که هیجان با سایر ظرفیت‌های شناختی انسان ارتباط تنگاتنگی دارد. گاهی اوقات این هیجانها منجر به افزایش ظرفیت‌های شناختی و گاهی اوقات منجر به کاهش این ظرفیت‌ها می‌شود، به علاوه توافق‌های زیادی وجود دارد که هیجانها منبع اولیه انگیزش هستند، آنها اعمال انسان را برانگیخته، حفظ و هدایت می کنند( به نقل از حدادی کوهسار،1386).
در مورد ارتباط هوش هیجانی و سلامت، بسیاری از تحقیقات پیشین نشان می دهد که افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند نسبت به افرادی که هوش هیجانی آنها پایین تر است، به طور معناداری از سلامتی جسمانی و روانی بالاتری ، برخوردار می باشند(ولز،2000).
هویت، یکی از مهمترین مسائل و چالش های پیش روی جوامع در حال توسعه در طی فرآیند جهانی شدن و جهانی سازی خواهد بود و پرداختن به این مقوله ضرورتی اجتناب ناپذیر می نماید، چرا که در صورت کوتاهی در این مهم، با بوجود آمدن بحران هویت، شاهد بسیاری از آشفتگیها و نابسامانی های بنیان شکن خواهیم بود.
با توجه به اینکه تحقیق در مورد سبک های هویت و هوش هیجانی و ارتباط آنها با رضایت شغلی، منجر به این خواهد شد که پژوهشگران به نتایجی در مورد نحوه برنامه ریزی برای کارکنان در سازمان و یا حتی گزینش و استخدام افراد دست یابند، که این امر منجر به افزایش بهره وری در سازمان نیز خواهد شد، حائز اهمیت می باشد.

اهداف پژوهش
هدف کلی
هدف کلی این پژوهش بررسی رابطه بین سبک های هویت و هوش هیجانی با رضایت شغلی کارکنان شبکه بهداشت شهرستان پاسارگاد می باشد.

اهداف فرعی
بررسی رابطه بین سبک های هویت و هوش هیجانی با رضایت شغلی.
بررسی رابطه بین سبک های هویت با رضایت شغلی.
بررسی رابطه بین ابعاد رضایت شغلی با هوش هیجانی.

پیش بینی رضایت شغلی از طریق سبک های هویت.
پیش بینی رضایت شغلی از طریق ابعاد هوش هیجانی.

فرضیه های پژوهش:
1-بین سبک های هویت و هوش هیجانی با رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد.
2-بین سبک های هویت با رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد.
3- بین ابعاد هوش هیجانی با رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد.
4-سبک های هویت قادرند رضایت شغلی را پیش بینی نمایند.
5- ابعاد هوش هیجانی قادرند رضایت شغلی را پیش بینی نمایند.

تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها
تعاریف نظری
1) هوش هیجانی
هوش هیجانی مجموعهای از تواناییهای غیرشناختی (توانش ها و مهارت ها ) است، که بر توانایی رویارویی موفقیت آمیز با خواسته ها، مقتضیات و فشارهای محیطی تاثیر می گذارند(پتن،2000، به نقل از آقایار و شریفی درآمدی،1387).
این پرسشنامه دارای پنج مولفه می باشد که عبارتند از خودآگاهی، خودکنترلی، خودانگیزگی، همدلی و مهارت.

2) سبک های هویت
اشاره به راهبردهایی دارد که فرد ترجیح می دهد در موقعیت های تصمیم گیری و حل مسئله استفاده کند (برزونسکی و کاک، 2005).
سبک های هویتی که در این تحقیق مورد مطالعه قرار گرفته اند عبارتند از سبک اطلاعاتی، سبک هنجاری و سبک سردرگم اجتنابی.
سبک اطلاعاتی: در این سبک فرد به صورت آگاهانه و فعال به جستجو و ارزیابی اطلاعات مربوط به خود می پردازد. در این سبک وقتی فرد با باز خوردهایی با ساخت خود روبرو می شود مشتاقانه قضاوت و ارزیابی از خود را به تاخیر می اندازد(برزونسکی،1990).
سبک هنجاری: در این سبک فرد در برخورد بامسائل هویتی با درونی کردن با همنوایی ارزش ها و باور های افراد مهم زندگی خود به تصمیم گیری می پردازد (برزونسکی،1990).
سبک سردرگم اجتنابی: در این سبک فرد تلاش می کند از برخورد با مسائل اجتناب کرده و یا آن را به تاخیر بیندازد. تعیین کننده اصلی رفتار در این سبک عوامل موقعیتی می باشند (برزونسکی،1990).

3) رضایت شغلی
رضایت شغلی به عامترین مفهوم کلمه عبارت است از: حالت عاطفی شادی بخش یا مثبتی که از ارزیابی شغل یا تجربه های شغلی فرد به او دست میدهد (اندرسون و اناکیپریانو ، ترجمه جباری و همکاران 1387).
این پرسشنامه دارای پنج خرده مقیاس می باشد که عبارتند از ماهیت کار، سرپرستی، حقوق، ترفیعات و همکاران.
ب)تعاریف عملیاتی
1)هوش هیجانی:
در این پژوهش منظور از هوش هیجانی نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه بارآن (1997) کسب می کنند.
در مجموع این 33 ماده، چهار طبقه مشاهده شد.
1- عامل خوش بینی/ تنظیم هیجان: 2، 3، 10، 14، 12، 16، 17، 20، 21، 22، 23،28، 31
2- عامل ارزیابی از هیجانات: 5، 9، 15، 18، 19، 22، 25، 29، 32
3- عامل مهارت های اجتماعی: 1، 4، 6، 8، 11، 13، 16، 24، 26، 30، 33
4- عامل کاربرد هیجانات: 27، 31، 6، 7، 17، 20
2)سبک هویت
منظور نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه برزونسکی 1989 کسب می کند، که شامل خرده مقیاس های زیر می گردد:
سبک اطلاعاتی: مجموع نمراتی است که فرد در پاسخ به سوالات1، 2 ،4، 5 ، 6، 16، 18، 25، 26، 30،31، 32 (جمعا12 سوال) از سبک های هویتی (نسخه 6G) به دست می آورد .
سبک هنجاری: مجموع نمراتی است که فرد در پاسخ به سوالات 9،10، 11، 14، 15، 17، 19، 21، 23، 28 (جمعا 10 سوال) از پرسشنامه سبک های هویتی(نسخه 6G) به دست می آورد .
سبک سردرگم اجتنابی: مجموع نمراتی است که فرد در پاسخ به سوالات 7، 8، 3 ، 12، 13، 20، 22، 24، 27، 29 (جمعا10 سوال) از پرسشنامه سبک های هویتی(نسخه 6G) به دست می آورند.
3)رضایت شغلی
برای سنجش رضایت شغلی در این تحقیق از پرسشنامه شاخص توصیف شغل (JDI) استفاده شده که توسط اسمیت، کندال و هیولین (1969) تهیه و میزان سازی شده است منظور نمره ای است که از این پرسشنامه بدست آمده است.
این پرسشنامه دارای ابعاد زیر می باشد:
ماهیت کار؛ نمره ای است که از گویه های 1 تا 28 بدست میآید.
سرپرستی؛ نمره ای است که از گویه های 19 تا 46 بدست میآید.
حقوق؛ نمره ای است که از گویه های 47 تا 55 بدست میآید.
ترفیعات؛ نمره ای است که از گویه های 56 تا 65 بدست میآید.
همکاران؛ نمره ای است که از گویه های 66 تا 72 گویه بدست میآید.

فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در این فصل از پژوهش، ابتدا مبانی نظری متغیرهای پژوهش و بعد از پژوهش های انجام شده در داخل و خارج از کشور ارائه می گردد.

مبانی نظری پژوهش
مبانی نظری رضایت شغلی
یکی از عوامل بسیار مهم در موفقیت شغلی، رضایت شغلی است که باعث افزایش کارآئی و نیز احساس رضایت فردی می گردد. مطالعه رسمی رضایت شغلی با مطالعات “هاثورن ” در اوایل سال های 1930 تاکنون رضایت شغلی بطور وسیعی مورد مطالعه واقع شده است. چرا رضایت شغلی این قدر مورد توجه است؟ در اصل، رضایت شغلی به این دلیل اهمیت پیدا کرد که طرفداران اولیه رویکرد روابط انسانی تئوریسین ها و مدیران را قانع کردند که کارگر خوشحال، کارگری سودآور است (کوزه چیان و همکاران،1382).
چستر بارنارد (1950) عقیده دارد که رضایت شغلی باعث تداوم همکاری فرد و سازمان می گردد. خشنودی های ویژه ای که انسان را بر می انگیزد تا کوششهای خود را به یاری یک سازمان روانه سازد از سودهای مثبتی است که در برابر زیان های برخاسته از این همکاری سرچشمه می گیرد. به اعتقاد فرد لوتانز (1987) رضایت شغلی یک حالت عاطفی مثبت یا خوشایندی است که حاصل ارزیابی از شغل یا تجارت شغلی اش می باشد، رضایت شغلی نتیجه ادراک کارکنان است از آنچه که به نظرشان می آید و شغلشان آنرا بخوبی فراهم کرده باشد (به نقل از ایلماز و ارگان ، 2008).
در نتیجه آنچه از جمع آوری اندیشمندان بر میاید آنها رضایت شغلی نیروی انسانی را بعنوان نتیجه و ثمره عوامل مختلف انگیزش کارکنان می دانند و معتقدند که در نتیجه فراهم آمدن عوامل انگیزش کارکنان و اعمال آنها، رضایت شغلی فراهم می شود. سوالی که در این رهگذر باید مطرح شود این است که آیا رضایت شغلی کارکنان آنان را به کار بهتر و بیشتر وادار خواهد کرد یا نه؟ پاسخ این است که مطالعات و بررسی هایی که در این زمینه به عمل آمده نشان داده است که رضایت شغلی تاثیر بسزایی در پیشرفت روند کارکنان دارد ولی برای فراهم آوردن زمینه های لازم برای ایجاد رضایت شغلی، اشکال مختلف اقدامات انجام می پذیرد و اگر این اقدامات تکراری باشد و برای جلب رضایت کارکنان از یک روش و یک اقدام استفاده شود و این روش ها تکراری باشد از تاثیر آن کاسته خواهد شد. زیرا استفاده تکراری از این یا آن عامل موجب کاهش رضایت شغلی و در نتیجه کاهش بازده کاری کارکنان خواهد شد.
از سوی دیگر همه افراد در مواجه شدن با یک روش انگیزش، عکس العمل مشابهی نشان نمیدهند یعنی ممکن است گروهی از کارکنان با دریافت حقوق بیشتر به رضایت شغلی برسند و گروه دیگر از طریق ارتقا مقام و گروه دیگر با کسب شغل و مقامی که ایجاد شخصیت کند و سرانجام گروهی دیگر از طریق نیل به اهمیت شغلی، مشارکت در تصمیم گیریها و آرامش در محیط کار به رضایت برسند (مهداد، 1390).

مفهوم رضایت شغلی
دانشمندان درباره رضایت شغلی تعاریف مختلفی دارند. در سال(1935) رابرت هاپاک در ارتباط با عوامل روانشناختی، فیزیولوژیکی و اجتماعی و ویکتور وروم در سال(1924) در زمینه تمایلات روانی فردی، رضایت شغلی را تعریف نموده اند. در سال(1985) دیویس نیواستورم رضایت شغلی را، مجموعه ای از احساسات سازگار نسبت به شغل معرفی می نماید و معتقد است این احساس زمانی حاصل می شود که خواسته ها، نیازها، آرزوها و تجربه هایی که شاغل هنگام ورود به سازمان با خود دارد، از طریق شغل بر آورد شود (به نقل از سلطانی،1384). ایجاد رضایت شغلی در فرد بستگی به عوا مل متعددی دارد که در کنار هم موجب حصول نتیجه مطلوب می شوند. فقدان یک عامل می تواند فرد را در زمره افراد ناراضی از شغل خود قرار دهد (مهداد،1390). رضایت شغلی به مجموع تمایلات یا احساسات مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند،اطلاق می شود. یعنی هر چه فرد رضایت شغلی بالایی داشته باشد به میزان زیادی شغل خود را دوست داشته، از طریق آن نیازهای خود را ارضا نموده و در نتیجه احساسات مثبتی نسبت به آن خواهد داشت. رضایت شغلی همچنین به تصور و برداشت هر فرد از کار خود و نوع احساسات و نگرشهای مثبت افراد در خصوص شغل خود نیز تعریف شده است (رضایی هرندی، 1389). رضایت شغلی در ساده ترین بیان عبارت از احساس عاطفی مفید و مثبتی که پس از انجام کار در فرد حاصل می گردد. البته رضایت شغلی یک عامل مجرد و تنها نیست بلکه ارتباطی بینابین و پیچیده ای از وظایف شغلی، مسئولیت پذیری، کنش ها و واکنشها، انگیزه ها، تشویقها و دلگرمی هاست(تینگ ، 2007).
شاخص توصیف شغل (JDI) نخستین بار توسط اسمیت کندال و هیولین در سال(1969) در دانشگاه کرنل آمریکا تدوین شده است و از آن پس در کشورهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. در این مدل شاخص های موثر در رضایتمندی شغلی در قالب 5 جنبه ماهیت کار، سرپرستی، همکاران، ترفیعات، حقوق، مزایا و شرایط کار دسته بندی می شود (به نقل از نوربخش و علیزاده، 1383). که در این جا به طور مختصر به هر یک اشاره می گردد.

ماهیت کار
بسیاری از دانشمندان معتقدند محتوی و ماهیت شغل نقش عمده ای در تعیین میزان رضایت شغلی افراد دارد. به طور کلی افراد کار مورد علاقه خود را با جدیت بیشتری انجام می دهند. علاقه به کار تمایل اجرائی را در فرد تقویت می کند. عموما مشاغل سخت و یا تخصصی و پیچیده که از تنوع و درجه آزادی کمتری برخوردارند و یا فاقد شکوفایی هستند خسته کننده و ملالت آور می شوند و تنها با ایجاد استقلال کاری و اختیار عمل می توان زمینه رضایت شغلی را فراهم آورد (گلزاری، 1392).
سرپرستی
افراد دوست دارند که در امور سازمانی مورد مشورت قرار گیرند و از تجارب آنها استفاده شود ویا بوسیله کار خود شکوفا و شناخته شوند و از نتایج آن بهره مند گردند. مدیران و مسئولینی که به این نکات توجه ندارند و یا با کنترل مداوم کارکنان موجب کاهش سرعت انجام کارها می گردند. به میزان زیادی باعث ایجاد عدم رضایت شغلی افراد می شوند (گلزاری، 1392).
همکاران
افراد مایلند ضمن کار فرصت هایی برای حرف زدن با یکدیگر داشته باشند و اصولا کارکنان شغلی را که آن ها را بطور فیزیکی از یکدیگر جدا می سازد قبول ندارند. روابط مطلوب همکاران عامل مهمی در رضایت شغلی به شمار می رود (هومن، 1388).
ترفیعات
فرصت های ارتقاء و ترفیعات اثر ملایم و اعتدالی بر رضایت شغلی دارند ارتقاء به سطوح بالا در یک سازمان نوعاً موجب تغییرات مثبت در سرپرستی، محتوی شغل و حقوق می گردد. برای شاغلی که در سطوح بالای یک سازمان قرار دارند معمولا آزادی عمل بیشتر و تکالیف شغلی چالش برانگیز تر و حقوق بالاتری را فراهم می کنند (سلطانی،1384).
حقوق، مزایا
دستمزدها نقش بسیار با اهمیت و معنی داری در تعیین رضایت شغلی افراد ایفا می کنند. توان مالی کم باعث بی میلی نسبت به کار و کاهش انگیزش کاری و در نهایت باعث کاهش میزان رضایت مالی می گردد. غالباً میزان دستمزد و تسهیلات مشاغل شاخص میزان اعتباری است که به مشارکت آن ها در امور سازمان اختصاص می یابد (سلطانی،1384).

پیامدهای رضایت شغلی و عدم رضایت شغلی
رضایت شغلی باعث می شود بهره وری فرد افزایش یابد، فرد نسبت به سازمان متعهد می شود، سلامت فیزیکی و ذهنی فرد تضمین شود، روحیه فرد افزایش می یابد، از زندگی راضی باشد و مهارتهای جدید شغلی را به سرعت آموزش ببیند.عدم رضایت شغلی باعث کاهش روحیه کارکنان می شود که روحیه پایین در کار بسیار نامطلوب است. مدیران وظیفه دارند که علائم روحیه پایین و عدم رضایت شغلی را بطور مستمر زیر نظر بگیرند و در اولین فرصت اقدامات لازم را انجام دهند (شفیع آبادی، 1391).

بعضی از شاخص های روحیه پایین عبارتند از:
اضطراب
اضطراب یک شرایط کلی است که ناخشنودی فرد از شغل رانشان می دهد و ممکن است به انحاء مختلف ظاهر شود. فرد ممکن است تمایل زیادی به شغل خود نداشته باشد، در محیط کاری خواب آلود شود، فراموشکار شود، در کار بی دقتی کند، از شرایط کاری شکایت کند، دیر سر کار حاضر شود و یا غیبت کاری داشته باشد که همگی این شرایط بر سلامت ذهنی فرد تاثیر منفی بر جای می گذارد(حسینزاده و صائمیان، 1381).
غیبت کاری
مطالعات نشان می دهد، کارکنانی که رضایت کمتری دارند احتمالا بیشتر غیبت می کنند. دو نوع غیبت وجود دارد ، یکی غیبت غیر ارادی است که به علت بیماری یا سایر دلایل موجه و حوادث پیش بینی نشده اتفاق می افتد که غیر قابل اجتناب است و ارتباطی با رضایت شغلی ندارد. دیگری غیبت اختیاری است که ناشی از عدم رضایت شغلی فرد است (حسینزاده و صائمیان،1381).
تأخیر در کار
تاخیر کاری همانند غیبت این باور را بوجود می آورد که فرد از کارش ناراضی است. این نشان می دهد که فرد برای شغل خود اهمیتی قائل نیست و بیشتر اوقات خود را به استراحت در خانه اختصاص می دهد. وقتی هم که سرکار حاضر می شود، بیشتر به تلفن های شخصی پرداخته و بطور کلی در پی اتلاف وقت است. بعنوان نمونه دانشجویی که دیر سرکلاس حاضر می شود نشانگر آن است که از رشته تحصیلی یا نحوه تدریس استاد خود ناراضی است (حسینزاده و صائمیان،1381).
ترک خدمت
ترک خدمت کارکنان موجب وقفه در عملیات سازمان شده و جایگزین نمودن افراد برای سازمان پرهزینه بوده و از نظر فنی و اقتصادی نیز نامطلوب است. بر اساس مطالعات ” آرنولد و فلدمن”(1998) در واحدهای سازمانی که میزان رضایت شغلی افراد آن از حد متوسط پایین تر است، نرخ ترک خدمت کارکنان آن بالاتر خواهد بود. البته ترک خدمت ممکن است ارادی و مربوط به عدم رضایت شغلی باشد و یا دلایل شخصی داشته باشد که خارج از کنترل مدیر است. از طرف دیگر ترک خدمت می تواند ناشی از مدرنیزه شدن کارخانه، فقدان سفارشات برای تولید، کمبود مواد اولیه و بطور کلی ناشی از وضعیت دشوار اقتصادی باشد. در چنین موارد

دسته‌ها: پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید