرفته می شود. نظر عده ای از درمانگران نیز درباره مفهوم ازدواج بیشتر به معنای یکی شدن در خانواده و سنتهای آن است تا اشتراک دو فرد (کار ، 1384) .
آدلر ازدواج را به عنوان یک فرایند علاقمندی و تمنای دو طرفه ضروری توصیف می نماید که هر یک از زوجین باید به دیگری بیش از خود علاقمند باشد (اهرمن ، 1993) .
در هر صورت پدیده ازدواج قسمتی از یک توالی رشدی است به سمت بزرگسالی ، به یک معنا نائل شدن به استقلال و کسب یک هویت متمایز از والدین و خویشاوندی می باشد . به تازگی ازدواج به عنوان یکی از سبکهای انتخابی زندگی همانند پیشرفت تحصیلی ، پیشرفت حرفه ای و در نهایت یک سبک ارتباطی رسمی توصیف می شود (پارکر ، 2002) .
اما فارغ از هر تعریفی ازدواج به عنوان یک رفتار بالغانه انسانی پاسخگوی ابعاد وسیعی از خواسته ها و نیازهای انسان می باشد و هالوفرد به نقل از ترومن (1939) آن را یکی از جهان شمولترین بنیان های بشری می داند که هیچ بنیان دیگری ، همانند آن صمیمانه زندگی افراد بشر را تحت تاثیر قرار نداده است. (هالفورد ، 1384)
هالفورد در کتاب خود با اشاره به پژوهش های انجام شده به نقل از بردبری (1998) آورده : بدبختانه رضایت زناشویی در طی زمان و در میان خیلی از زوجین کاهش می یابد (هالفورد ، 1384) به عبارتی ، ازدواج غیر رضایت بخش شایع ترین مشکل و نارضایتی انسان است(گلاسر،b 1384 )
2-3- نظریه های آسیب شناسی خانواده
به نظر دورکیم هر جامعه ای بر اساس مجموعه ای از ارزش های مشترک و هنجارهای مسلط سازماندهی شده است. رفتارهایی که از چارچوب این ارزش ها و هنجارها منحرف شوند ، بعنوان رفتار انحرافی و آسیبی شناخته شده و نیاز به یک نظام کنترل اجتماعی است که رفتارهای انحرافی را به رفتار عادی برگرداند. بنابراین ، رفتار انحرافی یک عمکل بدکار کردی است . او اذعان می دارد که رفتار انحرافی همچنین می تواند کارکرد مناسب برای جامعه داشته باشد (ریترز 1388 ص 431 – 427) .
یکی از قواعد مهم دورکیم تمایز طبیعی و مرضی در جوامع است در هر جامعه هنگامی که امری عمومیت کامل یافت ، نسبت به آن جامعه صورت طبیعی دارد در صورتی که ممکن است همان امر در جامعه ای دیگر شایع و مورد قبول نبوده ، صورت غیر طبیعی یا مرضی داشته باشد. همچنین هنگامی که امری به مقدار کمی در جامعه شایع شد و از نسبت معینی تجاوز نکرد برای آن جامعه طبیعی بشمار می آید (البته منظور آن نیست که آن امر برای آن جامعه خوب یا بد است بلکه وجودش در آن جامعه طبیعی است ) ولی پس از گذر از آستانه ی معینی این امر جنبه ی مرضی به خود می گیرد (کاملی، 1381).
جاکت و سورا معتقدند افرادی که در خانواده های گسسته پرورش می یابند مستعد تکرار تجارب گذشته در زندگی زناشویی خود هستند . درونکرز و هارکونن به بررسی پدیده طلاق در هجده کشور پرداخته اند و در تحقیق خود به این نتیجه رسیده اند زنانی که والدین آنها طلاق گرفته اند بطور چشمگیرتری بیشتر در معرض خطر احتمال طلاق قرار دارند (رتیوز،1989).
به اعتقاد وان اپ ویژگی های شخصیتی زوجین و چگونگی تجارب کودکی و کیفیت روابط اعضای ((خانواده اصلی )) از مهمترین عوامل موثر در مشکلات زناشویی و طلاق می باشند . جالوارا در پژوهشی در فنلاند عواملی مانند بیکاری ؛ درآمد بالا زن و زندگی در مسکن اجاره ای را تاثیر گذار می داند . کلیک و پیرسون در تحقیق خود به عواملی مانند مشکلات ارتباطی ، ناسازگاری مسایل مالی ، مشکلات جنسی ، سوء مصرف الکل و مواد مخدر ، بی وفایی ، سوء رفتار جسمی ، مشکلات مربوط به فرزندان و اختلافات مذهبی زوجین اشاره می کنند . هویت ، باکستر و وسترن به متغیرهای اجتماعی شکست در ازدواج شامل اقتصادی ، نگرشی دوره زندگی و زمانی در طلاق اشاره می کنند : عوامل زمانی شامل تاثیر زمان تاریخی ، مانند زمینه های اجتماعی و روندهای اجتماعی گسترده است فاکتورهای دوره زندگی با حوادث خاص زندگی مرتبط است که این موارد نیز با زمینه خانوادگی ، تاریخ تولد و روابط پیرامون مرتبط است . عوامل نگرشی شامل عوامل اقتصادی -اجتماعی است که تعیین می کنند که ازدواج ادامه می یابد یا تمام می شود(چلبی،1375).
کری ، استقلال مالی زنان گاه انگیزه مردان را نیز برای طلاق تقویت می کند زیرا مردی که زن شاغل خود را طلاق می دهد به آسانی از پرداخت هزینه های مربوط به کودک می گریزد.
از نظر لینگستان زوج هایی که والدین آنها از میزان تحصیلات بالاتری برخوردارند بیشتر در خطر طلاق قرار دارند به علاوه میزان طلاق در مناطق شهری بالاتر از مناطق روستایی است که این موضوع می تواند بعلت هزینه های پایین پیدا کردن شریک جدید در نواحی متراکم شهری و ذهن سنتی تر روستاییان باشد هویت در پژوهش خود در استرالیا به این نتیجه می رسد که سطوح بالاتر مذهبی و داشتن بچه ، خطر طلاق را کاهش می دهد همچنین سطوح بالاتر تحصیلات در زنان خطر طلاق را افزایش می دهد در حالیکه بر عکس در مردان تحصیلات بالاتر شکست در ازدواج را کاهش می دهد.
در تحقیق توسط والرشتاین و همکارانش با عنوان ((جدایی ، طلاق )) نشان داد که بین کشمکش ها و رفتارهای خشن و پرخاشگرانه با طلاق رابطه وجود دارد.
نتایج تحقیق هوبر و همکارانش نشان می دهد تغییر نگرش در مورد نقش های خانوادگی و اجتماعی زن و شوهر در نتیجه تغییر هنجارهای مربوط به الگوی خانواده سنتی (مرد نان آور و زن خانه دار ) یکی از عوامل موثر بر افزایش طلاق بشمار می رود . در وضعیتی که برابری جنسیتی بعنوان یک ارزش عمومی پذیرفته شده و ترویج می شود احساس بی عدالتی نسبت به تقسیم کار خانگی ، رضایت شخصی زنان را از زندگی زناشویی کاهش داده و باعث می شود آنان بیش ا ز مردان به طلاق بیاندیشند.
از نظر کالجمین افراد مذهبی که رفتارهایشان را اعتقادات آنها تنظیم می کند کمتر طلاق می گیرند و میزان طلاق در آنها کم است . بطوری که افراد مذهبی تر تحت شرایط خاصی ، دست به طلاق می زنند.
لیوید (1995) معتقد است زمانی احتمال فروپاشی زندگی زناشویی در بالاترین حد است که زوجین برای توسعه روابط بدیل فرصتهای داشته باشند.
بهاری (1379) در تحقیق خود نشان داد که کارایی خانواده زوج های در حال طلاق بطور معناداری از کارایی خانواده زوج های غیر طلاق پایین تر است . همچنین زوج های در حال طلاق سازه های نقش های خانوادگی و حل مشکل کارایی ضعیف تری را گزارش کردند .مددی(1381)عمده ترین دلایل ها تقاضای طلاق را عوامل عدم تفاهم ، عدم علاقه ، عدم اعتماد زوج ، بیکاری و ازدواج اجباری می داند(مددی، 1381).
نتایج پژوهش دیگر نشان می دهد که بین نارضایی کلی زناشویی زنان و مردان متقاضی طلاق تفاوت معنی دار وجود ندارد ، تفاوت در ابعاد مسائل شخصیتی ، خانواده و دوستان و نقش های مساوات طلبی معنادار است ولی در سایر ابعاد ارتباط ، حل تعارض ، مدیریت مالی ، فعالیتهای اوقات فراغت ، رابطه جنسی ، فرزندان و فرزند پروری تفاوت معنادار وجود ندارد ملتفت (1381) در پژوهش خود نشان می دهد که اختلاف تحصیلی زوجین ، اختلاف سن زوجین ، تحصیلات و سن ازدواج زن ، با گرایش به طلاق زنان رابطه معنادار و مستقیمی دارند و همچنین میزان شناخت همسر قبل ازازدوج ، با گرایش به طلاق در بین زنان رابطه معناردار و معکوس دارند همچنین مدت شناخت و میزان شناخت همسر قبل از ازدواج با گرایش مردان به طلاق رابطه معنادار و معکوس دارند همچنین تفاوت معناداری بین میانگین گرایش به طلاق بین زنان با متغیرهای رابطه خویشاوندی ، با همسر ، محل تولد زن ، چند زنی بودن وجود دارد ، ولی برای مردان فقط رابطه خویشاوندی معنادار بود . یافته های تحقیقات دیگر در مورد علتهای طلاق از نظر زنان متقاضی طلاق ، اعتیاد ، عدم تفاهم اخلاقی و از نظر زنانی که همسرانشان متقاضی طلاق آنان هستند ، عدم مسئولیت پذیری ، عدم تامین معاش ، و دخالت های خانواده شوهر مهمترین عامل طلاق محسوب می شود ریاحی (1386) و همکاران در یافته های پژوهشی خود نشان می دهند که متغیرها میزان بر آورده نشدن انتظارات همسران از یکدیگر بشکل مستقیم میزان تصور مثبت از پیامدهای طلاق و دخالت دیگران در زندگی زوجین بشکل مستقیم و غیر مستقیم و متغیرهای تفاوت سنی ، تفاوت تحصیلی و تفاوت عقاید همسران به شکل غیر مستقیم از تاثیر برمیزان برآورده نشدن انتظارات همسران از یکدیگر بر میزان گرایش به طلاق تاثیر داشته اند که از این میان متغیرهای دخالت دیگران در زندگی زوجین و میزان برآورده نشدن انتظارات همسران از یکدیگر دارای بیشترین تاثیر برمیزان گرایش به طلاق بوده اند (باقریان نژاد.اصفهانی، 1380).
2-4- .مشکلات رابطه و ناسازگاری
آنچه در

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید