والد – فرزند بیشتری را به همراه دارد. افزایش تواناییهای نوجوانان در فکر کردن به روابط اجتماعی نیز تنش های خانوادگی را بیشتر میکند (برک، 1382) واضحترین علامت وجود تنش در خانواده های دارای فرزندان نوجوان، در تعداد و انواع اختلافات موجود بین والدین و نوجوان، بروز میکند.

2-1-6-4 استقلال طلبی
وقتی کودکان به سن نوجوانی می رسند، خانواده با چالشهای جدیدی دست به گریبان می شود به ویژه راجع به موضوعاتی چون خود پیروی و استقلال امکان دارد والدین دیگر نتوانند اقتدار کامل خود را حفظ کنند، اما در عین حال نمی خواهند اقتدار خود را از دست بدهند. لذا، مواردی مثل تغییر مقررات، محدود سازی و بازنگری در نقش ها که همگی ضروری هستند، غالباً روابط بین دو یا چند نسل را به شدت دگرگون می سازد (گلدنبرگ و گلدنبرگ،1382).
افزایش مناقشات و تنش های خانوادگی اغلب در اوقاتی که نوجوانان در بین اعضای خانواده حضور دارند، بروز می کند. دلایل فراوانی را می توان برای چنین رفتاری بر شمرد که:
به نظر می رسد در خانواده های دارای فرزند نوجوان والدین در تمیز دادن بین آنچه که »از این که برای نوجوانان خود می خواهند و آنچه فرزندان نوجوانشان ممکن است برای خود بخواهد، با دشواری مواجه هستند. این امر موجب می گردد که والدین تمایلی نداشته باشند که به فرزندان اجازه دهند در امور خود تصمیم گیری کنند حتی اگر تصمیماتشان صحیح باشد.
دلیل دوم برای افزایش تنش در چنین خانواده هایی را می توان در خود طبیعت و ماهیت نوجوانی جستجو کرد . در این مقطع از زندگی، افراد بالغ، تمایلات خودمختاری و استقلال بیشتری از خود بروز می دهند . همسن و سالان و برادران و خواهرانشان از اهمیت بیشتری برخوردار می شوند و نفوذ والدین کاهش می یابد. با این وجود، به دلیل کم تجربگی نوجوانان از امکانات متعددی که می تواند برایشان فراهم شود، منع می گردند اما همچنان در معرض خطر تأثیرپذیری از عقاید کسانی می باشد که همواره با آنها در می افتند، در واکنش به چنین وضعیتی خانواده باید مرزی ایجاد کند که از نظر کیفی متفاوت باشد و گرنه والدین دیگر نمی توانند با قدرت کامل حکمرانی کنند. وانگهی، خانواده ها دارای فرزندان نوجوان می باید تفاوت های بین اعضای خانواده را به رسمیت بشناسند و آنها را بپذیرند (گلادینگ، 1382).
2-1-6-5 مخالفت
پدر و مادر اولین کسانی هستند که بنیاد شخصیت سالم نوجوان را میگذارند. معمولاً والدین، نوجوانان خود را به صورت کودک مینگرند مثل این که گذشت زمان تغییری در او نداده است. درک نکردن نوجوان باعث کشمکش بین آنان و والدین میشود، نوجوانان به خود حق میدهند که در مسایل مربوط به خانه و خانواده اظهار نظر کنند و افکار و عقاید و اعمال اعضای خانواده خود را مورد سئوال قرار دهند. نوجوانان در مقابل تحکم و دستورات والدین مقاومت میکنند (احمدی،1383 ) از جمله خصوصیات دوران نوجوانی مخالفت است. نوجوان با افراد ذی نفوذی که در اطراف هستند به مخالفت بر می خیزد، والدین نیز در دایره مخالفت او قرار دارند. این مخالفت به خاطر تشخص طلبی و کسب استقلال و جداسازی خود از دیگران است.
 2-2 عوامل مؤثر در بروز اختلالات رفتاری در دوران نوجوانی
عوامل متعددی در بروز رفتارهای غیر منطقی یا اختلال رفتاری افراد مؤثر است. این عوامل به صورت مجموعه ای منسجم زمینه بروز رفتــارهای نابهنجــار را در افراد ایجــاد می کند. لذا برای فردی که دچار اختلال رفتاری می باشد تعیین یک عامل قطعی یا منحصر به فرد غیر ممکن می باشد، بلکه باید به مجموعه این عوامل که در شکل گیری اختلال رفتاری مؤثر می باشند، توجه نمود. از نظر آسیب شناسی روانی معمولاً عوامل مؤثر در بروز اختلالات رفتاری را به سه دسته کلی می توان تقسیم بندی کرد:
الف: عوامل بوجود آورنده: مجموعه عواملی است که هسته اولیه رفتار غیر عادی را در افراد پی ریزی می نماید.
ب: عوامل مستعد کننده: که در بوجود آوردن اختلال نقش چندانی ندارند ولی زمینه را برای رشد سریع تر رفتار غیر عادی فراهم می کنند.
ج: عوامل آشکارساز: هنگامیکه هسته اولیه رفتار غیر عادی شکل گرفت و شرایط مستعد کننده نیز حــاصــل شد در این وضعیت بطور ظاهراً ناگهانی رفتار غیر عــادی ظاهر می شود.
مجموع این سه دسته از عوامل (بوجود آورنده ـ مستعد کننده ـ آشکارساز) را تحت عناوین زیر مورد بررسی قرار می دهند:
1ـ عوامل ژنتیکی: هر فرد انسانی دارای ویژگیهای منحصر به فردی از یک نظام ژنتیک و بیولوژیکی است. برخی از اختلالات رفتاری می تواند متأثر از بروز نقص یا اختلال در نظام ژنتیکی افراد باشد از قبیل عقب ماندگی های ذهنی و بعضی از انواع پرخاشگریها.
 2ـ عوامل جسمانی: بروز مشکلات جسمانی نظیر ضربه های مغزی، عفونت های مغزی و اختلال که در غدد ممکن است موجب نابهنجاریهای رفتاری شود برای مثال ترشح بیش از حد غده هیپوفیز موجب بدگمانی ـ تندخویی و هیجان پذیری می شود در حالی که کاهش فعالیت آن ایجاد بی حالی، فراموشکاری و عقب ماندگی ذهنی می کند.
 3ـ عوامل خانوادگی: عوامل متعددی در خانواده می تواند در رفتار کودکان و نوجوانان تأثیر بگذارد که از جمله آنها به موارد زیر اشاره میشود.
الف) فضای روانی و عاطفی: منظور مجموعه روابط و تعاملات روانی و عاطفی که بین اعضاء خانواده وجود داشته و بصورت مستقیم (آموزشهای اخلاقی، شناختی، عاطفی) و غیرمستقیم (همانندسازی و تقلید از رفتار والدین) رفتار فرزندان را تحت تأثیر قرار میدهد.
ب) الگوهای ناسالم خانوادگی: شامل مواردی مانند طرد کودک، تنبیه شدید، عدم توجه به نیازهای اساسی کودک، عدم توجه به احساسات و عواطف کودک، محافظت بیش از حد، انتظار نابجا از کودک، انضباط بیش از حد است.
ج) فقدان والدین: فقدان هر یک از والدین بویژه مادر چنانچه با کمبود ارضاء نیازهای اساسی همراه باشد اثرات ناگواری در رشد عاطفی، روانی و اجتماعی فرزندان بجا خواهد گذاشت البته چنانچه سرپرست باقیمانده موفق شود جای فرد غایب را پر نماید این مشکل کمتر خواهد شد.
د) عدم ثبات قوانین و معیارهای اخلاقی: چنانچه در محیط خانه یا مدرسه اصول اخلاقی معینی حکمفرما نباشد یا اینکه این اصول همیشگی و ثابت نبوده و برای کودک تبیین نگردد در ایجاد مشکلات ر فتاری کودک نقش خواهد داشت.
هـ) ترتیب ولادت: از دیدگاه آلفردآدلر ترتیب ولادت افراد در رفتارهای آنها نقش دارد او معتقد است که فرزند اول دارای موقعیت ویژه ای است که با تولد فرزند بعدی این موقعیت مورد تهدید واقع می شود در حالیکه فرزند دوم احساس خطری نسبت به از دست دادن موقعیت خود ندارد و فرزند آخر هرگز نگران از دست دادن موقعیت خود نیست.

 4ـ عوامل اجتماعی: از بین عوامل اجتماعی مؤثر در بروز رفتارهای کودکان به موارد زیر اشاره می کنیم:
الف) طبقه اجتماعی: شامل مواردی مانند میزان سواد والدین، شغل والدین، وضعیت اقتصادی، فرهنگ حاکم بر خانواده، آداب و رسوم، مذهب و اعتقادات مذهبی که هر کدام به نوعی تاثیر گذارند.
ب) گروه همسالان: مهم ترین الگوی کودکان پس از والدین همسالان می باشند که به خوبی می توانند تأثیر اخلاقی مطلوب یا نامطلوب بر رفتار کودک داشته باشند. گروه همسال در برخی سنین مانند نوجوانی و جوانی و برخی موقعیت ها نظیر طرد از سوی خانواده، یا کمی محبت و توجه و کمی احترام نقش مؤثری ایفا میکند.
ج) عوامل اجتماعی دیگر: از قبیل رادیو، تلویزیون و رسانه های گروهی از عوامل تعیین کننده رفتار و غیرعادی هستند در این میان نقش تلویزیون در ارتباط با کودکان و نوجوانان بیشتر است زیرا به عنوان یک الگوی رفتاری در برابر دیدگان کودکان و نوجوانان نقش ایفا میکند.
 5ـ عوامل روانی: عوامل مؤثر در بروز اختلالات رفتاری شامل موارد زیر است:
الف) تعارض: تعارض هنگامی بوجود می آید که فرد در مقابل دو هدف قرار گیرد و قادر به انتخاب یکی و کنار گذاشتن دیگری، نیست و لذا فرد علیرغم انتخاب یکی در مقابل دیگری احساس محرومیت میکند به عنوان مثال، دانش آموزی میان انتخاب یکی از دو هدف انجام تکلیف تعیین شده از سوی معلم و انجام ورزش مورد علاقه در یک زمان واحد قرار می گیرد و انتخاب یک مورد با محروم شدن از دیگری همراه می شود و موجب پدیدار شدن فشار و ناراحتی برای او میگردد.
 ب) ناکامی: منظور ناراحتی ناشی از نرسیدن به هدف است. وقتی خود را برای رسیدن به چیزی آماده کنیم در حقیقت به لحاظ روانی بر روی آن سرمایه گذاری می کنیم. این سرمایه گذاری یک نیروی روانی است که با رسیدن به هدف تخلیه می شود. وقتی فردی به هدفی که در نظر گرفته و به لحاظ روانی بر روی آن سرمایه گذاری کرده است نمی رسد نیروی روانی تخلیه نشده و سرگردان باقی می ماند و موجب ناراحتی او می گردد.
ج) استرس (فشار): هنگامی که مجموعه ای عوامل درونی یا بیرونی در ذهن فرد تبدیل به ساختار تهدید کننده یا آسیب روانی میشود. مثلاً دانش آموزی که به منظور کسب نمره خوب (که والدین از او انتظار دارند) خود را در فشار می بیند یا نوجوانی به منظور راه یافتن به دانشگاه فشار زیادی را تحمل می کند. همچنین صربه ها و محرکهای شدید مانند قتل، از دست دادن عزیزان در شرایط غیر قابل انتظار و غیره موجب آسیب به سازمان روانی انسان میشود (لطف آبادی، 1386).
یکی از اختلالات رفتاری شایع در نوجوانان، ناسازگاری اجتماعی آنان میباشد که در ذیل به آن میپردازیم.
2-3 مفهوم سازگاری
برای مفهوم سازگاری تعاریف متعددی از سوی اندیشمندان روان شناسی و جامعه شناسان ارائه شده است. سازگاری به طور کلی رابطه ای است که هر ارگانیسم نسبت به وضع موجود با محیط خود برقرار میسازد. ( افشار نیکان، 1381).
از جمله مفاهیم و اصطلاحات مرتبط با سازگاری، اصطلاح “بهداشت” یا “سلامت ” می باشد. سازمان بهداشت جهانی (WHO)، سلامت یا بهداشت را تحت عنوان “سلانت بدنی، روانی و اجتماعی و عدم وجود بیماری وضعف” تعریف می کند (سیمن، 1989؛ به نقل از سامانی، 1381). با این تعریف می توان سلامت یا بهداشت را حالتی بهینه از سازگاری دانست. بدین لحاظ می توان کیفیت های متفاوتی از سازگاری را در افراد متصور شد،که این کیفیت ها در قالب شاخص های مختلفی همانند عملکرد تحصیلی، سطح فشار روانی، عزت نفس، کفایت اجتماعی، اختلالات عاطفی و توانایی ذهنی و روانی مورد ملاحظه قرار می گیرند. در بررسی های مختلف از شاخص ها و مؤلفه های متفاوتی جهت ارزیابی میزان سازگاری استفاده شده که جدول 2-1 نشانگر نمونه ای از این شاخص ها در مطالعات مختلف است.
جدول2-1:شاخص سازگاری در مطالعات مختلف
شاخص سازگاری
محقق
مدل تحصیلی،کفایت تحصیلی، نشانگان بدنی، اعتیاد و بزهکاری
لامبورن و همکاران(1991)
اختلالات رفتاری، واکنش های روانی
دیویس و کامینگز(1998)
پرخاشگری
نواک و پوسچنر (1999)
کفایت اجتماعی، افسردگی،کفایت تحصیلی و مشکلات رفتاری
نوم و همکاران(1999)
خوداتکایی، فشارهای درونی، معدل تحصیلی و رفتار انحرافی
بیرز و گوستر (1999
احساس تنهایی، اضطراب اجتماعی و اجتناب اجتماعی
جانسون و همکاران(2001)
2-3-1-مبانی نظری سازگاری
2-3-1-1 دیدگاه روان پویایی

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

از چشم انداز روان پویایی، روانکاو احتمالا سازگاری را عدم وجود نسبی واپس رانی مفهوم بندی می کند. شخص (سالم) قادر است تکانه های جنسی یا پرخاشگرانه را بدون رجوع به دفاع های مختلفی که به طرز مؤثری از توانایی های شخص می کاهند، بازشناسی کند (خزائیلی و بوالهری، 1372).
در طول رشد شخصیت دگرگونی های زیادی ممکن است به رشد رفتار ناسازگارانه یا آسیب روانی کمک کند. محرومیت از گرمی مادرانه و عدم مواظبت از کودک در چند ماهه اول زندگی می تواند رشد (خود) را مختل کند. شکست در همانندسازی مناسب باعث می شود (خود) به عنوان مجری شخصیت تضعیف شود (شیلینگ1، 1382 به نقل از مستقیمی و شفیع آبادی،1391).
از بعد دیگر، در مورد ماهیت ناسازگاری در دیدگاه فروید می توان گفت انضباطی که موجب ترس از تنبیه و از دست دادن محبت والدین می شود، کودکان را ترغیب می کند به صورت اخلاقی رفتار کنند و اما کودکانی که والدینشان مرتباً از تهدید، کنترل، دستور و یا فشار جسمانی استفاده می کنند معمولاً بعد از صدمه زدن به دیگران کمتر احساس گناه می کنند. به عنوان مثال: زمانی که پدر و مادری از صحبت کردن با کودک خوداری می کنند و یا عملاً به کودک می گوید او را دوست ندارد، کودکان اغلب بعد از بدرفتاری، شدیداً خود را سرزنش می کنند و ممکن است پیش خود فکر کنند که (( من خوب نیستم و هیچ کسی مرا دوست ندارد)). این کودکان در نهایت وقتی کار خلافی انجام می دهند ممکن است با انکار کردن احساس گناه شدید، از خودشان محافظت کنند. بنابر این، آن ها نیز وجدان ضعیفی را شکل میدهند.
در مقابل نوع خاصی از انضباط به نام القا2 به شکل گیری وجدان کمک می کند. القا یعنی نشان دادن آثار بدرفتاری کودک بر دیگران. القا به کودکان می گوید چگونه رفتار کنند تا بتوانند این اطلاعات را در موقعیت های بعدی به کار برند و والدین با نشان دادن تأثیر اعمال کودک بر دیگران، همدلی و همدردی را ترغیب می کنند که این خود موجب رفتار نوعدوستانه می شود و زمانی که برای تغییر رفتار کودکان دلیل آورده می شود آن ها ترغیب می شوند معیار های اخلاقی را بپذیرند، زیرا عاقلانه هستند. در مقابل، انضباطی که شدیداً به تهدید تنبیه یا دریغ کردن محبت متکی است، کودکان را به قدری مضطرب می کند که نمی توانند به وضوح فکر کنند که چه کاری را انجام دهند. در نتیجه این روش ها باعث نمی شوند که کودکان قواعد اخلاقی را درونی کنند (برک1، 1390).
هم چنین فروید معتقد است فرآیند رشد آدمی نیازمند منع یا بازداری تکانه های کودک وار ناپسند و نادرست است وقتی کودک بزرگتر شد به دوران بزرگسالی رسید به جنگ خود بر علیه این نوع تکانه های ضد اجتماعی و مخرب ادامه می دهد. بیشتر مردم توانایی آن را دارند که این تکانه ها را به شیوه ای رضایت بخش دفع کنند، که به این ترتیب اصطلاحاً دارای رفتار سازگارانه می باشند. اما شایع ترین و معنادارترین تعارض های فرد از امیال و آرزوهای مربوط به مرحله اودیپی سرچشمه می گیرند به طور کلی اختلال های رفتاری دوره کودکی مربوط به روان رنجوری های سرکوب شده می باشد. (ساعتچی، 1386 به نقل از مستقیمی و شفیع آبادی،1391).
به نظر فروید، شخص نوروتیک، کسی است که در او دوره های اضطراب شدید نیاز به وابستگی مفرط به مکانیزم های دفاعی منحرف کننده شخصیت را بوجود آورده است. تجارب آسیب رسان اوان کودکی منبع اضطراب است .عنوان روان پویشی از ضعف شدید (من) ناشی می شود. که نتیجه آن فروپاشی سیستم دفاعی شخصیت و بروز اضطراب مغلوب کننده به دلیل سلطه ی نیروهای ( نهاد) است. همراه با چنین وضعیتی از دست دادن وقوف به زمان و مکان و هذیان و توهم نیز وجود دارد (پور افکاری، 1382).
از دیگر نظریه پردازان روان پویایی آنا فروید نیز معتقد است، نوجوان از احساس رنجش فزاینده ای نسبت به والد هم جنس کاملاً آگاه است و تمایل به زنای با محارم درباره ی والد دیگر بیشتر به طور ناخودآگاه باقی می ماند و هنگامی که نوجوان برای نخستین بار جوشش احساسات اودیپی را می آزماید اولین تکانه او فرار کردن است. نوجوان در حضور والدین احساس تنش و اضطراب می کند و تنها هنگامی که از آنان جدا باشد احساس امنیت می کند. هر نوجوان ممکن است به رفتاری روی آورد که به والدین نیندیشد و از این طریق خود را از قید والدین آزاد نماید. رفتارهایی مانند: گریز از خانه، حبس در اتاق، گرایش به سوی هم سالان خود که با آن ها احساس راحتی دارند، توهین و تحقیر نسبت به والدین و گاهی نیز نوجوانان در صدد بر می آیند که بی توجه به آن چه احساساتشان بر آن وابسته است از خود در مقابل همه احساسات و تکانه ها محافظت کنند. یکی از این روش ها ریاضت کشی است. یعنی نوجوان سعی می کند از هر نوع لذت جسمی بپرهیزد. ممکن است دختران و پسران رژیم

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید